English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (21 milliseconds)
English Persian
iterate دوباره گفتن بازگو کردن
Other Matches
repeat بازگو کردن بازگو
repeats بازگو کردن بازگو
repeat دوباره گفتن
repeats دوباره گفتن
reopen دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopens دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopening دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
reopened دوباره شروع کردن سراغاز دوباره کردن بازگشتن به سرفصل
revived دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revives دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
revive دوباره دایر شدن دوباره رواج پیدا کردن نیروی تازه دادن
reeducate دوباره تربیت و هدایت کردن دوباره اموزش دادن
reship دوباره در کشتی گذاشتن دوباره حمل کردن
regained دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regain دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regaining دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
regains دوباره پیدا کردن دوباره رسیدن به
redintegrate دوباره درست کردن دوباره بر قرار کردن
ingemination بازگو
relater بازگو گر
iteration بازگو
iterant بازگو کننده
repeater ساعت زنگی بازگو کننده
repeater تکرارکننده پیام بازگو کننده
recitations از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
recitation از حفظ خوانی بازگو نمودن درس حفظی شرح
it will not bear repeating جندان زشت است که نمیتوان انرا بازگو کرد
unregenerated دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
unregenerate دوباره بنانشده دوباره تولید نشده گناهکار
sass بابی احترامی صحبت کردن با گستاخانه سخن گفتن با بیشرمانه گفتگو کردن
greeted درود گفتن تبریک گفتن
greet درود گفتن تبریک گفتن
to answer in the a اری گفتن بله گفتن
greets درود گفتن تبریک گفتن
complementing تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
ranted لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
complement تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
rant لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
rants لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
complemented تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
ranting لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
complements تملق گویی کردن خوشامد گفتن تکمیل کردن
ranten لفافی کردن یاوه سرایی کردن بیهوده گفتن
tempering (metallurgy) بازپخت [سخت گردانی] [دوباره گرم کردن پس ازسرد کردن] [فلز کاری]
revamping دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamp دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamped دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
revamps دوباره وصله یا سرهم بندی کردن نو نما کردن
repeat بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeats بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
relay دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relays دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
relayed دوباره پخش کردن اعلام خبر کردن
overpacking دوباره لفاف کردن یا بسته بندی کردن
have it <idiom> گفتن ،ادعا کردن
declare افهار کردن گفتن
come out with <idiom> بیان کردن ،گفتن
declares افهار کردن گفتن
declaring افهار کردن گفتن
turn thumbs down <idiom> رد کردن،نپذیرفتن ،نه گفتن
refreshes دوباره پر کردن
refresh دوباره پر کردن
refill دوباره پر کردن
replenishes دوباره پر کردن
refreshed دوباره پر کردن
replenished دوباره پر کردن
replenish دوباره پر کردن
refills دوباره پر کردن
refilling دوباره پر کردن
double-check <idiom> دوباره چک کردن
refilled دوباره پر کردن
replenishing دوباره پر کردن
loop تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
looped تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
loops تابع یا مجموعه دستورات در برنامه کامپیوتر که دوباره و دوباره تکرار می شوند تا آزمایشی نشان دهد که به شرط مط لوب رسید و یا برنامه کامل شود
rumored شایعه گفتن و یا پخش کردن
