English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English Persian
Can you recommend a good restaurant? آیا میتوانید یک رستوران خوب معرفی کنید؟
Other Matches
Can you recommend a guest house? آیا میتوانید یک پانسیون به من معرفی کنید؟
Can you recommend a hotel? آیا میتوانید یک هتل به من معرفی کنید؟
Can you repair my car? آیا میتوانید اتومبیلم را تعمیر کنید؟
Can you find me a porter? آیا میتوانید برای من یک باربر پیدا کنید؟
Could you reserve a room for me? آیا میتوانید اتاقی برای من رزرو کنید؟
Can you find me a babysitter? آیا میتوانید برای من یک پرستار بچه پیدا کنید؟
Can you mend this puncture? آیا میتوانید این پنچری تایر را تعمیر کنید؟
Can you change these traveller's cheques? آیا میتوانید این چکهای مسافرتی را به پول نقد تبدیل کنید؟
report tothe director خود را حضورا نزد رئیس معرفی کنید
She declined several restaurants before we could agree on one. او [زن] چند رستوران را رد کرد قبل از اینکه ما توانستیم به توافق یک رستوران برسیم.
repeat بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
repeats بازگو کنید عناصر تیر را تکرار کنید یا ازنو
scissoring 1-معرفی بخشی از تصویرو سپس بریدن آن به طوری که قابل چسباندن در تصویر دیگر باشد.2-معرفی بخشی از تصویروحذف هراخلاعی خارج از این ناحیه
add اضافه کنید زیاد کنید
adding اضافه کنید زیاد کنید
adds اضافه کنید زیاد کنید
can you pronounce him safe ایا میتوانید
you may rest assured میتوانید مطمئن باشید
You can take the bus. شا میتوانید با اتوبوس بروید.
prescan خصوصیت بیشتر اسکنرهای مسط ح که اسکن سریع و با realution کم انجام می دهند تا نمونه اصلی را مجدد بررسی کنید یا ناحیهای که باید بهتر اسکن شود مشخص کنید
Can you give me a heads up? <idiom> آیا میتوانید قبلش به من خبر بدهید؟
can you supply our wants? ایا شما میتوانید نیازمندیهای ما را رفع نمایید
Can you get me manchester 123-45-67? آیا میتوانید شماره 123-45-67 منچستر را برای من بگیرید؟
tea-rooms رستوران
tea-room رستوران
chop house رستوران
coffee shop رستوران
buffet رستوران
eating house رستوران
snack bars رستوران
snack bar رستوران
buffeted رستوران
buffeting رستوران
restaurants رستوران
restaurant رستوران
eatinghouse رستوران
cafe رستوران
tea shops رستوران
tea shop رستوران
buffets رستوران
restaurateur صاحب رستوران
restaurateurs صاحب رستوران
diner واگن رستوران
restauranteur صاحب رستوران
diners واگن رستوران
dumb waiters رستوران سیار
dance floor محلمخصوصرقصدر رستوران
dumb waiter رستوران سیار
salon رستوران مشروبفروشی
salons رستوران مشروبفروشی
saloons سالن زیبایی رستوران
canteen فروشگاه یا رستوران سربازخانه
dining car واگن رستوران قطار
canteens فروشگاه یا رستوران سربازخانه
saloon سالن زیبایی رستوران
dining cars واگن رستوران قطار
station bar رستوران ایستگاه راه آهن
Our office is facing (opposite)the restaurant. دفتر ما روبروی رستوران است
No vacancies. جاموجود نیست ( درهتل ؟رستوران وغیره )
tearoom رستوران کوچک ودنج مخصوص نسوان
To order a meal. سفارش غذا دادن ( درهتل ؟رستوران )
luncheonette رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
luncheonettes رستوران یا محلی که غذاهای مختصر و سبک را می فروشد
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این اطراف پیدا میشود؟
Is there an inexpensive restaurant around here? آیا رستوران ارزان این نزدیکی ها پیدا میشود؟
barmen مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
barman مردی که در پیشخوان یا پشت بار مهمانخانه یا رستوران کار میکند
to ask somebody out for dinner کسی را برای شام به رستوران دعوت کرن [بیشتر دوست دختر و پسر]
presentation معرفی
representations معرفی
representation معرفی
presentations معرفی
designation معرفی
reference معرفی
reclame معرفی
designations معرفی
presenting معرفی کردن
presented معرفی کردن
nominating معرفی کردن
presentee معرفی شده
representer معرفی کننده
presents معرفی کردن
speak well for معرفی کردن
nuncupatory معرفی کننده
bring forward معرفی کردن
introductions معارفه معرفی
nominates معرفی کردن
insets معرفی کردن
inset معرفی کردن
letter of reference معرفی نامه
letters معرفی نامه
letter معرفی نامه
present معرفی کردن
nominate معرفی کردن
introduction معارفه معرفی
