English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (13 milliseconds)
English Persian
mist ابهام مه گرفتن
mists ابهام مه گرفتن
Search result with all words
manipulators گرفتن شمشیر با شست وانگشت ابهام
Other Matches
anfractuosity ابهام
unequivocally بی ابهام
fogs ابهام
generalities ابهام
generality ابهام
equivoke ابهام
amphiboly ابهام
amphibology ابهام
equivocation ابهام
fog ابهام
univocal بی ابهام
opacity ابهام
ambiguity ابهام
foggage ابهام
ambiguities ابهام
equivoque ابهام
haziness ابهام
vagueness ابهام
obscurity ابهام
uncertainty ابهام
unequivocal بی ابهام
uncertainties ابهام
haze ابهام
equivocating ابهام بکاربردن
doubtfulness ابهام مشکوکیت
equivocated ابهام بکاربردن
unequivocally بدون ابهام
stimulus ambiguity ابهام محرک
unequivocal بدون ابهام
lacuna نقطه ابهام
equivocates ابهام بکاربردن
equivocate ابهام بکاربردن
ambage ابهام گویی
onscurity ابهام شخص گمنام
unsnarl رفع پیچیدگی و ابهام
punster تجنیس ساز ابهام گو
equivocal دارای ابهام دو پهلو
to take medical advice دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
calebrate جشن گرفتن عید گرفتن
to seal up درز گرفتن کاغذ گرفتن
gripping طرز گرفتن وسیله گرفتن
clams بچنگال گرفتن محکم گرفتن
clam بچنگال گرفتن محکم گرفتن
grip طرز گرفتن وسیله گرفتن
take in <idiom> زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
slag کفه گرفتن تفاله گرفتن
gripped طرز گرفتن وسیله گرفتن
grips طرز گرفتن وسیله گرفتن
To tell some one his fortune . برای کسی فال گرفتن ( فال کسی را گرفتن )
encumbering گرفتن
unsay پس گرفتن
takes گرفتن
gets گرفتن
encumbers گرفتن
tong گرفتن
to whisk away or off گرفتن
to take up گرفتن
withdraw پس گرفتن
situate جا گرفتن
situates جا گرفتن
situating جا گرفتن
cease گرفتن
getting گرفتن
To go bad and stink. بو گرفتن
get گرفتن
To treat flippantly(lightly). شل گرفتن
acclimatizing خو گرفتن
acclimatizes خو گرفتن
detract گرفتن
acclimatized خو گرفتن
ceased گرفتن
ceases گرفتن
ceasing گرفتن
withdraws پس گرفتن
wive زن گرفتن
reoccupy از سر گرفتن
raclaim پس گرفتن
retake پس گرفتن
retaken پس گرفتن
retrieves پس گرفتن
retrieved پس گرفتن
retakes پس گرفتن
retrieve پس گرفتن
retaking پس گرفتن
detracted گرفتن
to bring to a stop را گرفتن
overtake گرفتن
seized گرفتن
seize گرفتن
skim گرفتن کف
resuming از سر گرفتن
to get at گرفتن
resumes از سر گرفتن
resumed از سر گرفتن
grab گرفتن
resume از سر گرفتن
seizes گرفتن
skim کف گرفتن از
to put a stop to را گرفتن
recapture پس گرفتن
to call back پس گرفتن
to break in گرفتن
recaptured پس گرفتن
to catch a fly بل گرفتن
recaptures پس گرفتن
recapturing پس گرفتن
to begin again از سر گرفتن
to catch on گرفتن
resumption از سر گرفتن
to draw back پس گرفتن
corks گرفتن
cork گرفتن
to hunt out گرفتن
grabbed گرفتن
overtaken گرفتن
to shut off را گرفتن
retreats پس گرفتن
to station oneself جا گرفتن
retreating پس گرفتن
retreated پس گرفتن
to take a wife زن گرفتن
retreat پس گرفتن
abating اب گرفتن از
abates اب گرفتن از
abated اب گرفتن از
to take fast hold of گرفتن
abate اب گرفتن از
pushing گرفتن
to take one's stand جا گرفتن
blind گرفتن
blinded گرفتن
to lay a wager گرفتن
to addict oneself خو گرفتن
grabbing گرفتن
skimmed کف گرفتن از
overtakes گرفتن
to nestle oneself جا گرفتن
grabs گرفتن
skimmed گرفتن کف
skims کف گرفتن از
take گرفتن
skims گرفتن کف
blinds گرفتن
encumber گرفتن
indwell جا گرفتن
accustom خو گرفتن
get at گرفتن
accustoming خو گرفتن
accustoms خو گرفتن
puddles گل گرفتن
puddle گل گرفتن
withdrawals پس گرفتن
accompanied دم گرفتن
accompanies دم گرفتن
nails گرفتن
nailed گرفتن
nail گرفتن
break out در گرفتن
wed گرفتن
inclasp در بر گرفتن
to get used to خو گرفتن [به]
to get accustomed to خو گرفتن [به]
accompany دم گرفتن
withdrawal پس گرفتن
adeem پس گرفتن
disesteem کم گرفتن
devest گرفتن
capturing گرفتن
despumate کف گرفتن از
receives گرفتن
receive گرفتن
captures گرفتن
capture گرفتن
fleas کک گرفتن
get off the ground <idiom> پا گرفتن
false grip گرفتن
encumbered گرفتن
renovate از سر گرفتن
renovated از سر گرفتن
renovates از سر گرفتن
renovating از سر گرفتن
tithe ده یک گرفتن از
tithes ده یک گرفتن از
flea کک گرفتن
catch on گرفتن
obturate گرفتن
acclimatises خو گرفتن
lute گل گرفتن
acquiring گرفتن
reclaims پس گرفتن
acclimatised خو گرفتن
deglutinate گرفتن
reclaimed پس گرفتن
holds گرفتن
catch گرفتن
reclaim پس گرفتن
lay to heart به دل گرفتن
hold گرفتن
detracts گرفتن
lutes گل گرفتن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com