Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
The bus stopped for fuel
[ to get gas]
.
اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
Other Matches
gasoline
سوخت موتورهای بنزینی بنزین موتور بنزین
minute book
دفتر یاد داشت یاد داشت نامه
May the wrath of God overtake you .
خدا کمرت بزند
Let him speak his pices. let him have his say. Let him state his case.
بگذار حرفش را بزند
the greenish hue of blue
حالتی از رنگ ابی که به سبزی بزند
fly in the ointment
<idiom>
یک چیز کوچک که شادی را بههم بزند
he has no enterprise
دل ندارد که به کارهای مهم دست بزند
without lifting a finger
بدون اینکه به چیزی دستی بزند
[اصطلاح روزمره]
give someone enough rope and they will hang themself
<idiom>
به کسی طناب بدی تا راحت خودش دار بزند
iron rations
جیره بسیارکم که سربازفقط هنگام ضرورت سخت میتواندبان دست بزند
snookered
وضع گوی که بازیگر نمیتواند مستقیما به گوی موردنظر ضربه بزند
unfriendly act
هر نوع عملی که از یک دولت سر بزند و دولت دیگر در آن ضرری نسبت به منافع خود مشاهده کند
Mamihlapinatapai
نگاهی که ۲ نفر با یکدیگر به اشتراک میگذارند که در آن هردو میخواهند و مایلند که طرف مقابل حرفی بزند ولی هیچ کدامشان نمیخواهند آغاز کنند.
article had two notes
داشت
conservation
داشت
talents
درون داشت
talent
درون داشت
apanage
اختصاص داشت
note book
دفتریاد داشت
he loved her dear
اوبسیاردوست داشت
expectantly
با چشم داشت
expectations
چشم داشت
expectation
چشم داشت
without letted
باز داشت
when will women have the vote?
خواهند داشت
dwelt
منزل داشت
durst
زهره داشت
factum
یاد داشت
talented
درون داشت
he adored that woman
ان زن رابسیاردوست می داشت
omnibus
اتوبوس
omnibuses
اتوبوس
a bus
اتوبوس
busing
اتوبوس
bussed
اتوبوس
busses
اتوبوس
bussing
اتوبوس
bus
اتوبوس
Bus line number 8.
اتوبوس خط ۸.
bused
اتوبوس
buses
اتوبوس
gasoline
بنزین
benzole
بنزین
benzine
بنزین
gasses
بنزین
gassed
بنزین
gases
بنزین
fuelled
بنزین
gas
بنزین
motor sprit
بنزین
fuelling
بنزین
fuels
بنزین
petrol
بنزین
fuel
بنزین
storm bird
بنزین
fueled
بنزین
gasolene
بنزین
He was looking for you.
داشت دنبالت می گشت
i will note it down
یاد داشت میکنم
ephebe
شهری که از 81 تا 02 سال داشت
it had a europeanlook
نمود اروپایی داشت
disposure
نمایش عرضه داشت
He looked well groomed . He had a tidy appearance .
سرووضع مرتبی داشت
outlook
منظره چشم داشت
he kept me waiting
مرامنتظریامعطل نگاه داشت
block note paper
دسته کاغذیاد داشت
writing pad
دسته یاد داشت
he complained with reason
داشت که گله میکرد
to make a minute of
یاد داشت کردن
the dog wasled
سگ بند در گردن داشت
to take down
یاد داشت کردن
to set down
یاد داشت کردن
to minute down
یاد داشت کردن
to make a note of
یاد داشت کردن
prospectiveness
چشم داشت به اینده
annotator
یاد داشت کننده
marrige of convenience
پیوند با چشم داشت
to take notes of
یاد داشت برداشتن از
minibuses
اتوبوس کوچک
space time
اتوبوس فضایی
trolley bus
اتوبوس برقی
Airbuses
اتوبوس هوایی
Airbus
اتوبوس هوایی
trolley car
اتوبوس برقی
trolleybus
اتوبوس برقی
trolley buses
اتوبوس برقی
body
اطاق اتوبوس
to go by bus
با اتوبوس رفتن
bus stops
ایستگاه اتوبوس
bus stop
ایستگاه اتوبوس
to ride on the bus
با اتوبوس رفتن
I drove the bus.
من اتوبوس را راندم.
I went by bus.
