English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
winning post تیر مقصد
winning post تیری که پایان مسافت دور را نشان میدهد
Other Matches
winning <adj.> دل انگیز
winning استخراج معدن
winning برد فتح و ففر
winning فریبنده
winning دلکش
winning برنده
winning position پوزیسیون برنده
winning party محکوم له
winning streak <idiom> موفقیت پشت موفقیت
winning line خطبرنده
winning the exchang تفاوت گرفتن
winning move حرکت برنده
winning party دادبرده
I have not played my trump ( winning ) card . ورق برنده را هنوز رو نکره ام ( بازی نکردم )
post- تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
post- محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
post- ستون
post- بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post- پست کردن
post- پادگان قرارگاه
post- محل ماموریت موضع
post- گماردن نگهبان قرار دادن
post- مربوط به پست
post- چوب تقویت
post- جرز
post- تیرعمودی
post- تیر
post- دیرک ستون
post- که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post- ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post- وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
to post up مطلع کردن کامل دادن به
to post up تکمیل کردن
the post has come پست وارد شد
the post has come پست رسید
the post has come پست امد
post- صندوق پست تعجیل
out post پاسدار پست نگهبانی پاسداری دادن پاسدار صحرایی
out post نگهبانی
out post نگهبان
last post شیپورعزا
last post شیپور خاموشی
first post شیپور خبر شبانه
ex post به اعتبار گذشته
ex post بوقوع پیوسته
ex post عملی
ex post واقعی
post- وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
Would you post this for me, please? ممکن است لطفا این را برای من پست کنید؟
post- پایگاه
post اگهی کردن اعلان کردن
post سیستم پستی پستخانه
post پادگان قرارگاه
post محل ماموریت موضع
post گماردن نگهبان قرار دادن
post بسته پستی
post مجموعه پستی
post نامه رسان پستچی
post چاپار
post مربوط به پست
post چوب تقویت
post پست کردن
post صندوق پست تعجیل
post عجله
post ارسال سریع پست کردن
post شغل
post مقام مسئولیت
post تیرعمودی
post تیر
post دیرک ستون
post بدیوار زدن
post پاسگاه
post جرز
post پست نظامی
post تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post تیر یا میله در مسیر اسبدوانی
post محل مهاجم محل تیراندازی با تیر و کمان
post- مقام مسئولیت
post- عجله
post بررسی برنامه کامپیوتری یا قطعه سخت افزاری پس از خرابی برای یافتن علت خرابی
post که در زمان چاپ و نه روی صفحه نمایش مرتب شود
post ویرایش یا تغییر متن پس از کامپایل یا ترجمه توسط ماشین
post وارد کردن داده در رکورد فایل . عملی که پس از دیگری رخ میدهد
post- سیستم پستی پستخانه
post- بسته پستی
post- مجموعه پستی
post- نامه رسان پستچی
post- چاپار
post- ارسال سریع پست کردن
post- تیر تلفن وغیره تیردگل کشتی وامثال ان
post- پست نظامی
post ستون
post پایگاه
post- پست
post- بدیوار زدن
post- اگهی کردن اعلان کردن
post- شغل
post پست
post- پاسگاه
post وارد کردن واحدی از اطلاعات در یک رکورد پست جمع داده ها
post order حواله پستی
post oral پشت دهنی
post processing پس پردازی
post paid که پول پست ان از پیش پرداخت شده باشد
post restante پست رستان
post restante پست رستانت
post script SYSTE ADOBE برای طراحی فاهر صفحات درسیستمهای ریزکامپیوتری ساخته شده است یک زبان شرح صفحه که توسط S
post strike بعد از اجرای تک
post race مسابقهای که صاحب اسب قبلا نام اسب را ثبت میکند
post property اموال پادگان
post strike بعد از تک هوایی
post property اموال پادگانی
post processor پس پردارنده
post processor پس پرداز
post processing پس پردازش
post script مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
post position محل اسب در شروع
post parade رژه اسبها تا محل شروع
post road جاده پستی
sentry post پاسگاه
post indexing شاخص گذاری بعدی
post hostilities بعداز خاتمه مخاصمات
post hostilities بعد از خاتمه درگیریها
post horse اسب چاپاری
post hoc پس از این
post haste بسرعت شتاب فراوان
post haste با شتاب فراوان
post glacial تازه
post glacial وابسته بزمانهای پس ازدوره یخ
post general رئیس کل پست
post general رئیس اداره پست
post free بدون نیاز به تمبر زدن
post indexing فهرست سازی بعدی
post juvenal بعد از جوانی
post matter چیزهای پستی
post of duty پاسگاه
post obit بعد ازفوت
post obit قابل اجرا پس از مرگ
post nuptial بعد از ازدواج
post multiplication پس ضرب
post mortem پس از واقعه
post mortem پس از مرگ
post mortem پس از واقع
post meridiem پس از نصف النهار
post meridiem بعداز فهر
post meridian بعد از فهر
post matter محمولات پستی
post flight بعد از خاتمه پرواز هواپیما
post road جاده چاپارخانه دار
post binder پوشهپوستی
newel post تیرعمودیپایهنرده
finishing post پستانتهایی
distance post قرارگاهمحلمسابقه
centre post قسمتبدونآرایش
post-war پس از جنگ
post-industrial فراصنعتی
post-industrial پسصنعتی
post-boxes صندوق پست
post-box صندوق پست
parcel post بسته پستی
whipping post تیری که محکومین بتازیانه رابدان میبندند
post lantern فانوسخیابان
post mill آسیابنصبشده
king-post شاه تیر
hanging-post [تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
hammer-post تیر عمودی
door-post [تیر عمودی در]
crown-post تیرک عمودی
corner-post [پایه ایستاده در سنگ نبش]
angle-post [تیرک عمودی در گوشه ساختمان اسکلت چوبی، واقع در کنج ساختمان]
post knotting پشت زنی [تعویض گره ها بعد از اتمام فرش] [گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
Where is the post office? پستخانه کجاست؟
staging post محلآمادهسازی
border post ساختمانمرزبانی
ring post لبهزمینبوکس
traffic post پست کنترل و عبور مرور پاسگاه کنترل عبور و مرور
to stand to one's post درجایاماموریت خود ثابت ماندن
rotational post شغل در چرخش
rotational post شغل نوبتی
relay post پست رابط پست واسطه
relay post پست رابط ستون
railing post میله نرده
quota post پست دایمی
quota post شغل دایمی
queen post عصا
post union اتحاد پستی بین المللی
post town شهری که پستخانه مستقل دارد
post time زمان شروع اسبدوانی
post test پس ازمون
rudder post ستون تیغه سکان یا ستون پاشنه
safety post پایه ایمنی
take this letter to the post این نامه راببرید به پستخانه
stern post ستون پاشنه ناو
starting post تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
starting post تیرمبدا
sign post تابلو راهنما
side post قائمه
side post باهو
side post بائو
send it by post با پست انرا بفرستید
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com