| Total search result: 201 (3 milliseconds) |
|
|
|
| English |
Persian |
| tag sort |
مرتب سازی برچسب جورسازی برچسب |
|
|
|
|
| Other Matches |
|
| minor sort |
مرتب سازی جزیی جورسازی فرعی |
| tickets |
برچسب برچسب زدن به |
| ticket |
برچسب برچسب زدن به |
| interior label |
برچسب مشخصات ذخیره شده روی رسانه ذخیره سازی |
| sorted |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
sort |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
| sorts |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند تا مرتب شوند |
| stigma |
برچسب |
| label |
برچسب |
banderol |
برچسب |
| self-adhesive labels |
برچسب |
| lable |
برچسب |
| stigmas |
برچسب |
| branding |
برچسب |
| brands |
برچسب |
| volume |
برچسب |
| quasi- |
برچسب |
| volumes |
برچسب |
| adhesive label |
برچسب |
| labeling |
برچسب |
| tags |
برچسب |
| labels |
برچسب |
| tag |
برچسب |
| labelled |
برچسب |
| brand |
برچسب |
banderole |
برچسب |
| lable |
برچسب زدن |
| statement label |
برچسب حکم |
| statement label |
برچسب جمله |
| label record |
مدرک برچسب |
| labeled |
برچسب دار |
| tag |
برچسب زدن |
| labelling |
برچسب زنی |
| lable record |
رکورد برچسب |
| lablling |
برچسب زنی |
| lable paper |
کاغذ برچسب |
| tags |
برچسب زدن |
| label prefix |
پیشوند برچسب |
| bookplate |
برچسب کتاب |
| header label |
برچسب سرامد |
| label |
برچسب زدن |
| volume label |
برچسب حجم |
| book plates |
برچسب کتاب |
| labels |
برچسب زدن |
| file label |
برچسب فایل |
bale breaker |
برچسب عدل |
| file label |
برچسب پرونده |
| book plate |
برچسب کتاب |
| external label |
برچسب خارجی |
| volume label |
برچسب دیسک |
| tag file |
فایل برچسب |
| tag file |
پرونده برچسب |
| labelled |
برچسب زدن |
| tally plate |
برچسب ازمایش |
| tally plate |
برچسب تست |
| tape label |
برچسب نوار |
| labeling |
برچسب زدن |
sort |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
| sorts |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
| sorted |
الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند |
| undefined label |
برچسب تعریف نشده |
| volume table of constants |
جدول برچسب محتویات |
| string |
برچسب مشخصات یک رشته |
| tallying |
جای چوبخط برچسب |
| tally |
جای چوبخط برچسب |
| tallied |
جای چوبخط برچسب |
| price tag |
برچسب قیمت کالا |
| tallies |
جای چوبخط برچسب |
| trailer label |
برچسب پشت بند |
| labeled file |
پرونده برچسب دار |
| data set label |
برچسب مجموعه داده ها |
| repeating label |
برچسب یا مطلب مکرر |
| tag |
برچسب زدن بدنبال اوردن |
| label |
چاپ آدرسهای روی برچسب |
| labeling |
چاپ آدرسهای روی برچسب |
| labels |
چاپ آدرسهای روی برچسب |
| tags |
برچسب زدن بدنبال اوردن |
| labelled |
چاپ آدرسهای روی برچسب |
| programmed label |
برچسب برنامه ریزی شده |
| dockets |
لیست محتوای بسته بندی برچسب |
| formats |
با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب |
| label |
برچسب زدن طبقه بندی کردن |
| labels |
برچسب زدن طبقه بندی کردن |
format |
با استفاده فیلدهای عملوند و عملیات و برچسب |
| vtoc |
فهرست راهنما جدول برچسب محتویات |
| labelled |
برچسب زدن طبقه بندی کردن |
| docket |
لیست محتوای بسته بندی برچسب |
| docketed |
لیست محتوای بسته بندی برچسب |
| docketing |
لیست محتوای بسته بندی برچسب |
| labeling |
برچسب زدن طبقه بندی کردن |
| labelling |
1-برچسب گذاری روی چیزی . 2-چاپ برچسبها |
| labeling |
موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است |
| label |
موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است |
| labelled |
موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است |
| labels |
موضوع داده در رکورد که حاوی برچسب است |
| symbolic |
نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود |
| symbolically |
نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود |
| definition |
یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود |
| definitions |
یات . 2-مقدار یا فرمولی که به یک متغیر یا برچسب نسبت داده شود |
| interior label |
بجای اینکه برچسب خارجی یا فیزیکی روی محفظه باشد |
| input/output |
استفاده از برچسب برای مراجعه به وسیله ورودی /خروجی خاص |
| operand |
عدد یا آدرس فعلی که به جای برچسب یا محل اش استفاده شود |
| Best before: |
تا این تاریخ مصرف شود : [برچسب روی کالاهای فاسد شدنی] |
| stationery |
شرکتی که حاوی مط الب نوشتنی , کاغذهای مخصوص , پاکت نامه , برچسب و..... باشد |
| macro |
تابع برنامه یا بلاک دستورات که توسط کلمه یا برچسب بیان شده است |
| sorts |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
| sorted |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
sort |
روش مرتب سازی که مرتب جفت داده ها را عوض میکند |
| exchanged |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| exchanging |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| exchanges |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| exchange |
روش مرتب سازی که داده ها مختلف را تغییر میدهد تا همه مرتب شوند |
| literal |
دستور کامپیوتر که حاوی شماره فعل یا آدرس استفاده شدنی است و نه برچسب یا محل آن |
| wordprocessing |
استفاده از کامپیوتر برای تایپ , ویرایش و خروجی متن , صورت نامه , برچسب لیست , آدرس و... |
| text |
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و.. |
| transistor |
هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector |
| transistors |
هر لایه یک emitler برچسب شده در ترمینال , base شدت جریان را کنترل میکند بین emitter,collector |
| texts |
پردازش کلمات یا استفاده از صفحه کلید کامپیوتر , ویدایش و خارج کردن متن به صورت حروف , برچسب ها و.. |
