English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 182 (9 milliseconds)
English Persian
distorted room اتاق خطاانگیز
Other Matches
compartmentalises اتاق اتاق کردن
compartmentalize اتاق اتاق کردن
compartmentalising اتاق اتاق کردن
compartmentalizing اتاق اتاق کردن
compartmentalizes اتاق اتاق کردن
compartmentalized اتاق اتاق کردن
compartmentalised اتاق اتاق کردن
chamber اتاق
room اتاق
rooms اتاق
room mate هم اتاق
chambers اتاق
a sinlge room یک اتاق یک نفره
newsrooms اتاق خبر
keeping-room اتاق نشیمن
long gallery اتاق طویل
snow cave اتاق برفی
bed and breakfast اتاق و صبحانه
war room اتاق عملیات
a double room یک اتاق دو نفره
spence اتاق ناهارخوری
toolroom اتاق ابزار
spense اتاق ناهارخوری
undercroft اتاق کلیسا
vacuum chamber اتاق خلاء
war room اتاق جنگ
dortour اتاق خواب
dorter اتاق خواب
reception rooms اتاق انتظار
Get out of the room. از اتاق بروبیرون
batten [تخته ی کف اتاق ]
assmbly-room اتاق همایش
ante-chamber اتاق انتظار
reception rooms اتاق پذیرایی
reception room اتاق انتظار
reception room اتاق پذیرایی
common room اتاق استادان
common rooms اتاق استادان
houseroom اتاق خانه
newsroom اتاق خبر
newsroom اتاق نودادنگاری
newsrooms اتاق نودادنگاری
common joist تیر کف اتاق
reading room اتاق قرائت
reading rooms اتاق قرائت
Room 123 اتاق 123
Elephant in the living room فیل در اتاق نشیمن
sitting room اتاق نشیمن
sitting-room اتاق نشیمن
sitting-rooms اتاق نشیمن
living room اتاق نشیمن
living rooms اتاق نشیمن
wheelhouse اتاق سکان
wheelhouses اتاق سکان
studding ارتفاع اتاق
waiting-room اتاق انتظار
a single room یک اتاق یک نفره
tearoom اتاق چای
linoleum مشمع کف اتاق
vestibular اتاق کوچک بدن
studio اتاق کار
studios اتاق کار
sickroom اتاق بیمار
sickrooms اتاق بیمار
roomful بقدر یک اتاق پر
roomfuls بقدر یک اتاق پر
clearing house اتاق تهاتر
clearing houses اتاق تهاتر
room temperature دمای اتاق
chamber of commerce اتاق تجارت
chamber of shipping اتاق کشتیرانی
chamber of trade اتاق بازرگانی
chamber of trade اتاق تجارت
operations room اتاق عملیات
chamber of commerce اتاق بازرگانی
surgery اتاق جراحی
surgeries اتاق جراحی
A+E unit [British E] اتاق عمل اورژانس
casuality department [British E] اتاق عمل اورژانس
Casuality [British E] اتاق عمل اورژانس
emergency medical treatment room اتاق عمل اورژانس
emergency room [American E] [e.r.] [ER] اتاق عمل اورژانس
Accident and Emergency اتاق عمل اورژانس
calefactory [اتاق گرم صومعه]
cella [اتاق مطالعه ی راهبها]
enclosure اتاق راهبان [دین]
playrooms اتاق بازی کودکان
vestries اتاق دعا رخت کن
vestry اتاق دعا رخت کن
chamber اتاق خواب خوابگاه
Operation room. اتاق عمل ( بیمارستان )
workshop اتاق کار کارگاه
I'd like a room with bath. من یک اتاق با حمام میخواهم.
lead chamber process فرایند اتاق سربی
I'd like a room with twin beds. من یک اتاق با دو تخت میخواهم.
workshops اتاق کار کارگاه
I'd like a double room من یک اتاق دو نفره میخواهم.
I'd like a sinlge room. من یک اتاق یک نفره میخواهم.
stokehold اتاق اتشخانه کشتی
cabins اتاق کوچک قایق
chambers اتاق خواب خوابگاه
hall اتاق بزرگ دالان
Br مخفف اتاق خواب
playroom اتاق بازی کودکان
halls اتاق بزرگ دالان
workroom اتاق کار کارگاه
Fine, I will take it. خوب من اتاق را میخواهم.
cabin اتاق کوچک قایق
vestibular مربوط به اتاق کوچک
undercroft اتاق زیر زمینی
studying موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
deckhouse اتاق روی عرشه کشتی
chamber of commerce اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
industries and mines اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن
international chamber of commerce اتاق بازرگانی بین المللی
cattle [rooms] of the worst description دام [اتاق] در بدترین وضعیت
tape library اتاق مخصوص نگهداری نوار
She was sitting in the corner of the room . گوشه اتاق نشسته بود
Mary is in the next room. ماری در اتاق پهلویی است.
smoking room اتاق ویژه سیگار کشیدن
Egyptian hall [اتاق عمومی مستطیل شکل]
My room hasn't been prepared. اتاق من آماده نشده است.
