Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
secondary consumers
مصرف کنندگان دومین
Other Matches
consumer logistics
امور امادی مصرف کنندگان مصرف کالا و اماد
primary consumers
مصرف کنندگان نخستین
tertiary consumers
مصرف کنندگان سومین
consumer organization
سازمان حمایت از مصرف کنندگان
consumer research
مطالعه وضعیت مصرف کنندگان
The Web site allows consumers to make direct comparisons between competing products.
این وب گاه اجازه می دهد مصرف کنندگان مستقیما محصولات رقیبها را با هم مقایسه بکنند..
average propensity to consume
میل متوسط به مصرف نسبتی از درامد که به مصرف اختصاص می یابد
diminishing utility
اصل تقلیل تمایل به مصرف دراینده در اثر مصرف مقدارزیادی از یک کالا در زمان حال
producers burden of tax
بار مالیات تولید کنندگان سهم تولید کنندگان از مالیات
power consumer
مصرف انرژی مصرف توان
margin propensity to consume
تمایل نهایی به مصرف نسبت بین میزان مصرف وپس انداز هر فرد به ازای یک واحد افزایش در درامد وثروت فرد
second detector
دومین
first intentions
دومین تصورات
second best
دومین نفر
secondary productivity
فراوردگی دومین
second class
دومین مرتبه
secondary treatment
تصفیه دومین
second intentions
دومین تصورات
second-best
دومین نفر
second class
دومین درجه
secondary treatment
پاکسازی دومین
thirties
دومین امتیاز گیم
the second man to come
دومین کسی که امد
seconds
دومین بار ثانوی
seconding
دومین بار ثانوی
bezantler
دومین بچه شاخ
only at the second go
تازه در دومین تقلا
second
دومین بار ثانوی
Go to the second crossroad.
به دومین چهارراه بروید.
thirty
دومین امتیاز گیم
Go to the second crossroad.
به دومین تقاطع بروید.
seconded
دومین بار ثانوی
third
آنچه بعد از دومین می آید
topmast
دومین دکل کشتی از عرشه
thirds
آنچه بعد از دومین می آید
betas
دومین حرف الفبای یونانی
countermining distance
فاصله مجاز بین دومین
beta
دومین حرف الفبای یونانی
runner-up
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
runner up
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
supertonic
نت بعد از کلید نت دومین اهنگ میزان
runners-up
دومین نفر یا تیم برنده مسابقه
i was the second to speak
دومین کسی که سخن گفت من بودم
b
دومین حرف الفبای انگلیسی که ازحروف بی صداست
reconvert
برای دومین بار بدین یا ایینی گرویدن
double
دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
doubled
دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
doubled up
دومین تیر پرتاب شده از یک اسلحه نیم خودکار
ruminantia
نشخوار کنندگان
recipient
دریافت کنندگان
recipients
دریافت کنندگان
electorates
هیئت انتخاب کنندگان
electorate
هیئت انتخاب کنندگان
producers association
انجمن تولید کنندگان
cheerleader
سر دستهی تشویق کنندگان
information providers
تهیه کنندگان اطلاعات
notonecta
بر پشت شنا کنندگان
particular baptists
گروهی از تعمید کنندگان
revel rout
گروه کیف کنندگان
cheerleaders
سر دستهی تشویق کنندگان
weŠthe undersigned
ما امضاء کنندگان زیر
we the under signed
امضا کنندگان زیر
the longs
پیش خرید کنندگان
visitors from abroad
بازدید کنندگان خارجی
border crosser
عبور کنندگان از مرز پناهندگان
drug pushers
توزیع کنندگان مواد مخدر
backs
پشتی کنندگان تکیه گاه
back
پشتی کنندگان تکیه گاه
syngraph
تنظیم کنندگان رسیده باشد
daisy chain
زیر تابعی در برنامه که سایرین را در یک مجموعه فراخوانی میکند. اولین تابع دومین
electoral college
هیئت انتخاب کنندگان رئیس جمهور
The demonstrators were waving the flags.
تظاهر کنندگان پرچمها راتکان می دادند
electress
خانمیکه عضوهیئت انتخاب کنندگان است
consumer research
تحقیق درخصوص احتیاجات و نحوه خریدمصرف کنندگان
sorties
حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
computerese
استفاده کنندگان از کامپیوتر مجموعه اصطلاحات کامپیوتری
sortie
حمله پادگان محاصره شده بمحاصره کنندگان
contravallation
استحکامات وسنگرخارجی که محاصره کنندگان میان اردوی خودوشهرمیس
attestation clause
عبارتی که در ذیل اسنادبلافاصله قبل از اسامی گواهی کنندگان امضا
home grown software
برنامههای نوشته شده توسط استفاده کنندگان سیستم کامپیوتری
guided
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
decus
Society Users EqupmentComputer Digital انجمن استفاده کنندگان تجهیزات کامپیوتری
silicon
محل پایه تولید کنندگان قط عات نیمه هادی آمریکا در california
silicon
عنصری با خصوصیات نیمه هادی , به صورت کریستال برای تولید کنندگان IC
guide
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
guides
EquipmentIB Processing انجمن بین المللی استفاده کنندگان کامپیوترهای بزرگ
life cycle hypothesis
فرضیه درامد در طول عمر فرضیهای است که بر اساس ان مصرف وابسته به درامدهای پیش بینی شده درطول عمر میباشد . این فرضیه در مقابل فرضیه اولیه کینز قرار دارد که به موجب ان مصرف وابسته به درامد فصلی است .
