English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (33 milliseconds)
English Persian
compound : ترکیب کردن امیختن
compounded : ترکیب کردن امیختن
compounds : ترکیب کردن امیختن
Other Matches
attemper نرم کردن امیختن
mix امیختن مخلوط کردن
mixes امیختن مخلوط کردن
intermix در هم امیختن با هم مخلوط کردن
consolidation درهم امیختن تحکیم کردن یکجا کردن یکپارچه
aluminum coating by spraying amalgamate روکش الومینیوم کردن امیختن
immingle بهم امیختن مخلوط کردن
womannize زن صفت کردن مخنث کردن بازنان امیختن
to mull a mull of داغ کردن و امیختن باادویه و قند
premix قبل از مصرف مخلوط کردن پیش امیختن
harmonic motion اهنگ مرکبی که از ترکیب چند موج صوتی ساده تر ترکیب شده باشد
isomer جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomerous جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
composition ترکیب یکان ترکیب رزمی
compositions ترکیب یکان ترکیب رزمی
admix مخلوط شدن بهم پیوستن مخلوط کردن امیختن
incorporates ترکیب کردن
synthesised ترکیب کردن
confect ترکیب کردن
incorporate ترکیب کردن
unite ترکیب کردن
merges ترکیب کردن
merge ترکیب کردن
synthesizing ترکیب کردن
uniting ترکیب کردن
synthesizes ترکیب کردن
synthesized ترکیب کردن
synthesize ترکیب کردن
synthesising ترکیب کردن
unites ترکیب کردن
synthesises ترکیب کردن
incorporating ترکیب کردن
piece ترکیب کردن
make up ترکیب کردن
agglutinate ترکیب کردن
to make up ترکیب کردن
pieces ترکیب کردن
add باخود ترکیب کردن
oxidizing با اکسیژن ترکیب کردن
concocting ترکیب کردن پختن
concocts ترکیب کردن پختن
oxidizes با اکسیژن ترکیب کردن
oxidised با اکسیژن ترکیب کردن
adding باخود ترکیب کردن
oxidize با اکسیژن ترکیب کردن
oxidising با اکسیژن ترکیب کردن
sulphurate با گوگرد ترکیب کردن
mixes مخلوط کردن ترکیب
fluorinate با فلور ترکیب کردن
cumulate ترکیب یامتحد کردن
oxidises با اکسیژن ترکیب کردن
carburet باذغال ترکیب کردن
racemize با اسیدراسمیک ترکیب کردن
carburize باکربن ترکیب کردن
sulfuret باگوگرد ترکیب کردن
adds باخود ترکیب کردن
concoct ترکیب کردن پختن
mix مخلوط کردن ترکیب
nitrify بانیتروژن ترکیب کردن
concocted ترکیب کردن پختن
nitrogenize با نیتروژن ترکیب کردن
work up ترکیب کردن ساختن
sulfurate باگوگرد ترکیب کردن
prepare اماده کردن ساختن ترکیب کردن
prepares اماده کردن ساختن ترکیب کردن
preparing اماده کردن ساختن ترکیب کردن
hydrogenize با هیدروژن ترکیب کردن هیدروژنی کردن
merge ترکیب کردن یکی شدن
merges ترکیب کردن یکی شدن
sulfurize باگوگرد ترکیب کردن بخوردادن
silicate باسیلیکا یا سیلیس ترکیب کردن
phosphatize بافسفات یا اسید فسفریک ترکیب کردن
mercurate باسیماب یاجیوه ترکیب کردن جیوه زدن به
combining ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combine ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
combines ترکیب کردن ماشین درو وخرمن کوبی کمباین
ammoniate با امونیاک ترکیب کردن تحت تاثیر امونیاک قرار دادن تبدیل بامونیاک کردن
unites متحد کردن ترکیب کردن
constituting تاسیس کردن ترکیب کردن
constituted تاسیس کردن ترکیب کردن
constitute تاسیس کردن ترکیب کردن
constitutes تاسیس کردن ترکیب کردن
merge ممزوج کردن ترکیب کردن
unite متحد کردن ترکیب کردن
merges ممزوج کردن ترکیب کردن
uniting متحد کردن ترکیب کردن
linkages ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
linkage ترکیب برنامههای جداگانه با هم و استاندارد کردن فراخوانی ها و ارجاع ها در آنها
edit ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
edited ترکیب برنامههای جداگانه و استاندارد کردن فراخوان ها و مراجعه ها در آنها
brew امیختن
interlard امیختن
meddles امیختن
mingles امیختن
to alloy gold with copper امیختن
incorporating امیختن
mingle امیختن
mingled امیختن
amalgamated امیختن
incorporates امیختن
interblend امیختن
intermixing در هم امیختن
meddle امیختن
meddled امیختن
combine امیختن
mingling امیختن
fused امیختن
combines امیختن
interblend در هم امیختن
combining امیختن
to stir up امیختن
synthetize امیختن
mix امیختن
admix امیختن
brews امیختن
brewed امیختن
fuse امیختن
amalgamating امیختن
amalgamate امیختن
intermingles با هم امیختن
blends امیختن
synthesizing امیختن
immix در هم امیختن
intermingling با هم امیختن
mell امیختن
synthesised امیختن
synthesises امیختن
amalgamates امیختن
inosculate امیختن
intermingled با هم امیختن
blend امیختن
incorporate امیختن
synthesize امیختن
intermingle با هم امیختن
synthesized امیختن
synthesising امیختن
mixes امیختن
synthesizes امیختن
documenting ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
document ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
interwove باهم امیختن
scrambling درهم امیختن
fuse فیوزدارکردن امیختن
carburet باذغال امیختن
fused فیوزدارکردن امیختن
coalesce بهم امیختن
coalescing بهم امیختن
womanize بازنان امیختن
scrambled درهم امیختن
scramble درهم امیختن
mixing in place امیختن در جا مخلوط در جا
knead سرشتن امیختن
kneaded سرشتن امیختن
shuffling بهم امیختن
coalesced بهم امیختن
kneading سرشتن امیختن
interweave باهم امیختن
shuffles بهم امیختن
sulfurate با گوگرد امیختن
kneads سرشتن امیختن
shuffled بهم امیختن
shuffle بهم امیختن
interweaves باهم امیختن
interweaving باهم امیختن
oxygenize با اکسیژن امیختن
coalesces بهم امیختن
plant mixing امیختن در کارخانه
sulfuret با گوگرد امیختن
inviscade با چسب امیختن
oxygenates اکسیژن امیختن
interlace در هم امیختن در هم بافتن
folded بهم امیختن
scrambles درهم امیختن
fold بهم امیختن
intermix بهم امیختن
sentimentalize با احساسات امیختن
oxygenated اکسیژن امیختن
interfusion بهم امیختن
oxygenate اکسیژن امیختن
commingle بهم امیختن
carbonation عمل امیختن با
oxygenating اکسیژن امیختن
inviscate باچیزچسبناک امیختن
immingle درهم امیختن
folds بهم امیختن
pepsinate با جوهر گوارنده امیختن
sulfate با اسید سولفوریک امیختن
sulphate با اسید سولفوریک امیختن
grades جورکردن باهم امیختن
grade جورکردن باهم امیختن
conjugate درهم امیختن توام
loading امیختن موادخارجی به شراب
mixing بهم زدن امیختن
interfuse بهم امیختن افشاندن
sectarianize با احساسات و تعصبات مسلکی امیختن
insalivate با خدو اغشتن با بزاق امیختن
barbarize با تعبیر بیگانه و غیر مصطلح امیختن
slice ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slices ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com