English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (17 milliseconds)
English Persian
operation بخشی از دستور زبان اسمبلی که حاوی نشانههای کد اجرا باشد
Other Matches
microprogram هر دستور زبان اسمبلی کامپیوتر که با زیربرنامه اجرا شود
op register ثباتی که حاوی کد عمل دستور در حال اجرا باشد
do while یک دستور برنامه نویسی زبان سطح بالا که تا موقعی که شرایط معینی وجود داشته باشد دستورالعملهای حلقهای را اجرا میکند
operation ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
statement دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statements دستور برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
tactile صفحه کلیدی که حاوی نشانههای مخصصوص برای انتخاب کلید باشد مثل ایجاد صدا
machine address نوعی برنامه زبان اسمبلی که برای تولید کد که فقط از آدرس و مقدار مطلق استفاده میکند تشکیل شده باشد
fielded بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
fields بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
fields بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
field بخشی از دستور کاپیوتری که حاوی محل داده است
fielded بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
field بخشی از دستور کامپیوتری که حاوی محل داده است
executed بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
execute بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executes بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
executing بخشی از حلقه اجرا در حین اجرای دستور
one plus one address قالب دستور که حاوی محل یک ثبات و محل دستور بعدی باشد
statements خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
statement خط ی در برنامه کامپیوتری که حاوی بیش از یک دستور یا عبارت باشد
assembler برنامه اسمبلی یا برنامهای که برنامه به زبان اسمبلی را به کد ماشین تبدیل میکند
assembler اسمبلی که برنامه به زبان اسمبلی را در دو مرحله به کد ماشین تبدیل میکند. ابتدا آدرسهای ابتدایی ذخیره می شوند و در مرحله دوم آن را به آدرس مطلق تبدیل می کنند
transfer دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد
transfers دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد
transferring دستور برنامه نویسی که حاوی جهش به بخشی از برنامه است در صورتی که وضعی رخ دهد
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
bal زبان ساده شده زبان اسمبلی
statement 1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
statements 1-اصط لاح بیان یک دستور یا یک فرآیند. 2-دستور به زبان اصلی که به چندین دستور که ماشین ترجمه میشود
one for one که برای هر دستور یا کلمه دستور در زبان یک دستور که ماشین تولید میکند
assembly language زبان اسمبلی
assembly language instruction دستورالعمل زبان اسمبلی
assemble ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembled ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
assembles ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
to to ترجمه کد اسمبلی به زبان ماشین
implied addressing دستور اسمبلی که فقط روی یک ثبات کار میکند.
helped پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
help پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
helps پیام کمک که حاوی اطلاعات مفید درباره تابع مشخص یا بخشی از برنامه جاری باشد و نه اطلاعات کلی درباره همه برنامه
actual address دستور نهایی که پس از اعمال تغییرات در دستور ابتدایی اجرا میشود
basics دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
basic دستور تغییر نیافته برنامه که پردازش میشود تا دستور اجرا شدنی بدست آید
GOSUB دستور برنامه نویسی که یک تابع را اجرا میکند و سپس دستور بعدی را برمی گرداند
effective دستور نتیجهای که پس از تغییر در دستور اصلی اجرا میشود
group نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
groups نشانهای که پنجرهای را نشان میدهد که حاوی مجموعهای نشانههای فایل یا برنامه هاست
keyword 1-کلمه دستور در زبان برنامه نویسی برای انجام عملی . 2-کلمه مهم در عنوان یا متنی که محتوای آن را می نویسد. 3-کلمهای که در رابط ه با متنی باشد
languages برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
language برنامهای که را در یک زبان به دستور مشابه در زبان دیگر تبدیل میکند
discrimination instruction دستور برنامه نویسی شرطی که با همراه داشتن محل دستور بعدی که باید اجرا شود و کنترل مستقیم اعمال میکند.