She entered the room as naked as the day she was born . لخت وعور وارد اتاق شد
What is my room number? شماره اتاق من چند است؟
study موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
redone دوباره اتاق را تزئین کرد
NO VACANCIES اتاق خالی موجود نیست.
May I see the room? آیا میتوانم اتاق را ببینم؟
studies موضوع تحصیلی اتاق مطالعه
redoing دوباره اتاق را تزئین کرد
redoes دوباره اتاق را تزئین کرد
redid دوباره اتاق را تزئین کرد
redo دوباره اتاق را تزئین کرد
Do you have any vacancies? آیا اتاق خالی دارید؟
I'd like a double bed room. من یک اتاق با یک تخت دو نفره میخواهم.
attic ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
loft ladder پلکلان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
suite اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
Give the room a good clean. اتاق را حسابی جمع وجور کردن
bodywork ساختن یا تعمیر اتاق و بدنهی اتومبیل
enfilade [یک رشته اتاق که رو به روی هم قرار دارند.]
suites اتاق مجلل هتل قطعه موسیقی
smoker واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
smokers واگن یا اتاق مخصوص استعمال دخانیات
stateroom اتاق ویژه تختخواب دارو مجلل
loft ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
There are no vacancies at the hotel. هتل اتاق ( جای ) خالی ندارد
double up <idiom> اتاق خود را باکسی شریک بودن
There is an air of mystery in this room. این اتاق حالت مرموزی دارد
attic door-case [چارچوب در کشویی اتاق زیر شیروانی]
attic ladder نردبان کشویی [مخصوص اتاق زیرشیروانی]
The room was tastefully decorated with flowers . اتاق خیلی با مزه با گه تزیین شده بود
smoking room اتاق مخصوص دود دادن ماهی وامثال ان
wall-to-wall [مفروش کردن کل اتاق توسط یک تخته فرش]
wood block قاب چوبی سقف و کف اتاق قطعه چوب
The room is stuffy. هوای اتاق سنگین است (کمبود اکسیژن)
Could you put an extra bed in the room? آیا ممکن است یک تخت اضافه در اتاق بگذارید؟
Could you put a cot in the room? آیا ممکن است یک تختخواب بچه در اتاق بگذارید؟
Hotel accommodation is rather expensive there. قیمت [اتاق] هتل آنجا واقعا گران است.
europen plan نرخ ثابت هتل جهت اتاق وسرویس مهمانان
Several people could be accommodated in this room. چندین نفر رامی توان دراین اتاق جاداد
hanging [فرش کردن، کاغذ دیواری یا هر تزئینی برای اتاق]
accessorize اضافه کردن وسایل جانبی و تزئینات به لباس و اتاق و غیره
hypostyle hall [اتاق بزرگ با سقف صافی که ردیفی از ستون ها در آن قرار دارد.]
lararium [اتاق کوچک در خانه های رومی برای عبادت شخصی]
The room is bare of furniture . این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
drapery rug قالیچه های پرده ای [جهت آویزان کردن در سر درب ورودی اتاق]
After dinner he likes to retire to his study. پس از شام او [مرد] دوست دارد به اتاق مطالعه خود کناره گیری بکند.
dalle صفحه بتنی [یا از جنس سنگ و مرمر صاف که کف اتاق استفاده می شده است.]
office اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
solarium اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
solariums اتاق افتاب رو اطاق مریضخانه که دران مریض حمام افتاب میگیرد
offices اتاق یا ساختمانی که شرکتی کار میکند یا کار تجاری انجام میشود
networking 1-سازمان شبکه . 2-اتصال دو یا چند شبکه در یک اتاق یا ساختمانهای مختلف
To do up the room. اتاق را درست کردن ( مرتب کردن )
boardrooms اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
boardroom اتاق هیئت رئیسه یا هیئت امنا
Open-plan <adj.> سالن باز، محوطه وسیع، ساختمانی که هرطبقه آن فقط دارای یک محوطه وسیع است و اتاق ندارد
international commercial terms (incoterm قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
vestiary رخت کن اتاق رخت کن
shaggy ugs فرش های با پرز بلند [این گونه فرش علاوه بر داشتن پرز بلند در سطح فرش، دارای مقداری پرز در پشت فرش نیز می باشد و در مناطق سردسیر بافته می شود تا گرم بوده و عایق سرما در کف اتاق باشد.]
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com