| scanners |
وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری |
| scanner |
وسیلهای که اسکن میکند. اسکنر که میلهای را روی برچسب محصول می خواندبا استفاده از اشعه لیزر ودیود نوری |
| macro |
استفاده از برچسب در زبان برنامه نویسی اسمبلی برای بیان به اسمبلر که تابع ماکرو در آن نقط ه وارد میشود |
| labeled cargo |
کالای برچسب دار کالای علامت داری که معمولا خطرناک است |
| sorts |
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند |
sort |
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند |
| sorted |
برنامهای که امکان مرتب سازی فایلهای جدید وسپس ترکیب آنها به صورت مرتب در فایلهای موجود را فراهم میکند |
| labeling |
اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن |
| labelled |
اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن |
| labels |
اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن |
| label |
اتیکت چسباندن برچسب زدن علامت زدن |
| defect skipping |
روش مشخص کردن و برچسب گداری شیارهای حساس مغناطیسی در حال ساخت تا استفاده نشوند. اشاره به شیار بعدی مناسبی که قابل استفاده است |
| symbolically |
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند |
| symbolic |
آنچه به عنوان نشانه کار میکند و یا از نام نشانه یا برچسب استفاده میکند |
| ordering |
مرتب سازی |
| sort field |
فیلد مرتب سازی |
| descending sort |
مرتب سازی نزولی |
| internal sort |
مرتب سازی داخلی |
| major sort |
مرتب سازی اصلی |
| sort field |
میدان مرتب سازی |
| external sort |
مرتب سازی خارجی |
| ascending sort |
مرتب سازی صعودی |
| multipass sort |
مرتب سازی چند عبوری |
| filing system |
نرم افزار مرتب سازی فایل |
| external |
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند |
| externals |
روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند |
| tabulating |
پانچ کارت پردازش شده مثل عمل مرتب سازی |
sort key |
کلید جورسازی |
| major sort |
جورسازی عمده |
| block sort |
جورسازی کندهای |
| arrays |
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه |
| array |
ساختار مرتب دارای عناصر قابل دسترسی توسط اعداد برای ذخیره سازی جدول ها یا مجموعهای از دادههای مربوطه |
| sort field |
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل |
| sortkey |
فیلدی در فایل ذخیره شده برای مرتب سازی فایل |
| shell sort |
الگوریتم ذخیره داده که داده ها در هر عمل مرتب سازی بیشتر از یک جابجایی می توانند داشته باشند |
| refreshed |
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده |
| refreshes |
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده |
| refresh |
بهنگام سازی مرتب محتوای RAM پویا با خواندن و نوشتن مجدد داده ذخیره شده برای اطمینان از بازیابی داده |
| refresh |
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است |
| refreshed |
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است |
| refreshes |
بهنگام سازی مرتب تصویری صفحه CRT با اسکن کردن هر پیکسل با اشعه تصویر برای اطمینان از اینکه تصویر قابل دیدنی است |
| merge sorting algorithm |
الگوریتمی که در ان محتویات دو ارایه مرتب برای ایجادارایه مرتب سوم ترکیب می شوند |
| sophistication |
نوع انتخاب سریع که اطلاعات مرحله اول مرتب سازی در مرحله دوم به کار می رود تا سرعت انتخاب را افزایش دهد |
| list |
1-محاسبه مجموعهای از موضوعات داده مثل جمع و حذف و مرتب کردن و بهنگام سازی ورودی ها. 2LISP- یا زبان سطح بالا برای پردازش لیست دستورات یا داده و در یک محیط هوش مصنوعی |
| filing |
1-مرتب کردن متن ها. 2-متن هایی که باید مرتب شوند |
| rectification |
یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی |
| bubble sort |
روش مرتب کردن که در آن مرتب جفت جفت داده ها عوض می شوند تامرتب شوند |
format |
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک |
| formats |
روش خاص مرتب کردن متن یا داده . روش مرتب کردن داده روی دیسک |
| calculating |
دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین |
| pilot materials |
وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی |
| jagger |
الت کنگره سازی یادندانه سازی |
| ordnance plant |
کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی |
pre-treatment |
عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی] |
| one level address |
سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند |
| frustration |
خنثی سازی محروم سازی |
| formularization |
کوتاه سازی ضابطه سازی |
| imagery |
مجسمه سازی شبیه سازی |
| frustrations |
خنثی سازی محروم سازی |
| irritancy |
پوچ سازی باطل سازی |
| subjugation |
مقهور سازی مطیع سازی |
| ouster |
بی بهره سازی محروم سازی |
| erasable |
1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت |
| save |
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی |
| saves |
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی |
| saved |
ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی |
| symmetrical compression |
سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد |
| hit |
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است |
| hitting |
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است |
| hits |
داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است |
| electronic |
کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند |
| orderly |
مرتب |
| business like |
مرتب |
| in good order <adj.> |
مرتب |
| orderlies |
مرتب |
| presentable <adj.> |
مرتب |
| systematic |
مرتب |
| straight <adj.> |
مرتب |
| well groomed |
مرتب |
| tidying |
مرتب |
| shipshape |
مرتب |
| neater |
مرتب |