compiler که یک برنامه اصلی را که طبق اصول زبان است به زبان ماشین تبدیل و اجرا میکند
scissoring 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
halts وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halted وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
halt وضعیتی که CPU به دستور غلط برسد یا به دستور نیمه برسد که در برنامه اجرا میشود
macro استفاده از برچسب در زبان برنامه نویسی اسمبلی برای بیان به اسمبلر که تابع ماکرو در آن نقط ه وارد میشود
runs دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
run دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
laptop کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
lapheld کامپیوتر سبکی که قابل حمل باشد ولی نه آن قدر کوچک که به صورت جیبی باشد معمولا حاوی صفحه نمایش صفحه کلید و درایو دیسک است
tag بخشی از دستور کامپیوتری
tags بخشی از دستور کامپیوتری
usenet بخشی از اینترنت که حاوی مجمعی است
backplane بخشی از ساختمان کامپیوتر که حاوی تختههای مدار
enforcement order دستور اجرا
headers بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
fields بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
fielded بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
field بخشی از رکورد کاپیوتری که حاوی محل داده است
header بخشی از داده در ابتدای نوار مغناطیسی که حاوی مشخصات
operation بخشی از حلقه ماشین در حین اجرای دستور
obeying اجرا کردن دستور
obeys اجرا کردن دستور
obey اجرا کردن دستور
obeyed اجرا کردن دستور
grammer دستور زبان
grammar دستور زبان
gramarey دستور زبان
grammars دستور زبان
cards بخشی از حافظه که حاوی نمایش داقیق اطلاعات روی کارت است
punch بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
card بخشی از حافظه که حاوی نمایش داقیق اطلاعات روی کارت است
punched بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
punches بخشی از نوار کاغذی که حاوی سوراخهایی برای نمایش داده است
output بخشی از حافظه که حاوی داده ارسالی به وسیله خروجی دیگر است
outputs بخشی از حافظه که حاوی داده ارسالی به وسیله خروجی دیگر است
operation دستور بعدی برای اجرا را می خوانند
grammarians متخصص دستور زبان
ambiguous grammar دستور زبان مبهم
grammarian متخصص دستور زبان
regular grammar دستور زبان منظم
user بخشی از حافظه که برای کاربر فراهم است و حاوی سیستم عامل نیست
users بخشی از حافظه که برای کاربر فراهم است و حاوی سیستم عامل نیست
multi statement line خط ی از برنامه کامپیوتری که حاوی بیشتر از یک دستور یا عبارت است
operation بخشی از دستور کد ماشین که عملی باید انجام شود را مشخص میکند
operated بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را معرفی میکند
operates بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را معرفی میکند
op code بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را مشخص میکند
operate بخشی از دستور کد ماشین که عملی که باید انجام شود را معرفی میکند
interleaved بخشی از دو برنامه که جداگانه اجرا می شوند به طوری که به نظر همزمان می آید
kill دستور توقف کار کامپیوتر در حین اجرا
kills دستور توقف کار کامپیوتر در حین اجرا
extends بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
extend بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
extending بخشی از CPU که حاوی پیاده سازی سخت افزاری از توابع ریاضی مختلف است
predicate گزاره [در دستور زبان] [ادبیات]
condition ثباتی که حاوی وضعیت CPU پس از اجرای آخرین دستور است
multi- دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
multi دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
operand عملوندی که فقط حاوی اعداد باشد
executable file فایلی که حاوی برنامه باشد و نه داده
multiple نتیجه و محل دستور بعدی که باید اجرا شود
sequences ثبات CPU که حاوی آدرس دستور بعدی برای پردازش است
IAR ثباتی در CPU که حاوی محل دستور بعدی برای پردازش است
sequence ثبات CPU که حاوی آدرس دستور بعدی برای پردازش است
bind به صورتی که قابل اجرا باشد
binds به صورتی که قابل اجرا باشد
IMA سازمان تخصصی که حاوی موضوعاتی مثل قواعد زبان
questionnaire نامه یی که حاوی طلب اطلاع در موردموضوعی باشد
questionnaires نامه یی که حاوی طلب اطلاع در موردموضوعی باشد
modes نوشتن یک دستور که پس از انتخاب دکمهای که به سرخط می رود اجرا میشود
mode نوشتن یک دستور که پس از انتخاب دکمهای که به سرخط می رود اجرا میشود
fetch رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetches رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
fetched رویدادهای که دستور بعدی برای اجرا را از حافظه بازیابی می کنند.
boot روی یک دیسک سخت با بیشتر از یک بخش بخشی که حاوی برنامه راه انداز و سیستم عامل است
catchall بخشی که شامل مواد مختلف وبدون دسته بندی باشد
inspectorate رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
inspectorates رسد بانی بخشی که بدست رسدبانی سپرده شده باشد
next instruction register ثباتی در CPU که حاوی محل ای است که دستور بعدی باید ذخیره شود
unformatted 1-فایل متن که حاوی هیچ دستور فرمت , حاشیه یا نحوه نوشتن نباشد.2-
binary file فایلی که حاوی برنامههای زبان ماشین است فایل دودوئی
hex صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
hexadecimal notation صفحه کلیدی که حاوی کلیدهای مبنای شانزده باشد
threads فایلی که یک ورودی آن حاوی آدرس و داده را دارد باشد.
