English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (15 milliseconds)
English Persian
field operating عمل کننده در صحرا
Other Matches
fields صحرا
field صحرا
fielded صحرا
afield در صحرا
wild land صحرا بیابان
desert دشت صحرا
field buying خرید در صحرا
field maintenance نگهداری در صحرا
champaign جلگه صحرا
deserts دشت صحرا
deserting دشت صحرا
field work کار در صحرا
fields میدان رزم صحرا
fields بمیدان یا صحرا رفتن
fielded میدان رزم صحرا
fielded بمیدان یا صحرا رفتن
field میدان رزم صحرا
field بمیدان یا صحرا رفتن
nomadically بشیوه صحرا گردان و چادرنشینان
wilderness صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
wildernesses صحرا سرزمین نامسکون و رام نشده
field stockade کالاهای انبار شده در صحرا یا میدان جنگ
walkabouts بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
walkabout بازگشت بومی استرالیایی به زندگی صحرا گردی
shinny نوعی بازی هاکی غیررسمی در صحرا و بیابان
fielder بازیکن میدان فوتبال وغیره صحرا نورد
field expedient روشهای اضطراری اخراجات در صحرا تدابیر صحرایی
field buying خرید کردن در صحرا خرید محلی
corrector جبرانگر تعدیل کننده تصحیح کننده تنظیم کننده
field storage انبار کردن کالا در صحرا انبار مهمات در فضای باز کوپه مهمات روباز
altitude/height hold متوقف کننده سقف پروازهواپیما محدود کننده خودکارارتفاع پرواز هواپیما
marshaller هدایت کننده به محل تجمع جمع اوری کننده یکان
propounder ابراز کننده یا مطرح کننده وصیت نامه در دادگاه امورحسبی
inhibitor کنترل کننده سوزش خرج موشک ممانعت کننده ازاشتعال
quick disconnect coupling کوپلینگی برای لولههای ی سیالات دارای دریچههای مسدود کننده و اجزاء اب بندی- کننده
primers وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
sensor گیرنده یادریافت کننده خاطرات حسی ضبط کننده
primer وسیله به کار اندازنده مشتعل کننده گرم کننده
homogeneous computer network یچ کننده و توزیع کننده که همه کانالهای داده آن از پروتکل و نرخ ارسال یکسان استفاده می کنند
makgi boowi نقاط حمله کننده و دفاع کننده تکواندو
interceptor هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
vasomotor اعصاب تنگ کننده وگشاد کننده رگها
interceptors هواپیمای رهگیری کننده استراق سمع کننده
del credere وصول کننده مطالبات تضمین کننده طلبها
distractive گیج کننده برگرداننده یا اشغال کننده فکر
steam fitter نصب کننده وتعمیر کننده لولههای بخار
changer دواتصال کننده که اتصال کننده مادگی را به نری
detonators منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
detonator منفجر کننده مشتعل کننده چاشنی منفجرکننده
search jammer تولید کننده پارازیت در انتن رادار وسیله جلوگیری کننده از تجسس رادار وسیله جلوگیری کننده از مراقبت
sprining charge خرج چال کننده یا گود کننده
claqueur تشویق کننده [یا هو کننده] استخدام شده
expostulator سرزنش کننده نصیحت کننده باسرزنش
padding پنهان کننده یااستتار کننده پیامها
suppressive خنثی کننده اتش سرکوب کننده
prepossessing مجذوب کننده جلب توجه کننده
astigmatizer وسیله استیگمات کننده وسیله تقویت کننده مسافت یاب برای دیدن نور کم در شب
stop order دستور عدم پرداخت از طرف صادر کننده سند مالی به مرجع پرداخت کننده
whetstone تیز کننده تند کننده
toasters سرخ کننده برشته کننده
corruptor فاسد کننده منحرف کننده
modulator demodulator تلفیق کننده- تفکیک کننده
the producer and the consumer تولید کننده و مصرف کننده
thwarter خنثی کننده مسدود کننده
supplicant درخواست کننده تضرع کننده
lifter مرتفع کننده برطرف کننده
diverting سرگرم کننده منحرف کننده
suberter سرنگون کننده تضعیف کننده
acknowledger تصدیق کننده قبول کننده
presenters ارائه کننده معرفی کننده
presenter ارائه کننده معرفی کننده
striking force نیروی تک کننده یا کمین کننده
toaster سرخ کننده برشته کننده
vibrators ارتعاش کننده نوسان کننده
vibrator ارتعاش کننده نوسان کننده
sniffy افهار تنفر کننده فن فن کننده
discriminant تفکیک کننده جدا کننده
hanger اویزان کننده معلق کننده
hangers اویزان کننده معلق کننده
supplicants درخواست کننده تضرع کننده
favourer یاری کننده مساعدت کننده
accaimer هلهله کننده تحسین کننده
spell binder مسحور کننده مجذوب کننده
modifiers اصلاح کننده تعدیل کننده
modifier اصلاح کننده تعدیل کننده
desolater ویران کننده متروک کننده
desolator ویران کننده متروک کننده
designative اشاره کننده تعیین کننده
trimmer دستکاری کننده صاف کننده
divider جدا کننده تقسیم کننده
thickeners غلیظ کننده پرپشت کننده
corrupter فاسد کننده منحرف کننده
