Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English
Persian
feed water
اب رسیده به دیگ بخار ناو
Other Matches
precipitation of moisture
انقباض و فرود امدن بخار تراکم بخار
steam irons
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
steam iron
ماشین بخار لباس شویی دستگاه بخار لباس شویی
ripe
رسیده
mellowed
رسیده
mellowing
رسیده
mellows
رسیده
ripest
رسیده
riper
رسیده
mellow
رسیده
headed
رسیده
consummates
رسیده
consummate
رسیده
consummating
رسیده
consummated
رسیده
in wards
کالای رسیده
approved
به تایید رسیده
passed
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
jack in office
رسیده است
knee high
بزانو رسیده
maturation
رسیده شدن
approvingly
به تایید رسیده
floor length
رسیده بکف
full fledged
بالغ رسیده
climactic
باوج رسیده
It's time
وقتش رسیده که
culminant
باوج رسیده
full-fledged
بالغ رسیده
import
کالای رسیده
new come
تازه رسیده
full
بالغ رسیده
over ripe
زیاد رسیده
importing
کالای رسیده
overripe
بسیار رسیده
ripely
بطور رسیده
Inc
به ثبت رسیده
new arrived
تازه رسیده
authorised
[British]
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
authorized
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
in
:رسیده امده
in-
:رسیده امده
allowed
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
imported
کالای رسیده
fullest
بالغ رسیده
overdue
موعد رسیده
approved
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
agreed
<adj.>
<past-p.>
به تایید رسیده
raised to the purple
بپایه مترانی رسیده
evaluation
ارزیابی اخبار رسیده
evaluations
ارزیابی اخبار رسیده
saturant
بحد اشباع رسیده
confirmation
تایید ازاطلاعات رسیده
ripen
رسیده کردن یاشدن
ripens
رسیده کردن یاشدن
ripening
رسیده کردن یاشدن
aggrieved
محنت رسیده مغموم
parvenu
تازه بدوران رسیده
parvenus
تازه بدوران رسیده
nouveau-riche
تازه بدوران رسیده
nouveaux-riches
تازه بدوران رسیده
antemortem
مرگ زود رسیده
pensionable
وقت بازنشستگی رسیده
ripened
رسیده کردن یاشدن
nouveau riche
تازه بدوران رسیده
elvis has left the building
<idiom>
[نمایش به اتمام رسیده]
letterboxes
جعبهی نامههای رسیده
indent
سفارش رسیده از خارج
indenting
سفارش رسیده از خارج
bequest
ارثی که بنابوصیت رسیده
indents
سفارش رسیده از خارج
intersection point
نقطه بهم رسیده
inwards
واردات کالای رسیده
I am fed up to the back teeth . I cant stomack it any more.
جانم به لبم رسیده
jumped-up
تازه به دوران رسیده
Did it ever occur to you that …
تا کنون بفکرت رسیده که ...
on end
<idiom>
بنظر به پایان رسیده
letterbox
جعبهی نامههای رسیده
grown
رسیده جوانه زده
bequests
ارثی که بنابوصیت رسیده
it was at its height
به منتهای درجه رسیده بود
perfect
کاملا رسیده تکمیل کردن
it is time i was going
وقت رفتن من رسیده است
perfecting
کاملا رسیده تکمیل کردن
perfects
کاملا رسیده تکمیل کردن
it is high time to go
وقت رفتن رسیده است
if i had brains
<idiom>
اگر عقلم رسیده بود
patentee
ذینفع اختراع به ثبت رسیده
paprica
میوه رسیده فلفل قرمز
syngraph
تنظیم کنندگان رسیده باشد
he has been put to his trumps
کاردبه استخوانش رسیده است
he is up a gum tree
کاردبه استخوانش رسیده است
paprika
میوه رسیده فلفل قرمز
i am nat my last shifts
کارد به استخوانم رسیده است
the story is at an end
استان به پایان رسیده است
perfected
کاملا رسیده تکمیل کردن
backtell
ابلاغ دستورات رسیده از رده بالا
Has a letter arrived for me?