thread فایلی که یک ورودی آن حاوی آدرس و داده را دارد باشد.
microprogram ثباتی که آدرس ریز دستور بعدی که اید اجرا شود را دارد.
mesne process مراحل مختلفه و احکام وقرارهای مختلف دادگاه تاپیش از دستور اجرا
multiphase program برنامهای که بیشتر از یک دستور بازیابی پیش از خاتمه اجرا نیاز دارد
softer که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد
softest که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد
soft که هنوز بخشی از آن کار میکند حتی اگر مشکلی رخ داده باشد
statements دستور برنامه برای کنترل صفر زبان به کامپایلر,....
statement دستور برنامه برای کنترل صفر زبان به کامپایلر,....
literal دستور کامپیوتر که حاوی شماره فعل یا آدرس استفاده شدنی است و نه برچسب یا محل آن
interpreted زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
interpret زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
interpreting زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
interprets زبان برنامه سازی که توسط مفسر اجرا میشود
cache بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
cache memory بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
caches بخشی در حافظه سریع که چند دستور بعدی که باید توسط پردازنده پردازش شوند را مشخص میکند.
binder را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
machines که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machine که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
machined که قابل اجرا روی هر سیستم کامپیوتری باشد
binders را را به خرمی که قابل اجرا باشد تبدیل میکند
registering ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
registers ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
bugged اطاق یا شیئی که حاوی یک وسیله استراق سمع پنهانی باشد
register ثباتی درCPU که حاوی ادرس محل بعدی دستیابی باشد
status ثباتی که حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
readme file فایلی که حاوی آخرین اطلاعات درباره یک برنامه کاربردی باشد
status کلمهای حاوی اطلاعاتی درباره وضعیت وسیله جانبی باشد
wavetable حافظه در کارت صوتی که حاوی دستگاه ضبط دستگاههای موسیقی واقعی که اجرا می شوند است
object language programming برنامه نویسی به یک زبان ماشین قابل اجرا در یک کامپیوتر بخصوص
cooperative processing سیستمی که در آن یک یا چند کامپیوتر در یک شبکه توزیع شده می توانند بخشی از برنامه یا کار یا مجموعهای از داده ها را اجرا کنند
secondary کانال دوم که حاوی اطلاعات کنترلی ارسالی همزمان با داده باشد
sector جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
sectors جدولی که حاوی سکتورهای غیر قابل استفاده دیسک سخت باشد
step اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
presumptive instruction دستور برنامه تغییر نکرده که پردازش میشود تا دستورات قابل اجرا را بدست آورد
stepping اجرای برنامه کامپیوتری که در هر لحظه یک دستور اجرا شود و برای رفع اشکال است
loan word واژهای که از زبان دیگری گرفته باشد
chrominance signal بخشی از سیگنال مانیتور رنگی که حاوی اطلاعات رنگ کم رنگ واشباع است
sequencer بخشی در ریز پردازنده بیتی که حاوی آدرس ریز برنامه بعدی است
illegal دستور یا فرآیندی که پروتکل سیستم کامپیوتری یا قواعد زبان را دنبال نمیکند
dbase نرم افزار پایگاه داده معروف که حاوی زبان برنامه نویس توکار است
reprogram تغییردادن برنامه به طوری که روی کامپیوتردیگری قابل اجرا باشد
antimatter جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
stationery شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد
identity دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
identities دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
functions دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
function دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
functioned دستور برنامه که اجرا را به یک تابع از پیش تعیین شده می برد یا به یک مجموعه دسورات مرتب نامدار
non procedural language زبان برنامه سازی که دستورات را پشت سرهم اجرا نمیکند و نه توابع فراخوان را
host computer کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
host computers کامپیوتری در شبکه که حاوی سرویس خاص یا زبان برنامه نویس برای همه کاربران است
conditional دستور برنامه سازی که جهش به بخشی از برنامه میکند در صورت برقراری شرطی
unmodified instruction دستور برنامه که مستقیماگ و بدون تغییرات اجرا میشود تا عملیاتی که باید انجام شود را بدست آورد
cache بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
caches بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
cache memory بخشی از حافظه سریع که داده هایی را ذخیره میکند که کامپیوتر بتواند به سرعت به آن دستیابی داشته باشد
section بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
sections بخشی از برنامه اصلی که مستقل اجرا میشود وبدون نیاز به اجرای بقیه برنامه
input دستور زبان برنامه نویسی که منتظر ورود داده می ماند از پورت یا صفحه کلید
directives دستور برنامه نویسی که برای کنترل کردن مترجم زبان به کاپایلر و غیره است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com