English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 92 (6 milliseconds)
English Persian
wild goat بزکوهی تکه
Other Matches
goat ادم شهوانی
f. like a goat پابزی
f. like a goat بزپا
get (someone's) goat <idiom> عصبانی کردن شخص
goat فاسق
goat مرد هرزه
goat ستاره جدی
goat پوست بز
goat تیماج
goat بزغاله
goat بز
goat root عجرم
goat leather تیماج
goat fig انجیروحشی
rock goat بزکوهی
rock goat مرال
angora goat مرغوز
nanny goat بز ماده
goat antelope نوعی بز که از بعضی جهات شبیه بز کوهی است
billy goat بز نر
goat hair موی بز [الیاف نازک و پشمی بز که بیشتر در قسمت های ظریف و تزئینی بافت بدلیل ظرافت آن بکار می رود. بهترین نوع آن مربوط به بز کشمیری هندوستان است که از لحاظ ظرافت و لطافت سبیه ابریشم است.]
to play the giddy goat لودگی کردن
to play the giddy goat سبکی کردن
To get someones goat To utter blasphemies . کفر گفتن
wild a گورخر خردشتی
wild about شیفته
wild about دیوانه
wild وحشی
wild جنگلی
wild خود رو شیفته و دیوانه
wild ریسکی
wild ماجراجویانه
wild garlic والک کوهی
wild rue سداب کوهی اسپند
wild rocket کک کوج
wild rice برنج وحشی
wild rape اهوری تخم خردل
wild pigeon کبوتر چاهی کفتر چاهی
wild parsmip شقاقل مصری
wild parsley انواع هویج وحشی
wild pansy بنفشه فرنگی
wild pansy بنفشه سه رنگ
wild or bohemian زیتون بری
wild oat جوپیغمبری اصل
wild oat جو دو سر
wild rye الیم
wild shot تیر پراکنده
wild shot تیر بی هدف
wild garlic پیاز خرسی
wild garlic سیرخرس
run wild <idiom> غیرقابل کنترل
wild animals حیواناتوحشی
Wild West غرب وحشی
Wild West ایالتهای غربی
wild mustard خردل بری ایهقان
wild marjoram اویشن شیرازی گلپر
wild beast دد وحش
wild basil ضمیران
wild ass گورخر
wild and woolly ژولیده پشمالو
wild and woolly درهم ریخته
wild and woolly کثیف
run wild خودروبودن
run wild بی بند و بار بودن
to drive wild دیوانه کردن
wild beasts جانوران وحشی وحوش
wild boar گرازوحشی
wild bryony پنجه کلاغ
wild land زمین بایر و لم یزرع
wild card روشی که به یک سیستم عامل امکان میدهد تا روی چندین فایل با نامهای مرتبط عملکرد مفیدی داشته باشد
wild flax کتان
wild eyed دارای چشمان وحشی وخیره
wild cord تیم انتخاب شده برای مسابقه اضافی در وضع تساوی طرفین براساس سوابق ان تیم
wild cat بی اعتبار بی پشتوانه نادرست
wild land صحرا بیابان
wild fowl مرغان وحشی پرندگان وحشی
wild rocket oil روغن منداب
wild-goose chases تلاش بیهوده
wild-goose chase تلاش بیهوده
wild goose chase تلاش بیهوده
to have the wild stag's foot <idiom> در چابکی پای آهوی وحشی داشتن.
gum of wild almond زدو
gum of wild almond زد
gum of wild almond ازدو
wild oriental a tree ارژن
wild card character نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد
to sow one's wild oats چل چلی خودرا کردن
to sow one's wild oats جولان خودرادادن
wild goose chase <idiom> ناامیدانه جستجو کردن
wild thymeŠmother of thyme سیسنبر
to goon a wild goose chase درپی کارغیرعملی یامحال رفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com