Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 39 (4 milliseconds)
English
Persian
altar of repose
[طاقچه یا گوشه محراب کلیسا که گنجه ای از نان مقدس در آن است.]
Other Matches
repose
گذاردن
repose
ارمیدن
repose
دراز کشیدن غنودن
repose
سامان
repose
اسودگی استراحت
repose
آسودگی
angle of repose
زاویه شیب ازاد
angle of repose
زاویه طبیعی شیروانی
angle of repose
زاویه تعادل زاویه ارامش
angle of repose
زاویه سکون
angle of repose
زاویه شیروانی طبیعی
angle of repose
حداکثر شیب استقرار
angle of repose
زاویه استقرار
to repose oneself
استراحت کردن
to repose oneself
اسودن
his painting lacked repose
نقاشی وی توافق
his painting lacked repose
نداشت
altar
قربانگاه
altar
مذبح
altar
محراب مجمره
altar
محراب
altar
قربان گاه
altar of credence
[محل میز عشای ربانی]
high altar
مهمترینمحرابکلیسا
altar-facing
آذین پیش مهرابی
high-altar
محراب اصلی
English altar
محراب انگلیسی
altar-tomb
صندوق مزار
altar-table
میز مقدس در کلیسا
altar-steps
[بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
altar-stair
[بالاترین محل جایی که میز عشای ربانی در آن قرار دارد.]
altar-stone
[سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-niche
[تو رفتگی در محراب کلیسا که اغلب نیایشگاه کوچکی است.]
altar-screen
[پرده محراب که رواق خدمتگاه کشیشان را از بقیه جدا می کند که بسیار پر نقش و نگار از جنس سنگ، چوب یا فلز است.]
altar-rail
[نرده ای در جلو محراب کلیسا کشیش برگزار کننده ی مراسم را از سایر عبادت کنندگان جدا می کند.]
altar-piece
پرده نقاشی
[یا تندیس تزئینی در قسمت بالا و عقب محراب کلیسا]
altar of credence
[جایگاه نان و شراب مقدس]
altar-slad
[سنگ رویه فوقانی محراب]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com