deuteronomic
وابسته به کتاب تثنیه که دومین کتاب تورات است
scrambled
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambles
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scramble
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
scrambling
دویدن مهاجم به پشت خط تجمع و به دور ان برای دوری از حمله کنندگان صعود با چهار دست و پا
safety valve
پاس کوتاه به مدافع وقتی دریافت کنندگان دیگر بوسیله حریف مهار شده اند
prize fighting
درمحلهای عمومی برای جایزه که طرفین نزاع و شرط بندی کنندگان قابل تعقیب هستند
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
sig
Interest Special زیرمجموعهای از یک سازمان تخصصی یا کلوپ استفاده کنندگان است بااعضایی دارای علاقههای مشترک
pigou effect
اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
viewport
فرایندی که به استفاده کنندگان اجازه میدهد تا هر عکس انتخاب شده را در محل معینی روی یک صفحه نمایش قراردهند
precedent
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
precedents
نمونه و پیش نویس اسناد مختلف که به منظور استفاده تهیه کنندگان بعدی اینگونه اسنادتهیه و منتشر میشود
server
مشخصه مخصوص در وب سرور که به صفحات وب و متن ها و برنامه ها امکان تواناییهای خاص میدهد. مثل شمارش مراجعه کنندگان به یک سایت
gavels
چکش چوبی حراج کنندگان یاروسای انجمن ها چکش حراجی
bunkcombe
نطق وکیل در مجلس برای خودنمایی در پیش وکیل کنندگان
exequy
مراسم تشییع جنازه مشایعت کنندگان جنازه مجلس ترحیم
strike pay
حقوق ایام اعتصاب که ازطرف سندیکاهای کارگری به اعتصاب کنندگان پرداخت میشود
cladding
واسطه شفافی که هسته یک فیبر نوری را احاطه میکند دومین لایه واحد فیبر نوری
artspeak
یک زبان برنامه نویسی است برای کمک به استفاده کنندگان کم تجربه طراحی شده است
general act
قرارداد عمومی سندی است که شرکت کنندگان در کنفرانس تنظیم نموده مفاد ان را مانند قسمتی ازقوانین داخلی بر خود لازم الاتباع اعلام می نمایند
brian kellogg
پیمانی که مبتکر ان بریان کلوگ وزیرخارجه امریکا در 8291 بودو امضا کنندگان ان جنگ را به عنوان وسیله حل اختلافات بین المللی محکوم و تحریم کردند
wasters
مصرف
wasteful
مصرف
overall consumption
مصرف کل
aggregate consumption
مصرف کل
usages
مصرف
waster
مصرف
usage
مصرف
consumption
مصرف
good for nothing
بی مصرف
consumerism
مصرف
of no a
بی مصرف
offtake
مصرف
otiose
بی مصرف
income consumption curve
مصرف
comsumption
مصرف
consumption possibility line
حد مصرف
extravagant
مصرف
wastes
بی مصرف
waste
بی مصرف
sodden
بی مصرف
disposal
مصرف
unemployed
بی مصرف
expense
مصرف
expenditure
مصرف
Viewdata
سیستم خانگی تحویل اطلاعات که از طریق ان استفاده کنندگان می توانند بطورمحاورهای از تلویزیونهای محلی خود به پایگاه داده مرکزی دسترسی پیدا کنند داده نما
fuel consumption
مصرف سوخت
gasoline consumption
مصرف بنزین
put away
مصرف کردن
rate of consumption
نرخ مصرف
utilisable
[British]
<adj.>
مصرف کردنی
home use entry
اعلامیه مصرف
home consumption
مصرف داخلی
home consumption
مصرف خانگی
high mass consumption
مصرف انبوه
consume
مصرف کردن
idle stock
موجودی بی مصرف
uses
استعمال مصرف
consumes
مصرف کردن
expendable
مصرف پذیر
use
استعمال مصرف
domestic consumption
مصرف خانگی
rival consumption
مصرف رقابتی
energy consumption
مصرف انرژی
expenditure
میزان مصرف
ready for use
اماده مصرف
consumed
مصرف کردن
expenditure credit
اعتبار مصرف
ready use
اماده مصرف
excise tax
مالیات بر مصرف
rags
بی مصرف شدن
eats
مصرف کردن
transitory consumption
مصرف گذرا
optional consumption
مصرف اختیاری
spend
مصرف کردن
spends
مصرف کردن
transitory consumption
مصرف انتقالی
power consumption
مصرف قدرت
power consumption
مصرف برق
present consumption
مصرف حال
unproductive consumption
مصرف بیهوده
eat
مصرف کردن
to use up
مصرف کردن
power consumer
مصرف برق
dismantle
بی مصرف کردن
exhausted
مصرف شده
throw away
چیز بی مصرف
permanent consumption
مصرف دائمی
per capita water consumption
مصرف سرانه اب
per capita consumption
مصرف سرانه
peak load
بحبوحه مصرف
dismantled
بی مصرف کردن
partial substitution
جانشینی مصرف
utilizable
<adj.>
قابل مصرف
dismantles
بی مصرف کردن
irrigation consumption
مصرف ابیاری
internal power
مصرف داخلی
internal consumption
مصرف داخلی
industrial consumption
مصرف صنعتی
induced consumption
مصرف تشویقی
induced consumption
مصرف القائی
productive consumption
مصرف مولد
inconsumable
مصرف نکردنی
propensity to consume
گرایش به مصرف
throwaway
یکبار مصرف
consumerism
مصرف گرایی
private consumption
مصرف خصوصی
national consumption
مصرف ملی
usage rate
نرخ مصرف
maximum power demand
مصرف حداکثر
use up
مصرف کردن
present consumption
مصرف جاری
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com