English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
double ended machine دستگاه برشکاری و منگنه کاری
Other Matches
hole punching منگنه کاری
punching منگنه کاری
punching machine دستگاه منگنه
blanck cutting دستگاه منگنه
hot quenching منگنه کاری داغ
punch plier انبر منگنه کاری
punching die حدیده منگنه کاری
punching tool پرس منگنه کاری
card punch دستگاه کارت منگنه
automatic punching machine دستگاه منگنه خودکار
folding machine دستگاه خم کاری
shearing strength طول برشکاری
torch cutting [برشکاری شعله ای]
gas cutting برشکاری گازی [مهندسی]
spark cutting process فرایند برشکاری شعلهای
horizontal drilling and milling machine دستگاه مته کاری و فرزکاری افقی
hygrograph دستگاه خود کاری برای اندازه گیری رطوبت جوی
synchro دستگاه تنظیم تیر خودکارپدافند هوایی دستگاه کنترل اتش سنکرونیزه
meteorograph دستگاه ضبط پدیدههای جوی از قبیل گردباد وابر وغیره دستگاه هواشناسی
rawin دستگاه رادارهواسنجی دستگاه هواسنجی دیدبانی بصری مسیر بادهای طبقات بالای جو
attitude director indicator دستگاه نشان دهنده عملیات دستگاه هدایت زاویه تقرب هواپیما به باند
transponder فرستنده خودکار صوتی دستگاه کمک ناوبری خودکارموشک دستگاه کشف و رمزخودکار مکالمات
torches کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
blow torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torched کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torching کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
directional gyro indicator دستگاه ژیروسکوپ سمتی دستگاه سمت نمای ژیروسکوپی
nipper منگنه
fringes منگنه
screw press منگنه
nipped منگنه
nip منگنه
fringe منگنه
punches منگنه
keypunch operator منگنه زن
punched منگنه
nips منگنه
rollers منگنه
moulding press منگنه
roller منگنه
stapler منگنه
punch منگنه
press vice منگنه
punchist منگنه زن
nippers منگنه
print دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
printed دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
semaphore دستگاه مخابره به وسیله پرچم دستگاه علامت ده
ac dc set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
all mains set دستگاه جریان دائم و متناوب دستگاه اونیورسال
prints دستگاه زیراکس دستگاه کپی مواد چاپی
hydrostatic press منگنه ابی
blank منگنه کردن
punched hole سوراخ منگنه
center punch مرکز منگنه
punched card کارت منگنه
perforates منگنه کردن
compressor منگنه کمپرسور
blankest منگنه کردن
perforating منگنه کردن
hollow punch سمبه منگنه
perforate منگنه کردن
punch card برگ منگنه
punch card کارت منگنه
keypunch منگنه کلیدی
keypunch منگنه زدن
reproducting punch منگنه تجدیدشده
keypunching منگنه زنی
card punch کارت منگنه کن
imperforate منگنه نشده
punch position موضع منگنه
compressors منگنه کمپرسور
lever punch منگنه اهرمی
punch position محل منگنه
punch press پرس منگنه
die قالب منگنه
puncher منگنه کننده
hollow out منگنه کردن
gang punch منگنه گروهی
punching منگنه زنی
draw punch منگنه کششی
tape punch نوار منگنه کن
double punch منگنه مضاعف
staple سوزن منگنه
stamper ماشین منگنه
control punch منگنه کنترلی
numeric punch منگنه عددی
drop forge منگنه زدن
digit punch منگنه رقمی
copying press منگنه سوادبرداری
multiple punch منگنه چندگانه
pence for any thing میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
stringing خطوط خاتم کاری و منبت کاری
quad density تکنیکی به اندازه چهار برابرچگالی استاندارد یک دستگاه حافظه خاص بر روی هرواحد فضای ان دستگاه اطلاعات ثبت میکند
keypunch operator متصدی منگنه زنی
punched card کارت منگنه شده
stamp mill ماشین پرس یا منگنه
paper tape punch منگنه کن نوار کاغذی
punch room اطاق منگنه زنی
reproducting punch منگنه تولید شده
punch paper tape نوار کاغذی منگنه
edge punched card کارت لب منگنه شده
overpunch روی هم منگنه کردن
chadless punch منگنه بی خرده کاغذ
stamp منگنه کردن تمبرزدن
twelve punch منگنه سطر دوازدهم
stamps منگنه کردن تمبرزدن
punched tape نوار منگنه شده
punch card machine ماشین کارت منگنه
gang punch منگنه دسته جمعی
hot press منگنه ماشین اهار
paper tape punch منگنه نوار کاغذی
printing punch منگنه کن با قابلیت چاپ
pulmotor دستگاه تنفس مصنوعی دستگاه اکسیژن
compressor دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
facsimile recorder دستگاه عکاسی رادیویی دستگاه فاسیمیل