representations معرفی کردن
nominator معرفی کننده
introduces معرفی کردن
letter of introduction معرفی نامه
introduce معرفی کردن
introduced معرفی کردن
recommending معرفی کردن
introducing معرفی کردن
recommend معرفی کردن
designative معرفی کننده
recommends معرفی کردن
presentable شایان معرفی
representation معرفی کردن
juke joint رستوران کوچکی که خوراک ارزان داشته و نیز صفحات گرامافون را با انداختن پول دراسباب خودکار میزند
presentably بطور قابل معرفی
initial campaign معرفی کالا به بازار
report معرفی کردن خود
algebra قوانینی که برای معرفی
reports معرفی کردن خود
reported معرفی کردن خود
introduction معرفی رسمی اشناسازی
net authentication معرفی ایستگاههای شبکه
letterman دارنده معرفی نامه
preconize بعموم معرفی کردن
introductions معرفی رسمی اشناسازی
roll out معرفی یک کالای تجارتی به بازار
meets معرفی شدن به ملاقات کردن
id کارتی که ضخص را معرفی میکند
meet معرفی شدن به ملاقات کردن
social credit تصادی معرفی شده است
computer generations روش معرفی پیشرفتها در محاسبه
to r.someone as a کسی را به سمتی معرفی کردن
quantification معرفی عناصر یک جسم تعریف
reagency امادگی برای واکنش یا معرفی
instantiate معرفی کردن بوسیله کنسرت
good wine needs no bush چیزخوب نیازمند به معرفی نیست
predefined آنچه قبلا معرفی شده است
to report oneself حاضر شدن وخود را معرفی کردن
tags نوار پشت پوتین کارت معرفی
I have been referred. (introduced,recommended)to you by MR. . . . از جانب آقای ... به شما معرفی شده ام
subscripted variable عنصری در آرایه که با یک همراه معرفی میشود
tag نوار پشت پوتین کارت معرفی
to give publicity to بعموم نشان دادن یا معرفی کردن
who are your reference? چه اشخاصی را دارید که شمارا معرفی کنند
to proclam someone a traitor کسیرا بعموم خائن معرفی کردن
technologically تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
technological تغییرروشهای صنعتی با معرفی فناوری جدید
to report to the police خود را به پلیس معرفی کردن [بخاطر خلافی]
functional مشخصاتی که نتایجی که تولید یک برنامه را معرفی می کنند
personation خود را به جای دیگری معرفی کردن یا جا زدن
bring up <idiom> معرفی چیزی برای بحث (مذاکره)آوردن
names کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص
proceed time زمان لازم برای معرفی به پایگاه جدید
name کلمه معرفی فایل ذخیره شده مشخص
toastmistress بانوی معرفی کننده ناطق سرمیز غذا
Type cable مشخصات کابل معرفی شده توسط IBM
to i. any one into abenefice کسیرابرای دریافت درامد کلیسا معرفی کردن
say no more بس کنید
ease off شل کنید
key کد عددی برای معرفی کلیدی که انتخاب شده است
polar سیستم معرفی موقعیتها به عنوان زاویه و فاصله از مبدا
identification tag پلاک شناسایی اتیکت اسم کارت معرفی نامه
menus انتخاب دستورات از لیستی از انتخابها معرفی شده به اپراتور
toastmasters کسی که ناطقین بعد از صرف شام را معرفی میکند
bear arms سلاح به دست گرفتن خود را به خدمت معرفی کردن
toastmaster کسی که ناطقین بعد از صرف شام را معرفی میکند
menu انتخاب دستورات از لیستی از انتخابها معرفی شده به اپراتور
keep at it مداومت کنید
push the door to در راپیش کنید
into a ball نخ راگلوله کنید
vide infara را نگاه کنید
repeats تکرار کنید
oyez گوش کنید
leontief table نگاه کنید به :
wait a second تامل کنید
make a hurry عجله کنید
move out حرکت کنید
Turn (let) the dog loose. سگ راباز کنید
recive مصرف کنید
oyez توجه کنید
i say نگاه کنید
hurry up عجله کنید
repeat تکرار کنید
dele پاک کنید
cautioning توجه کنید
cautioned توجه کنید
caution توجه کنید
supposing فرض کنید
supposes فرض کنید
cautions توجه کنید
give it a wipe انراخشک کنید
suppose فرض کنید
accelerando کم کم تند کنید
hold hard صبر کنید
deleting حذف کنید
deletes حذف کنید
deleted حذف کنید
have patience with me با من حوصله کنید
attention to orders توجه کنید
delete حذف کنید
set معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
category wiring یکی از 5 سطح استاندارد معرفی شده توسط EIA / TIA
ccitt انجمن بین المللی که پروتکلهای ارتباطی و استانداردها را معرفی می کنند
setting up معرفی محلهای نقاط توقف در برنامه در حین رفع اشکال
flowchart نشانههای مخصوص برای معرفی وسیله تصحیات و عملیات در فلوچارت
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com