English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (10 milliseconds)
English Persian
tiring house محل تعویض لباس هنرپیشه
tiring room محل تعویض لباس هنرپیشه
Other Matches
post knotting پشت زنی [تعویض گره ها بعد از اتمام فرش] [گاه جهت تعویض نگاره ها در قسمتی از فرش بافته شده و یا جهت قدیمی جلوه دادن فرش با تعویض گره ها در محل درج تاریخ، گره ها را تعویض می کنند.]
to dress [put on your clothes or particular clothes] لباس پوشیدن [لباس مهمانی یا لباس ویژه] [اصطلاح رسمی]
motley مختلط لباس رنگارنگ دلقک ها لباس چهل تکه
litter relay point نقطه تعویض برانکاردکشها نقطه تعویض حمل مجروحین
hang out پهن کردن لباس [روی بند لباس]
life jacket لباس نجات لباس چوب پنبهای
actor هنرپیشه
actors هنرپیشه
thespians هنرپیشه
thespian هنرپیشه
premiered هنرپیشه برجسته
an aspiring actress هنرپیشه ای [زن] نامجو
premieres هنرپیشه برجسته
playact هنرپیشه شدن
craftsman هنرپیشه صنعت گر
craftsmen هنرپیشه صنعت گر
scene stealer هنرپیشه خودنما
artist هنرپیشه صنعتگر
premiering هنرپیشه برجسته
artists هنرپیشه صنعتگر
premier هنرپیشه برجسته
premiere هنرپیشه برجسته
premiers هنرپیشه برجسته
stand-in جانشین هنرپیشه شدن
stand in جانشین هنرپیشه شدن
audition ازمایش هنرپیشه سامعه
auditioned ازمایش هنرپیشه سامعه
auditioning ازمایش هنرپیشه سامعه
auditions ازمایش هنرپیشه سامعه
player هنرپیشه بازیکن ورزشی
prima ballerinas هنرپیشه اول بالت
mimer هنرپیشه مقلد وکمیک
stand-ins جانشین هنرپیشه شدن
prima ballerina هنرپیشه اول بالت
comedian هنرپیشه نمایشهای خنده دار
comedians هنرپیشه نمایشهای خنده دار
leading man هنرپیشه مرد اول نمایش یافیلم سینمایی
mummer هنرپیشه صامت بازیگر نقابدار ایام نوئل
character actor هنرپیشه ای که نقش اشخاص نابهنجار یاعجیب و غریب را بازی میکند
steam iron ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam irons ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
uniform لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
uniforms لباس متحدالشکل لباس نظامی متحدالشکل
shift تعویض
replacements تعویض
line feed تعویض خط
resignations تعویض
resignation تعویض
replacement تعویض
swapping تعویض
shifted تعویض
substituent تعویض
stage set تعویض سن
switchover تعویض
refills تعویض
switches تعویض
switches تعویض جا
rotation تعویض
quid pro quo تعویض
refill تعویض
quid pro quos تعویض
refilled تعویض
replaced تعویض
replace تعویض
replacing تعویض
refilling تعویض
replaces تعویض
switched تعویض جا
switched تعویض
switch تعویض جا
interchanging تعویض
interchanged تعویض
interchange تعویض
substitution تعویض
switch تعویض
shifts تعویض
interchanges تعویض
adjournment برخاست تعویض
supplanting تعویض کردن
relief in place تعویض در محل
supplanted تعویض کردن
sub تعویض بازیگر
adjournments برخاست تعویض
refillable قابل تعویض
line replacement تعویض خط جبهه
frequency changing تعویض فرکانس
oil change تعویض روغن
maintenance تعویض قط عات و...