آیا برای من نامه ای رسیده است؟
irreducibility
حالت چیزیکه به کمینه رسیده و از ان دیگرکمترنمیشود
haricots
دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
haricot
دانههای رسیده یانارس لوبیای سبز
embryonic membrane
ساختمانی که ازتخم رسیده مشتق میشود
upstart
تازه بدوران رسیده ادم متکبر
heirloom
دارایی منقولی که بارث رسیده باشد
things have come to a pretty pass
کار بجای باریک رسیده است
I have just received your letter.
کاغذت تازه به دستم رسیده است
upstarts
تازه بدوران رسیده ادم متکبر
the bill of has come to mature
وعده پرداخت برات رسیده است
the bill has come to maturity
وعده پرداخت برات رسیده است
heirlooms
دارایی منقولی که بارث رسیده باشد
I wI'll show you! Who do you think you are ?I know how to handle (treat) people like you !
خیال کردی! خیالت رسیده ! ( درمقام تهدید )
centralized items
اقلامی که دستور کنترل توزیع تمرکزی ان رسیده
young people
دخترها و پسرهایی که بسن ازدواج رسیده اند
ground waves
امواج سطحی رسیده به رادار یادستگاههای مخابراتی
It's time to prepare the meal.
وقتش رسیده است که غذا را آماده کنیم.
demand frequency
نواخت تکرار درخواستها تعداد درخواستهای رسیده
semifinalist
کسیکه بمرحله مسابقات نیمه نهایی رسیده
priming
استر کاری چیدن برگ رسیده تنباکو
Now it is about time to head home!
الان وقتش رسیده به خانه برویم
[بروم]
!
carpetbaggers
تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
brie
پنیر نرمی که بوسیله کفک رسیده شده باشد
dowager
بیوه زنی که دارایی ازشوهرش به او ارث رسیده باشد
carpetbagger
تازه بدوران رسیده وفاسد مسافر خورجین دار
dowagers
بیوه زنی که دارایی ازشوهرش به او ارث رسیده باشد
aposteriori
از معلول بعلت رسیده از مخلوق بخالق پی برده استنتاجی
nonagium
عشر ماترک متوفی که به کشیش کلیسای محل می رسیده است
dowagers
بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
dowager
بیوه زنی که از شوهرش باودارایی یا مقامی بارث رسیده باشد
vaporer
بخار زا
vapor
بخار
vaporific
بخار زا
vapo
بخار
gas
بخار
aqueous vapor
بخار اب
brume
بخار
vapour
بخار
miasma
بخار بد بو
halitus
بخار
vaporific
بخار شو
water vapor
بخار اب
vapour
بخار اب
miasmas
بخار بد بو
fuming
بخار
steams
بخار
steams
بخار اب
steamed
بخار
steamed
بخار اب
fumes
بخار
steaming
بخار
steaming
بخار اب
fumed
بخار
gases
بخار
fume
بخار
reeked
بخار
steam
بخار
gassed
بخار
gasses
بخار
haze
بخار
steam
بخار اب
reek
بخار
reeking
بخار
reeks
بخار
exponent
شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
exponents
شمارهای که توانی که عدد پایه به آن توان رسیده است بیان میکند
saturated body
بخار مشبع
HP
اسب بخار
steam boiler
دیگ بخار
steam bath
حمام بخار
steam boat
کشتی بخار
steam boat
کرجی بخار
steaming
بخار کردن
Turkish bath
گرمابه بخار
vapor pressure
فشار بخار
Turkish baths
گرمابه بخار
steams
بخار کردن
pet cock
شیر بخار
mofette
بخار بدبو
engine
ماشین بخار
fumatorium
اطاق بخار
pulsimeter
تلمبه بخار
pulsometer
تلمبه بخار
mercury vaper
بخار جیوه
vaporizer
بخار کننده
steam fog
مه حاصل از بخار اب
steamed
بخار کردن
sweating bath
حمام بخار
vaporous
مانند بخار
superheated steam
بخار داغ
sudatorium
حمام بخار
stream turbine
توربین بخار
steamship
کشتی بخار
vaporizer
مولدهای بخار
steam
بخار کردن
vaporizable
بخار شدنی
vaporing
بخار دادن
vaporer
بخار دار
vapour bath
حمام بخار
vaporarium
حمام بخار
vaporable
بخار شدنی
vapor trail
لولههای بخار
vaporous
بخار دار
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com