Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 153 (10 milliseconds)
English
Persian
lyraring nebula
ابری حلقوی شلیاق
Other Matches
lyraring nebula
سحابی حلقوی شلیاق
ring nebula
ابری حلقوی
loop sling
مهار حلقوی بار بند حلقوی
lyre bird
شلیاق
lyra
شلیاق
lyrae
شلیاق
zeta layrae
زتا- شلیاق
alpha lyrae
الفا- شلیاق
beta lyrae
بتا- شلیاق
epsilon lyrae
اپسیلون- شلیاق
loop pile
پرزهای حلقوی
[این نوع پرز توسط بافت های ماشینی مثل فرش ماشینی بوجود آمده و به هر دو صورت ترکی و فارسی بافته می شود. اگر حلقه ها پس از اتمام کار بریده نشوند به آن پرز حلقوی می گویند. همانند سطح حوله.]
overcast
ابری
nebulose
ابری
clouded
ابری
acloud
ابری
reeky
ابری
cloudy
ابری
nebula
ابری
heavy
ابری
nubilous
ابری
flossflower
گل ابری
nedula
ابری
heavier
ابری
heavies
ابری
heaviest
ابری
obnubilate
ابری کردن
tarantula nebula
ابری طلاماهی
aquarius nebula
ابری دلو
owl nebula
ابری جعد
nebulosity
حالت ابری
star nebula
ابری ستارهای
star cloud
ابری ستارهای
sponginess
حالت ابری
crab nebula
ابری خرچنگی
flecker
ابری کردن
orion nebula
ابری جبار
planetary nebula
ابری سیارهای
gloom
ابری بودن
lagoon nebula
ابری مرداب
thick
تیره ابری
thicker
تیره ابری
thickest
تیره ابری
horsehead nebula
ابری سراسب
emission nebula
ابری تشعشعی
dummbbell nebula
ابری دمبل
veil nebula
ابری پرده
dapple
لکه ابری
loop code
کد حلقوی
convolute
حلقوی
orbiculate
حلقوی
terete
حلقوی
vortical
حلقوی
cricoid
حلقوی
annular
حلقوی
sigmoid
حلقوی
annulate
حلقوی
annulated
حلقوی
ring cartilage
حلقوی
vortiginous
حلقوی
It is cloudy.
هوا ابری است.
overcloud
ابری یا تیره شدن
heavily overcast
ابری متراکم
[هواشناسی]
heavily overcast
ابری پوشیده
[ هواشناسی]
marbleize
رنگ ابری کردن
to cloud over
ابری شدن
[هوشناسی]
to overcloud
ابری شدن
[هوشناسی]
horsehead nebula
ابری کله اسبی
extragalactic nebula
ابری برون کهکشانی
loop knot tie
گره حلقوی
peristalsis
حرکات حلقوی
curl field
میدان حلقوی
verticillation
ارایش حلقوی
ring armature
ارمیچر حلقوی
apple ring fender
دفرای حلقوی
annulus
حلقه حلقوی
ring nebula
سحابی حلقوی
ring network
شبکه حلقوی
ring tension
کشش حلقوی
ringbolt hitching
خفت حلقوی
annular projection
برامدگی حلقوی
snap ring
خار حلقوی
annular jet
فوران حلقوی
annular eclipse
کسوف حلقوی
bustle pipe
لوله حلقوی
fairy ring
قارچ حلقوی
cup point
تیزی حلقوی
ringing
حلقوی شدن
interlocking
حلقوی بافتن
loop antenna
انتن حلقوی
annular burner
مشعل حلقوی
loop mill rolling
نوردکاری حلقوی
ring
جسم حلقوی
marble
رنگ ابری زدن مرمرنماکردن
marbles
رنگ ابری زدن مرمرنماکردن
emission nebula
ابری نشری سحابی گسیلشی
wakes
جریانهای حلقوی بال
convoluted
بهم تابیده حلقوی
vortexes
جریان حلقوی یا گردابی
atolls
جزیره مرجانی حلقوی
waked
جریانهای حلقوی بال
vortex drag
پسای جریانهای حلقوی
wake
جریانهای حلقوی بال
vortex
جریان حلقوی یا گردابی
vortices
جریان حلقوی یا گردابی
atoll
جزیره مرجانی حلقوی
induction ring heater
گرمکن حلقوی القائی
bagel
نان شیرینی حلقوی
