English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (30 milliseconds)
English Persian
punch the ball مشت کردن دروازه بان
Search result with all words
clear دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearer دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clearest دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
clears دور کردن توپ از دروازه ضربه بلند دور کردن توپ ازسبد
croquet بازی غیررسمی روی چمن با چوبی شبیه چوب چوگان و گویهای چوبی و 9 دروازه فلزی و 2 میله بصورت دور کردن گوی حریف با ضربه بوسیله تماس با گوی خود
drop goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
dropped goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
field goal رد کردن توپ از فراز دروازه با ضربه پا
inverter دروازه منط قی برای امکانات بر عکس کردن
to rifle the ball into the goal با ضربه خیلی محکم توپ را به دروازه شوت کردن
Other Matches
team handball court مربع مستطیل 04 در 02 متر که باخطی به موازات خط دروازه به دو قسمت تقسیم شده وهر منطقه یک دروازه دارد
passout پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
kick save نجات دروازه با پای دروازه بان
goal judge داور پشت دروازه لاکراس داور دروازه واترپولو
elements دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
element دروازه یا ترکیبی از دروازه ها
goalpost تیر دروازه تیر عمودی دروازه
goalposts تیر دروازه تیر عمودی دروازه
port دروازه
gateway دروازه
gate دروازه
barbacan دروازه
gates دروازه
goal area line خط دروازه
hoop دروازه
hoops دروازه
portal دروازه
portals دروازه
goals دروازه
barbican دروازه
goal دروازه
gateways دروازه
goalkeepers دروازه بان
starting gate دروازه شروع
in goal دروازه بان
goalkeeper دروازه بان
keep goal دروازه بانی
hoops دروازه کروکه
saves نجات دروازه
goal posts پایههای دروازه
goal mouth دهانه دروازه
goal keeper line خط دروازه بان
goal area منطقه دروازه
goal keeper دروازه بان
goal crease محوطه دروازه
save نجات دروازه
hoop دروازه کروکه
gateposts بازوی دروازه
gatepost بازوی دروازه
attacting zone منطقه دروازه
between the pipes تیر دروازه
saved نجات دروازه
keepers دروازه بان
own goal گل به دروازه خودی
own goals گل به دروازه خودی
goal tender دروازه بان
puck stopper دروازه بان
goalar دروازه بان
octroi دروازه بانی
tend goal دروازه بانی
tend goal حفظ دروازه
goalies دروازه بان
goalie دروازه بان
wickets دروازه کوچک
gatekeepers دروازه بان
gatekeeper دروازه بان
goals دروازه بان
gate keeper دروازه بان
logic gate دروازه منطقی
wicket دروازه کوچک
keeper دروازه بان
octroi مالیات دم دروازه
goal دروازه بان
crossbars تیرک افقی دروازه
double reverse شوت برگردان به دروازه
crossbar تیرک افقی دروازه
sally port دروازه عبور از قلعه
goalthrow پرتاب دروازه بان
goal umpire دروازه بان واترپولو
goal games بازیهای دروازه دار
He was approaching the gate. او [مرد] به دروازه نزدیک شد.
offside line خط فرضی موازی با دروازه
goal kick شوت بسوی دروازه
deciding نزدیک به دروازه حریف
shooting شوت بسوی دروازه
shootings شوت بسوی دروازه
warders نگهبان دروازه یا قصر
goalkeeper دروازه بان فوتبال
gatehouses اطاق دروازه بان
gatehouse اطاق دروازه بان
flopper دروازه بان شیرجه رو
goalposts تیرک عمودی دروازه
changing the goal keeper تعویض دروازه بان
fast break حمله سریع به دروازه
goalpost تیرک عمودی دروازه
catching glove دستکش دروازه بان
upright تیرک عمودی دروازه
goalkeepers دروازه بان فوتبال
standup goalie دروازه بانی ایستاده
twentyfive خط 52 یاردی موازی با خط دروازه
gate دروازه شروع اسکی
gate post تیرچارچوب دروازه باهویابازوی در
shot direct at goal شوت مستقیم به دروازه
petard بمب دروازه ریز
warder نگهبان دروازه یا قصر
long ball پرتاب از دور به دروازه
sally port دروازه بزرگ قلعه
gates دروازه شروع اسکی
nineteens علامت تعویض دروازه بان
in توپی که وارد دروازه شده
in- توپی که وارد دروازه شده
seelos دروازه بشکل اچ در مارپیچ کوچک
stick glove دستکش کلفت دروازه بان
nineteen علامت تعویض دروازه بان
drop a goal ضربه زدن بر فراز دروازه
touch in goal line ادامه خط بین خط دروازه و خط مرزی
clear دفع توپ ازحوالی دروازه
active دروازهای که برخلاف دروازه نافعال
clear دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clearer دفع توپ ازحوالی دروازه
clearer دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clearest دفع توپ ازحوالی دروازه
gateposts تیر چار چوب دروازه
clears دفع توپ ازحوالی دروازه
clearest دورکردن گوی از نزدیک دروازه
clears دورکردن گوی از نزدیک دروازه
touch in goal محدوده بین خط دروازه و خط مرزی
defensive منطقه دفاعی شامل دروازه
send-offs حرکت اسبها از دروازه شروع
send-off حرکت اسبها از دروازه شروع
send off حرکت اسبها از دروازه شروع
gatepost تیر چار چوب دروازه
gatehouse اطاق یازندان بالای دروازه
gatehouses اطاق یازندان بالای دروازه
logic دروازه یا ترکیب دروازههای منط قی
end zone منطقه 09 متری بین خط دروازه و خط انتهایی
heavy گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
battering rams میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
hanging-post [تیرک عمودی که در یا دروازه به آن آویزان می شود.]