provisioner تدارک کننده تهیه کننده
practicer تمرین کننده مشق کننده
oppressive خورد کننده ناراحت کننده
contractive جمع کننده چوروک کننده
presentor ارائه کننده معرفی کننده
preventive حفافت کننده جلوگیری کننده
gesticulant اشاره کننده وحرکت کننده
intermediaries وساطت کننده مداخله کننده
coordinator هم اهنگ کننده هماهنگ کننده
cogitator اندیشه کننده مطالعه کننده
thickener غلیظ کننده پرپشت کننده
insulators جدا کننده عایق کننده
venerator تکریم کننده ستایش کننده
insulator جدا کننده عایق کننده
prosecutor پیگرد کننده تعقیب کننده
homager تجلیل کننده کرنش کننده
prosecutors پیگرد کننده تعقیب کننده
transmitters منتقل کننده مخابره کننده
transmitter منتقل کننده مخابره کننده
intermediary وساطت کننده مداخله کننده
fuel cooled oil cooler خنک کننده روغن که در ان ازسوخت بعنوان ماده خنک کننده استفاده میشود
skeletonizer تهیه کننده استخوان بندی یا کالبد چیزی تهیه کننده رئوس مطالب
dragger شرکت کننده در مسابقه اتومبیلرانی سرعت شرکت کننده درمسابقه سرعت موتورسیکلت رانی شرکت کننده در مسابقه قایقرانی سرعت
plasticizer ماده سخت کننده و کشدار کننده خرج انفجار یا خرج تلاش
procuring activity یکان تهیه کننده و تحویل دهنده اماد قسمت اماد کننده
agent authentication معرفی قسمت مخابره کننده اعلام معرف مخابره کننده
parity bit عدد یا علامت طراز کننده متعادل کننده عدد تعادل
components اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
component اجزای تشکیل دهنده نیروی مسلح شرکت کننده در عملیات جزء یا قطعهای از یک وسیله کامل یکان شرکت کننده در عملیات
user freindly اسان برای استفاده کننده ارتباط دوستانه با استفاده کننده سیستم محاسباتی که امکانات لازم برای توانایی هاو محدودیتهای اپراتور رافراهم می سازد
dismantling shot تیر قطعه قطعه کننده گلوله تخریب کننده
voltage stabilizer تثبیت کننده فشار الکتریکی تثبیت کننده ولتاژ
families محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
family محدوده ماشین ها از یک تولید کننده که با سایر محصولات در همان خط از همان تولید کننده سازگارند
tipper کج کننده واژگون کننده
army component نیروی زمینی شرکت کننده درعملیات یکان زمینی شرکت کننده در عملیات مشترک قسمت زمینی
supporting arms نیروی پشتیبانی کننده یکانهای پشتیبانی کننده
requistioner قسمت درخواست کننده تهیه کننده درخواست
flares گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
stabilizer تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
stabilisers تثبیت کننده میز تثبیت کننده مسیر
flare گلوله روشن کننده موشک روشن کننده
negative true logic سیستمی منطقی که در ان یک ولتاژ بالا بیان کننده بیت صفرو یک ولتاژ پایین بیان کننده بیت یک میباشد
delay release sinker وسیله غوطه ور کننده مین زمانی غوطه ور کننده مین تاخیری
desiccant مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
radar picket ناو تقویت کننده رادار هواپیمای تقویت کننده رادار
analysis staff ستاد تجزیه و تحلیل کننده گروه تجزیه و تحلیل کننده
gyro repeater تکرار کننده سمت ژیروسکوپی ناو تکرار کننده سمت هدایت نجومی ناو
component command قرارگاه نیروی شرکت کننده درعملیات فرماندهی نیروی مسلح شرکت کننده درعملیات
jumper شوت کننده با پرش پرش کننده
jumpers شوت کننده با پرش پرش کننده
out side دریافت کننده سرویس دریافت کننده سرویس اسکواش
repudiationist رد کننده
thinner کم کننده
whisperer پچ پچ کننده
crepitant خش خش کننده
mumbler من من کننده
benders خم کننده
bender خم کننده
attacking تک کننده
refutative رد کننده
refutatory رد کننده
sensor حس کننده
puffer پف کننده
solvent اب کننده
fizzy کف کننده
solvents اب کننده
jaberer پچ پچ کننده
doer کننده
deletive حک کننده
renunciant کننده
doers کننده
renunciant رد کننده
catterer پچ پچ کننده
refuser رد کننده
skittish رم کننده
abjurer or abjuror کننده
hopper لی لی کننده
hoppers لی لی کننده
mauler له کننده
commulator یک سو کننده
percutient دق کننده
rebutter رد کننده
deflective کج کننده
attenuant اب کننده
fillets پر کننده
filleting پر کننده
ear-splitting کر کننده
crusher له کننده
bandwidth یچ کننده
prattfall پچ پچ کننده
prater پچ پچ کننده
mitigatory کم کننده
mitigative کم کننده
surfy کف کننده
noncommittal رد کننده
swooner غش کننده
fillet پر کننده
syncopator غش کننده
filleted پر کننده
solver حل کننده
wheeziest خس خس یا خر خر کننده
bidders کننده
fillers پر کننده
squelcher له کننده
fluxing oil اب کننده
spurner رد کننده
squasher له کننده
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com