English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English Persian
weak square خانه ضعیف شطرنج
weak square حفره سوراخ
weak square نقطه ضعف
Other Matches
weak کم بنیه
weak کم مقاومت
weak کم رو
weak کم زور
weak سست کم دوام
weak ضعیف
weak کم دوام
weak سست
weak ناحیه نزدیک نوک شمشیر
weak minded دارای روحیه ضعیف
weak side حمله باتعداد کم جبههای با تعدادکمتر بازیگر
weak kneed بی تصمیم
weak-kneed بی تصمیم
weak-kneed سست عنصر
weak-kneed بی اراده
weak-kneed سست زانو
weak side زمین دور از توپ
weak safety جلوگیری درزمین مهاجم درجبهه او
he is mentally weak عقلا ضعیف است
his english is weak مایه انگلیسی اوکم است
weak current جریان ضعیف
weak economy اقتصاد ضعیف
weak constitution بنیه ضعیف ضعف بنیه مزاج ضعیف
weak currency پول ضعیف
the mareet was weak سست بود
the mareet was weak بازار
weak eyed دارای چشم کم سو
weak sighted دارای چشم کم سو
weak industry صنعت کساد
weak point نقطه ضعیف
weak mixture مخلوط ضعیف
weak minded سست عنصر
weak minded ضعیف الاراده
weak minded سبک مغز
weak letters حروف عله
weak knees زانوی سست بی ثباتی بی عزمی
weak intellect سبک مغزی خبطی کم عقلی
weak industry صنعت ضعیف
weak kneed سست عنصر
weak interaction نیروی هسته ای ضعیف [فیزیک]
weak hearted سبک مغز
weak in health <adj.> سست و کاهل
weak in health <adj.> کسل
as weak as water <idiom> بزدل
as weak as water <idiom> کم جرات
weak tea چای کمرنگ
weak interaction کشش هسته ای ضعیف [فیزیک]
weak kneed بی اراده
weak kneed سست زانو
weak tradition حدیث ضعیف
A strong (weak)coffee (tea,etc. ) قهوه ( چای وغیره ) پررنگ (کم رنگ )
four-square به طور صریح
three square سوهان اهنگری دارای مقطع مثلث شکل
three square دارای سه ضلع مساوی
square in پاس با دویدن دریافت کننده توپ به جلو و تغییر مسیر به کنار و به موازات خط تجمع
square out ضربه از خارج محدوده میلههای کریکت
square away سروسامان دادن به دردسترس قرار دادن
t square خطکش چلیپایی
try square گونیای فلزی
t square خطکش مخصوص ترسیم خطوط موازی
three square بشکل مثلث
four-square محکم
four-square صریح
four-square بیرودربایستی
four-square صادق
four-square راستگو
four-square بیشیله پیله
four-square رک و راست
four-square چهارگوش
four-square قرص
four-square چهار گوشهی کامل
four-square پابرجا
to square up خود را آماده کردن [برای دعوی یا حمله]
square one <idiom> درآغاز
square away <idiom> برنامه ریزی کردن
four-square مصممانه
four-square رک
four-square با صراحت
four-square پراراده
four-square استوار
four-square کاملا مربع
square تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square برابر
mean square یک مربع حسابی
square عادلانه
square منظم حسابی
square منصف
square جذر میدان
square مجذور
on the square بدون کجی
on the square بانصاف
by the square بدقت
square مربع توان دوم
square گوشه دار
square چارگوش
square راست حسینی
square چهارگوش کردن مربع کردن
square بتوان دوم بردن مجذور کردن
square به یک طرف میله وعمود به ان
all square مساوی
square مساوی
square گونیا
square چهار گوش
square مرتب کردن کلاه
four-square مصمم
by the square درست
by the square مطابق نمونه
square واریز کردن
square جوردراوردن
square وفق دادن
on the square بدرستی
out of square کج
out of square خارج از چهار گوش بطور نامنظم یا نادرست
square خانه شطرنج
square مربع
square deal باشرف بودن رک وراست
I cannot square it with my conscience to ... من این را نمی توانم به وجدانم وفق بدهم ...
to be back to square one <idiom> دوباره به اول داستان رسیدن
to be back to square one <idiom> دوباره به سر [آغاز] کار رسیدن
square matrix ماتریس مربعی [ریاضی]
hollow square [گچ بری هرمی رومی]
square root ریشه دوم
square deals تقلب نکردن
square deals باشرف بودن رک وراست
square radian استرادیان [یکای زاویه فضایی ] [ریاضی]
square bracket کروشه
square bracket قلاب
word square جدول کلمات متقاطع
word square acrostic
square root جذر
cross-in-square [کلیسای معمول در رم شرقی با چهار گوشه و میدان و چهار طاق گهواره ای]
black square خانهسیاه
square roots ریشه دوم
square meal غذایمقوی
The Ferdowsi Square . میدان فردوسی
fair and square <idiom> راست وبی پرده
square deal تقلب نکردن
square bracket براکت
set square گونیا
white square خانهسفید
square bet شرطچهارگوش
square flag پرچممربع
square design طرح خشتی [طرح مربع شکل] [این طرح را به دربهای چوبی شبکه ای قدیم نسبت می دهند و بیشتر مربوط به شهرکرد یا چهارمحال می باشد گرچه در مناطق دیگر نیز بافته می شود.]
square number مربع کامل [ریاضی]
square roots جذر
square move حرکت
square neck یقهچهاگوش
square root of جذرعددی
square sail بادبانچهاگوش
square trowel مالهچهاگوش
square wave موج چهار گوش
square potential well چاه مربعی پتانسیل
square pyramid هرم مربع القاعده
square rigger نوعی کشتی بادی
square shooter ادم درستگار
square shooter باشرف
square stone سنگ بادبر
square toed دارای پنجه مربع
square toed قدیمی مسلک
square toed امل
square toed متروکه
square shouldered چهارشانه
square wave موج مربعی
square wave موج مربع
square wave باس ای که عمودی حرکت میکند. به طرف بالا سپس سطح خود را تغییر میدهد وعمودی پایین می آید. بازیابی داده از پایگاه داده ها به کار می رود
square planar مسطح مربعی
square mil میل مربع
square metre متر مربع
root mean square ریشه دوم میانگین حسابی توانهای دوم همه مقادیرممکن یک تابع
square ball پاس عرضی
square base کف گلوله یا قسمت ته گلوله
square dance رقص محلی امریکا
square dance رقص چوبی
square dome چهار طاقی
square inch اینچ مربع
square knot گره مرکب از دونیم کره
square knot گره مربر
square knot گره مربع
square lattice شبکه مربعی
square leg محل بازیگر در ردیف توپزن وکمی دور از او
square matrix ماتریس مربع
square matrix ماتریس مربعی
square wood بریدن الوار
square foot فوت مربع
back square گونیای فلزی که در کارگاههااستفاده میشود
betwixt square گونیا
magic square چار گوشی که خانههای شطرنجی دارد
mean square deviation مغایرت
three square file سوهان سه گوش
square shouldered دارای شانه پهن
mean square deviation اختلاف
to play square راست وحسینی بازی کردن
bevel square گونیا
mean square deviation میزان انحراف متداول
miter square گونیا
flight square خانه فرار شطرنج
chi square مربع خی
square wood چارتراش کردن الوار
steel square گونیای فولادی
t mitre the square گونیا را فارسی کردن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com