Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English
Persian
water soak
در اب صابون زدن
water soak
در اب خیساندن
Other Matches
soak
خیس خوردن رسوخ کردن
soak
خیساندن
soak
اجرای برنامه یا وسیله به طور پیاپی در یک زمان برای اطمینان از این که به درستی کار میکند
soak
نمزار
soak
غسل
soak
غوطه وری
soak
غوطه
soak
عمل خیساندن خیس خوری
soak
دراب فرو بردن
soak
غوطه دادن
soak
بوسیله مایع اشباع شدن
soak up
<idiom>
خاصیت جنب کردنداشتن
to soak out the salt of
توی اب گذاشتن وکم نمک کردن
to soak oneself
زیاد نوشابه خوردن
to let the peas soak overnight
نخودها را در مدت شب بگذارند بخیسند
water way
راه ابی
water way
ابراهه
water way
مسیل
f.water
عرق رازیانه
first water
بالاترین مقام
first water
درجه اول
by water
از راه رودخانه
water course
مجرای اب
by water
از راه دریا
She let the water out .
آب را ول کرد
mean water
میان اب
water course
حق الشرب
water course
حق المجری
of the first water
بهترین
on the water
در کشتی
water
آب
water still
دستگاه تقطیر اب
by water
با کشتی
water down
<idiom>
ضعیف شدن
to water
آب دادن
to p something with water
اب روی چیزی پاشیدن چیزیراخیس کردن
above water
<adj.>
شناور
to water something
آب دادن
[گیاه]
above water
<adj.>
روی آب
to water
آب ریختن
water
اب
water
ابگونه
water
پیشاب
water
اب دادن
water
مایع
to keep ones he above water
از زیر بدهی بیرون آمدن
water gauge
اندازه اب نما
the water was overknee
اب از زانو میگذشت
water paint
رنگ لعابی
water hyacinth
سنبل ابی
water gauge
اب پیم
water hyacinth
وردالنیل
to drink water
اب اشامیدن
water injection
پاشیدن اب مقطر خالص به داخل سیلندر و موتورپیستونی به منظور سرد کردن مخلوط قابل انفجار و کاهش احتمال بدسوزی
water hardening
سختگردانی با اب
water jump
مانع ابی
water gas
گاز اب
water jacket
ابدان
water glass
اب شیشه
water guage
فشار سنج اب
water hammer
ضربت قوج
to drink water
اب خوردن
water glass
شیشه محلول
water hammer
ضربت قوچ
water hazard
مانع ابی در مسیر گوی گلف
water heater
فرف ابگرم کن
water heater
ابگرم کن
water hole
سوراخ یا شکاف طبیعی رودخانه خشک شده که مقداری اب دران باشد
water hole
چاله اب
water glass
شیشه مایع
water glass
لیوان اب
water jacket
صندوق اب
water jump
چاله ابی در مسیر دو 0003 متربا مانع
water pepper
فلفل ابی
water pipe
لوله اب
water pipe
تنبوشه
water pipe
لوله مخصوص لوله کشی اب
water plate
بشقابی که ته ان دو طبقه وبرای انست که اب گرم درمیان ان بریزند...نگاه دارند
water point
نقطه تقسیم اب
water pollution
الودگی اب
water polo
بازی فوتبال ابی
water polo
واترپلو
water polo
واترپولو
water polo
بازی در استخربطول 02 تا 03 متر و عرض 8 تا 01 متر بین 2 تیم 7نفره
water pressure
فشار اب
swimming with water
غرق اب
water proof
دافع اب
swimming with water
پرازاب
surplus water
ابهای مازاد
water pepper
زنجبیل سگ
table water
سفره اب زیر زمینی
tap water
اب شیر
water level
تراز اب
water level
سطح کوچکی برای کنتل جهت حرکت روی لب
water level
سطح اب
water lily
نیلوفر ابی
water line
خط ابخور ناو
water logging
ابسیری
water loss
ابکاهی
water lowering
زهکشی
water melon
هندوانه
water meter
کنتور اب
water meter
اب سنج
water mill
اسیاب ابی
water mill