cite اتخاذ سند کردن گفتن
rumors شایعه گفتن و یا پخش کردن
cites اتخاذ سند کردن گفتن
citing اتخاذ سند کردن گفتن
rumour شایعه گفتن و یا پخش کردن
abdicate تفویض کردن ترک گفتن
abdicated تفویض کردن ترک گفتن
abdicates تفویض کردن ترک گفتن
rumours شایعه گفتن و یا پخش کردن
cited اتخاذ سند کردن گفتن
abdicating تفویض کردن ترک گفتن
rumor شایعه گفتن و یا پخش کردن
rumoured شایعه گفتن و یا پخش کردن
welcomed خوشامد گفتن پذیرایی کردن
lecture سخنرانی کردن خطابه گفتن
hallucinates هذیان گفتن اشتباه کردن
lecturing سخنرانی کردن خطابه گفتن
enouce بیان کردن بصراحت گفتن
hallucinating هذیان گفتن اشتباه کردن
gratulate تبریک گفتن سلام کردن
enunciating اعلام کردن صریحا گفتن
enunciates اعلام کردن صریحا گفتن
welcome خوشامد گفتن پذیرایی کردن
welcomes خوشامد گفتن پذیرایی کردن
hallucinated هذیان گفتن اشتباه کردن
enunciate اعلام کردن صریحا گفتن
hallucinate هذیان گفتن اشتباه کردن
welcoming خوشامد گفتن پذیرایی کردن
enunciated اعلام کردن صریحا گفتن
tongues گفتن دارای زبانه کردن
lectures سخنرانی کردن خطابه گفتن
lectured سخنرانی کردن خطابه گفتن
regarding دوباره تسطیح کردن
reconditioned دوباره درست کردن
reconditions دوباره درست کردن
revise دوباره چاپ کردن
reinstates دوباره برقرار کردن
revalidate دوباره پادار کردن
relived دوباره تجربه کردن
reinstall دوباره برقرار کردن
resurfaces دوباره روکاری کردن
resorb دوباره جذب کردن
re strain دوباره صاف کردن
reliving دوباره تجربه کردن
reinstating دوباره برقرار کردن
relives دوباره تجربه کردن
redefining دوباره تعریف کردن
reassociate دوباره متحد کردن
rebuilds دوباره ساختمان کردن
retranslate دوباره ترجمه کردن
retaken دوباره تسخیر کردن
cold start دوباره روشن کردن
redistributed دوباره پخش کردن
republish دوباره منتشر کردن
revising دوباره چاپ کردن
reinstated دوباره برقرار کردن
rebuild دوباره ساختمان کردن
redistribute دوباره پخش کردن
recondition دوباره درست کردن
redistributes دوباره پخش کردن
redevelops دوباره پیشرفته کردن
redefines دوباره تعریف کردن
relive دوباره تجربه کردن
reassociate دوباره معاشرت کردن
reorganised دوباره متشکل کردن
reasure دوباره بیمه کردن
retake دوباره تسخیر کردن
redefined دوباره تعریف کردن
redistributing دوباره پخش کردن
redefine دوباره تعریف کردن
revises دوباره چاپ کردن
re export دوباره صادر کردن
rescheduling دوباره برنامهریزی کردن
reorganising دوباره متشکل کردن
redeveloping دوباره پیشرفته کردن
reuse دوباره استفاده کردن
rejuveoize دوباره جوان کردن
reinsure دوباره بیمه کردن
reorganize دوباره متشکل کردن
reorganized دوباره متشکل کردن
reorganizes دوباره متشکل کردن
resurface دوباره روکاری کردن
re establish دوباره برپا کردن
reappraised دوباره ارزیابی کردن
re establish دوباره تاسیس کردن
regains دوباره تصرف کردن
re form دوباره درست کردن
retry دوباره ازمایش کردن
remonetize دوباره رایج کردن
regained دوباره تصرف کردن
re paving دوباره فرش کردن
rebind دوباره صحافی کردن
reorganises دوباره متشکل کردن
retry دوباره محاکمه کردن
reoccupy دوباره اغاز کردن
regain دوباره تصرف کردن
back fill عمل دوباره پر کردن
recollecting دوباره جمع کردن
recollects دوباره جمع کردن
redevelop دوباره پیشرفته کردن
rephrased دوباره عبارتبندی کردن
recalculate دوباره حساب کردن
renegotiate دوباره مذاکره کردن
reschedule دوباره برنامهریزی کردن
reorder دوباره مرتب کردن
reappraise دوباره ارزیابی کردن
rephrases دوباره عبارتبندی کردن
rephrasing دوباره عبارتبندی کردن
redeveloped دوباره پیشرفته کردن
reorganizing دوباره متشکل کردن
reappraises دوباره ارزیابی کردن
resurfaced دوباره روکاری کردن
recollect دوباره جمع کردن
recollected دوباره جمع کردن
reimport دوباره وارد کردن
reschedules دوباره برنامهریزی کردن
re sort دوباره جور کردن
restart روشن کردن دوباره
rescheduled دوباره برنامهریزی کردن
rephrase دوباره عبارتبندی کردن
rewake دوباره بیدار کردن
remarried دوباره عروسی کردن
rewire دوباره سیمکشی کردن
remarries دوباره عروسی کردن
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com