equilibrator دستگاه متعادل کننده دستگاه موازنه
compressors دستگاه فشار دستگاه متراکم کننده
punched paper tape نوار کاغذی منگنه شده
smashes بشدت زدن منگنه کردن
fuller منگنه شیاردار قالب گیری
rammed دژکوب پیستون منگنه ابی
smash بشدت زدن منگنه کردن
ram دژکوب پیستون منگنه ابی
rams دژکوب پیستون منگنه ابی
letterpress منگنه مسوده کاغذهای کپیه پرس نامه
glid تذهیب کاری [در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
peripheral device دستگاه جانبی دستگاه پیرامونی
flans تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
flan تکه فلزی که با منگنه کردن تبدیل به سکه میشود
magnetometer مغناطیس سنج دریایی دستگاه ولت سنج دستگاه تعیین ولتاژ جریان
performance factor ضربت عمل کرد دستگاه یابازده دستگاه عامل عمل کرددستگاه
rheostatic دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
rheostat دستگاه تنظیم جریانهای متغیر برق دستگاه یا جعبه تنظیم مقاومت
gun slide دستگاه سرسره کشو توپ دستگاه کشوی عاید و دافع توپ
arresting gear دستگاه کم کننده سرعت هواپیما در روی باند دستگاه مهار هواپیما
cold swaging machine دستگاه قالب و سنبه اهنگری سرد دستگاه فشاری حدیده سرد
data transceiver دستگاه مبادله اطلاعات دستگاه گیرنده و فرستنده اطلاعات کامپیوتری
transducer دستگاه گیرنده نیرو از یک دستگاه ودهنده نیرو بدستگاه دیگری
plate milling stand مقام دستگاه فرز غلطکی مقام دستگاه نورد صفحه
cipher device وسیله کشف کردن و کد کردن پیامها دستگاه صفر زنی جعبه یا دستگاه رمز کردن
lazier در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
laziest در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
lazy در رهگیری هوایی یعنی دستگاه یاد شده فعلا مشغول کار است یا از دستگاه یاد شده نمیتوانم استفاده کنم
hard sectored دیسک لرزانی که در ان سوراخهایی به منظور تعیین حدود هر قطاع یا بخش تعبیه و منگنه شده است
dial test indicator دستگاه نشاندهنده مدرج دستگاه ازمایش کننده مدرج
unit دستگاه قسمتی از یک دستگاه
units دستگاه قسمتی از یک دستگاه
drilling pattern نمونه مته کاری الگوی مته کاری
port a punch card علامتی تجاری برای نوع خاصی از کارت منگنه باقسمتهای سوراخ شده که میتواند با یک مداد یا قلم کاملا"برداشته شود
automatic search jammer دستگاه پخش پارازیت خودکاردر دستگاههای ردیابی دستگاه پخش پارازیت خودکار
computer controlled machine دستگاه با فرمان کامپیوتری دستگاه با فرمان الکترونیکی
direct access storage device اسباب حافظه با دستیابی مستقیم دستگاه با ذخیره دستیابی تصادفی دستگاه انباره دستیابی مستقیم
which transponder علامت رمزی است به معنی چه نوع دستگاه گیرنده وفرستنده رمزی روی دستگاه شناسایی دشمن و خودی پدافند هوایی یا برج مراقبت یا برج رادار شناسایی سوارشده است
insulation testing apparatus دستگاه ازمایش عایق بندی دستگاه اندزه گیری عایق بندی
column grinder دستگاه سنگ سمباده با قسمت ساکن دستگاه سنگ سمباده ستونی
intercept receiver دستگاه گیرنده مخصوص استراق سمع دستگاه استراق سمع رادیویی
flexowriter علامت تجارتی نوعی ماشین ابتدایی که برای تولید نوارکاغذی منگنه شده از داده هایی که از یک صفحه کلیدوارد شده اند استفاده می کرده است
laser linescan دستگاه تجسس هدف لیزری دستگاه مراقبت هدف لیزری
survey meter دستگاه دوزسنج تشعشع اتمی دستگاه تشعشع سنج اتمی
telephone repeater دستگاه تقویت صوت تلفنی دستگاه تقویت مکالمه تلفنی
plumbery سرب کاری کارخانه سرب کاری
mosaics موزاییک کاری معرق معرق کاری
punch منگنه کردن سوراخ کردن
punched منگنه کردن سوراخ کردن
punches منگنه کردن سوراخ کردن
preset vector دستگاه نشانه روی بمب خودکار دستگاه نشانه روی پیش تنظیم بمب
traversing mechanism دستگاه حرکت در سمت دستگاه سمت
declination constant زاویه انحراف دستگاه انحراف دستگاه
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
impotence کاری
active کاری
intent on doing anything کاری
flower piece گل کاری
curry powder کاری
curry powders کاری
electroplating اب کاری
impotency کاری
malfunctioned کژ کاری
plastering گچ کاری
plasterwork گچ کاری
inaction بی کاری
under employment کم کاری
currie کاری
malfunctions کژ کاری
feckful کاری
hypofunction کم کاری
malfunction کژ کاری
curry کاری
slobbery تف کاری
parget گچ کاری
curries کاری
effective کاری
plants دستگاه
units دستگاه
device code کد دستگاه
unit یک دستگاه
plant دستگاه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com