line feed تعویض سطر
alternation تعویض قطب
interchange circuit مدار تعویض
pole changing تعویض قطب
supplants تعویض کردن
subs تعویض بازیگر
supplant تعویض کردن
replacements تعویض یکانها
alternates تعویض متناوب
exchange point نقطه تعویض
direct exchange تعویض باداغی
commutating switch کلید تعویض
changer تعویض کننده
change court تعویض زمین
automatic carriage تعویض خودکار
rotation تعویض محل
alteration تعویض کردن
alternated تعویض متناوب
modification تعویض مدل
relieve تعویض نگهبانی
replacements تعویض قطعه
lead through تعویض سرپرست
interchangeability قابلیت تعویض
illumination change تعویض روشنایی
fungible قابل تعویض
fungibility قابلیت تعویض
foreign exchange تعویض خارجی
rotation تعویض یکانها
replacement تعویض قطعه
replacement تعویض یکانها
relieving تعویض نگهبانی
relieves تعویض نگهبانی
alternate تعویض متناوب
changing تعویض مبادله
substitution تعویض جانشینی
changes تعویض مبادله
changed تعویض مبادله
replacement cost هزینه تعویض
replacer تعویض کننده
shifter تعویض کننده
shifted تعویض کردن
restaging تعویض محل
change تعویض مبادله
shifts نوبت تعویض
shifts تعویض کردن
interchangeable قابل تعویض
shifted نوبت تعویض
substitute تعویض بازیگر
replaceable قابل تعویض
substitutable قابل تعویض
substituting تعویض بازیگر
request substitution تقاضای تعویض
substitutionary تعویض جانشینی
shift نوبت تعویض
substituted تعویض بازیگر
shift تعویض کردن
symmetrical exchange تعویض قرینه
turn over برگردان تعویض
to shift تعویض کردن
exchanged مبادله کردن تعویض
switch over تعویض کردن برق
courier transfer station ایستگاه تعویض پیک
exchangeable disk دیسک قابل تعویض
broadband exchange تعویض پهن باند
exchanges مبادله کردن تعویض
changing the goal keeper تعویض دروازه بان
change of service تعویض سرویس والیبال
replacing چیزی را تعویض کردن
put تعویض کردن انداختن
relief in place تعویض یکانها در محل
replaced چیزی را تعویض کردن
puts تعویض کردن انداختن
putting تعویض کردن انداختن
replace چیزی را تعویض کردن
aircraft handover تعویض کنترل هواپیما
anastrophe تعویض کلمات یک عبارت
trade something in <idiom> تعویض وسایل کهنه
exchanging مبادله کردن تعویض
board exchange warranty ضمانت تعویض برد
beater ejector دکمه تعویض سر همزن
replaces چیزی را تعویض کردن
substitutive وابسته به تعویض یا جابجاسازی
exchange مبادله کردن تعویض
substituent قابل تعویض توکیلی
shift colors پرچم را تعویض کنید
substituted تعویض کردن جابجاکردن
new line character دخشه تعویض سطر
substituted تعویض جانشین کردن
shiftable قابل تعویض یا انتقال
substitute تعویض کردن جابجاکردن
linear amplifier تعویض کننده خطی
substitute تعویض جانشین کردن
substituting تعویض جانشین کردن
substituting تعویض کردن جابجاکردن
irreplaceable غیر قابل تعویض
noninterchanging states حالتهای تعویض نشدنی
gear change box جعبه تعویض دنده
line feed character دخشه تعویض پذیر
pole changing switch کلید تعویض قطب
renewable fuse فیوز تعویض پذیر
pole changer تعویض کننده قطب
shift colors تعویض پرچم ناو
bank restriction ممنوعیت تعویض پول با طلا
nineteen علامت تعویض دروازه بان
nineteens علامت تعویض دروازه بان
CD دیسک فشرده یا تعویض دایرکتوری
pole changing motor موتور با قطبهای قابل تعویض
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
switch تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
chopped تعویض کنترل عملیاتی یکانها
chop تعویض کنترل عملیاتی یکانها
switched تعویض محل دو بازیگر پس ازسرویس
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com