faubourg قسمتی ازشهر که بیرون دروازه باشد
battering ram میله مخصوص شکستن دروازه ها و غیره
peels گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
peel گذراندن گوی حریف از دروازه کروکه
field player بازیگران جز دروازه بان بازیگر ثابت
uprights تیرهای عمودی دروازه فوتبال امریکایی
heaviest گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
A creaking gate hang long. <proverb> یک دروازه شکسته مدتها سرپا می ایستد.
goal kick ضربه ازاد مستقیم روی دروازه
goal throw پرتاب ازاد دروازه بان واترپولو
heavier گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
heavies گوی سریع که نزدیک دروازه میافتد
smothering شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
gopura [دروازه بلند و مزین مقبره های هندی]
smother شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
slotting منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slots منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
slot منطقه جلو دروازه برای حمله مناسب
place kick توپ را از روی زمین با پا بطرف دروازه زدن
three state logic دروازه منط قی یا IC که سه وضعیت خروجی ممکن دارد
inhibits ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
stickside سمتی از بدن دروازه بان باچوب هاکی
short side خط بازیگران با تعداد کمتری بازیگر دهانه دروازه
smothered شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
inhibit ورودی دروازه که سیگنال خروجی را بلاک میکند
headmen پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
headman پاس دادن به یار نزدیک دروازه حریف
smothers شیرجه دروازه بان برای مهار گوی
analog دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
bounce shot گویی که به زمین می خورد وبه طرف دروازه می رود
deflections ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
analogues دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
analogue دروازه منط قی که خروجی آن مط ابق با یک سیگنال ورودی است
punter دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
deflection ضربهای که به چیزی بخوردو گوی بطرف دروازه برود
punters دروازه بان ماهر در ردکردن توپ با مشت شرطبند
flopping شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
flops شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
tries کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
flop شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
break جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
gates زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
gate زمانی که یک دروازه خروجی تولید میکند پس از دریافت داده ورودی
end zone منطقه اخر زمین هاکی از خط ابی تادیوار پشت دروازه
try کسب 3 امتیاز با تماس دادن توپ با زمین در خط دروازه حریف
icing ضربه خطای مدافع از نیمه زمین خودی به خط دروازه حریف
breaks جداکردن دو بوکسور ازیورتمه به چهارنعل حرکت از دروازه شروع اسبدوانی
flopped شیرجه دروازه بان روی یخ برای جلوگیری از حرکت گوی
slants بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
inhibits توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
inhibit توقف رخ دادن یک فرآیند یا جلوگیری از انجام عملیات در مدار مجتمع یا دروازه .
and دروازه الکترونیکی که تابع "و" منط قی را روی سیگنالهای الکتریکی انجام میدهد
handball بازی بین دو تیم هفت نفره با شش بازیگر ویک دروازه بان
slant بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
goal light چراغ قرمز پشت دروازه لاکراس برای نشان دادن امتیاز در هر بار
circuits مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And
transistor معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
ttl استفاده از طراحی TTL و قط عات برای پیاده سازی مدارهای منط قی و دروازه ها
circuit مدار الکترونیکی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است مثل :Exor , OR , And
identity دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
transistors معروفترین خانواده دروازه و طرح مدار ترانزیستوری که ترانزیستورهای دو قط بی آن مستقیماگ کنترل میشود.
identities دروازه منط ق که حاوی خروجی ست که در صورتی که ورودی ها یکسان باشد درست است
association croquet مسابقه بین دو تیم یا دو نفر در زمینی بطول 53 متر و عرض 62متر با 6 دروازه و یک میله عمودی
bye صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
byes صعود به دور بعدبه سبب نداشتن حریف گذشتن توپ از خط عرضی دروازه امتیاز بدون توپزن
coincidence function دروازه منط قی که تابع AND منط قی روی سیگنالهای الکتریکی ایجاد میکند
gates دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
find touch بیرون فرستادن توپ نزدیک خط دروازه برای تجمع نزدیک
gate دروازه ورودی که خروجی آن معادل معکوس منط ق ورودی است
combinational تابع منط قی که از چندین دروازه منط ق تشکیل شده است
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com