circular shift
تغییر مکان حلقوی
loop feeder
سیم تغذیه حلقوی
uncoils
غیر حلقوی کردن یا شدن
toothed ring armature
ارمیچر حلقوی دندانه دار
uncoil
غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoiled
غیر حلقوی کردن یا شدن
uncoiling
غیر حلقوی کردن یا شدن
cannular
محفظه احتراق حلقوی شکل
warp-loop fringe
ریشه حلقوی
[در قالی همدان]
mantle ring
تیر حمال حلقوی شکل
can annular
محفظه احتراق حلقوی شکل
coil antenna
انتن حلقوی به شکل سیم پیچ
vortex filament
خطی که شدت یا تمرکزجریانهای حلقوی دران بیشتراست
plug nozzle
نازلی در موتورهای راکت بامحفظه احتراق حلقوی وپیچشی
vortex sheet
لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
helmcloud
ابری که هنگام طوفان یاپیش ازان درسرکوه پدیدمی اید ابرقله
On Thursday it will be variably cloudy
[cloudy with sunny intervals]
.
پنجشنبه هوا بطور متغیر ابری و مدتی صاف خواهد بود.
slot
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
slotting
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
annular
وسایل و ابزار حلقه دار دارای علائم و اشکال حلقوی
slots
تعداد بیتهایی که یک پیام را شامل شوند و در شبکه حلقوی بچرخند
rotates
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotate
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
rotated
جابجایی داده دریک محل ذخیره سازی به صورت حلقوی
thunderhead
توده ابری که حاشیه اش سفیداست وقبل از رعد وبرق دراسمان فاهر میشود
ring and bead sight
دستگاه نشانه روی که دارای شکاف درجه حلقوی و مگسک میباشد
ruffs
یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
ruff
یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
ruffe
یقه گرد و حلقوی چین دار مردان و زنان قرون 61و 71 میلادی
cloud design
طرح ابری که بیشتر در فرش های چینی دیده می شود و حالتی از ابر را نشان می دهد
vortex trail
دنباله مرئی باقیمانده از نوک بال یا ملخ و غیره ناشی ازجریانهای حلقوی شدید
bedim
با ابر پوشاندن ابری یا مانند ابر کردن
vortex separation
جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
groundhog day
روز دوم فوریه که بعقیده عوام اگرافتابی باشدنشانه انستکه اززمستان شش هفته مانده است و اگر ابری باشد نشانه اوایل بهار استwoodchuck
card
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
cards
فرمی که حاوی تخته اصلی است که روی آن تختههای حلقوی چاپ شده قابل نصب هستند تا یک سیستم انعط اف پذیر ایجاد شود
clouding
ابری شدن سایه افکن شدن
clouds
ابری شدن سایه افکن شدن
cloud
ابری شدن سایه افکن شدن
cloud lattice design
طرح ابری شبکه ای که بیشتر بصورت بندی و در فرش چین دیده می شود . زمینه معمولا زرد و شبکه ها آبی رنگ می باشد .
vortex breakdown/brust
جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
circular list
لیست مدور لیست حلقوی
open back
[نوعی فرش تخت باف که پود آن از پشت فرش کاملا مشخص باشد و بصورت حلقوی اطراف تار را در بر گرفته باشد.]
mottle
لکه لکه ابری
northen america nebula
ابری امریکای شمالی سحابی امریکای شمالی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com