اسیاب
water moccasin
مار سمی ابزی جنوب امریکا
water nymph
حوری دریایی
water nymph
الهه دریایی
water proof
رطوبت ناپذیر
unavailable water
رطوبت غیر قابل استفاده
water bailiffs
مامور تفتیش کشتیها در بندر
water bailiffs
مامور جلوگیری از صید غیرمجاز
water balance
بیلان اب
water bearer
دلو
water bearer
ساکب الماء
to keep ones head above water
خود را از بار بدهی رها کردن
water bearer
ریزنده اب ابریز
water bed
تشک لاستیکی که درون انرا پراز اب می کنند
water bed
تشک ابی
water bonded
اب بند شده
water boy
بچه سقا
water boy
سقا
water buffalo
گاو میش اهلی شده اسیایی
water bailiff
میراب
water bag
کیسه اب
water aspirator
خرطوم ابی
underground water
اب زیرزمینی
underground water
اب درون زمین
undermining by water
اب شستگی
undermining by water
اب رفتگی کف
up to the middle in water
تا کمر در اب
to soften a water
سبک ترکردن یاشیرین کردن اب
surplus water
ابهای اضافی
to sniff up water
اب رابه بینی کشیدن
to splash into water
به اب زدن
voidance water
منجلاب
voidance water
زیر اب
wade into the water
راه رفتن در اب
waste water
فاضلاب
water canteen
قمقمه
water car
ارابه اب فروشان
water displacement
زهکشی سیستم زهکشی مهمات نوعی روش پر کردن خرج فسفرسفید در داخل گلوله
water disposal
فاضلاب
water disposal
اگوکشی
water disposal
ساختن اگو
water dog
سگ ابی
water dog
شناگر ماهر
water dog
سگ تربیت شده برای اوردن مرغ ابی
water driver
مقنی
water fast
رنگ نرو
water fast
غیر قابل پاک شدن بوسیله اب
water fast
پارچه شورنرو
water filter
صافی اب
water fowl
مرغ ابی
water fowl
پرنده ابی
water displacement
زهکشی کردن
water damage
خسارت اب دیدگی
water cure
علاج بااب معالجه بااب
water car
ارابه اب پاش
water carriage
حمل از راه اب
water carrier
دلو
water circulation
گردش اب
water coiour
ابرنگ
water colour
ابرنگ
water colour
رنگاب
water colour
نقاشی ابرنگی
water container
فرف اب
water content
درصد رطوبت
water cooling
خنک کنندگی اب
water cooling
خنک کردن بااب
water cress
شاهی اتی
water cure
اب درمان
water front
جبهه رطوبتی
water pump
پمپ اب
water jug
پارچآب
in hot water
<idiom>
در دردسر
THere is not even a ripple in the water .
<proverb>
آب از آب تکان نمى خورد .
If it has not water for me it certainly has bread .
<proverb>
آب براى من ندارد براى تو که دارد .
Water is light .
<proverb>
آب روشنائى است .
How can you know the value of water -you who live .
<proverb>
تو قدر آب چه دانى که در کنار فراتى .
drinking water
آب آشامیدنی
Is there drinking water?
آیا آب آشامیدنی وجود دارد؟
There is no hot water
آب گرم نیست.
some hot water
مقداری آب گرم
some cold water
مقداری آب سرد
mineral water
آب معدنی
a glass of water
یک لیوان آب
Please check the water.
لطفا آب را کنترل کنید.
water pipe
قلیان
water bath
دیگی که دیگ کوچک تری در آن جا بگیرد
water under the bridge
<idiom>
همه چیز عوض شده
hot water
<idiom>
water key
کلیدآب
water separator
جداگرآب
water signs
علائمآبی
water transport
ناقلآب
water under pressure
آبتحتفشار
water/alcohol
آب
water/alcohol
الکل
water butt
سطلیکهمخصوصجمعآوریبارانیاستکهازبام میریزد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com