من با اتوبوس رفتم.
bodies
اطاق اتوبوس
queued
صف اتوبوس و غیره
queues
صف اتوبوس و غیره
queueing
صف اتوبوس و غیره
bus driver
راننده اتوبوس
bus terminal
ایستگاه اتوبوس
bus bay
ایستگاه اتوبوس
queue
صف اتوبوس و غیره
carfare
کرایه اتوبوس
petrol can
باک بنزین
light gasolin
بنزین سبک
Premium gas
بنزین سوپر
gasolinic
وابسته به بنزین
phenyl
اصل بنزین
petrol pipe
لوله بنزین
petrol filter
صافی بنزین
petrol container
فرف بنزین
naphtha
بنزین سنگین
premium grade petrol
بنزین سوپر
petrol pump
تلمبه بنزین
gasoline barrel
بشکه بنزین
gasoline drum
بشکه بنزین
fuel pump
پمپ بنزین
gasoline can
قوطی بنزین
fuel filter
صافی بنزین
gas pump
پمپ بنزین
gassed
بنزین گازمعده
gases
بنزین گازمعده
gas injection
تزریق بنزین
gas injection
پاشش بنزین
gas inlet valve needle
ژیگلور بنزین
gas recovery
بازیابی بنزین
petrol pump
پمپ بنزین
gas storage
مخزن بنزین
petrol tank
مخزن بنزین
gas pump
تلمبه بنزین
gas tank
بخار بنزین
gas tank
پودر بنزین
gas level
سطح بنزین
filling station
پمپ بنزین
gasses
بنزین گازمعده
gas
بنزین گازمعده
aviation gasoline
بنزین هواپیما
avgas
بنزین هواپیما
gas stations
پمپ بنزین
high grade petrol
بنزین سوپر
gasoline consumption
مصرف بنزین
gasoline electric
بنزین الکتریکی
gas station
پمپ بنزین
filling stations
پمپ بنزین
gasoline dump
باک بنزین
it weighed kilogrammes
بود سه کیلوگرم وزن داشت
no song no supper
تانخوانی شام نخواهیم داشت
She was talking to (with ) a friend .
داشت با دوستش صحبت می کرد
durst
جرات داشت جسارت کرد
that point was of p interest
ان نکته جالبیست ویژهای داشت
he sold the good ones
هرچه خوب داشت فروخت
he was in purpose to do it
در نظر داشت که ان کار رابکند
he would be sure to like it
یقینا انرادوست خواهد داشت
prospect of success
چشم داشت یا امید کامیابی
The girl was penciling her eyebrows .
دخترک داشت ابروهایش را می کشید
He was running like a madman.
عین دیوانه ها داشت می دوید
fusilier
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
There will be a delay of 8 minutes.
8 دقیقه تاخیر خواهد داشت.
Did you get much ( any ) benefit from your holiday ?
تعطیلات برایت فایده ای داشت ؟
fusileer
سربازی که تفنگ چخماقی داشت
All his belongings were stolen .
هرچه داشت بردند (دزدیدند)
to stop the bus
جلوی اتوبوس را گرفتن
Where is the bus stop?
ایستگاه اتوبوس کجاست؟
communication cord
کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
stationed
ایستگاه اتوبوس وغیره
station
ایستگاه اتوبوس وغیره
You can take the bus.
شا میتوانید با اتوبوس بروید.
stations
ایستگاه اتوبوس وغیره
gasoline dump
مخزن موقتی بنزین
unleaded petrol
بنزین بدون سرب
pr etrol filling station
ایستگاه پمپ بنزین
gasoline brick
بنزین خوش سوز
gasoline brick
بنزین بااکتان بالا
petrol feed pump
پمپ تغذیه بنزین
petrol injection pump
پمپ تزریق بنزین
gasholder
محل نگهداری بنزین
gas air mixture
مخلوط بنزین و هوا
gasoline gels
بنزین تغلیظ شده
gas form natrural gas
بنزین از گاز طبیعی
storm bird
بنزین ریختن ماشین
gas synthesis
ترکیب مصنوعی بنزین
I've run out of petrol.
بنزین تمام کردم.
gas inlet valve needle
سوزن شیرورودی بنزین
petrol
بنزین گیری کردن
gasholders
محل نگهداری بنزین
on old woman past sixty
پیرزنی بیش از شصت سال داشت
marshalsea
دادگاهی که marshal knightبر ان ریاست داشت
og
الفبای پیشین و ایرلندی که 02 حرف داشت
count palatine
قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
notate
یادداشت برداشتن یاد داشت کردن
pistole
سکه زرکه بیشتردراسپانی رواج داشت
to preach from notes
از روی یاد داشت وضع کردن
u.sings
[ and+]
با انهایی که من دیده بودم فرق داشت
life is not worth an hour's p
ساعتی هم نمیتوان به زندگی اطمینان داشت
quinquereme
یکجورکرجی که پنج ردیف پاروزن داشت
he made me wait
مرا منتظر یا معطل نگاه داشت
He tried to conceal the facts.
سعی داشت حقیقت را پنهان کند
He wanted to incite the people.
قصد داشت مردم راتحریک کند
His request was in the nature of a command.
خواهش اوحالت حکم ودستور را داشت
How far is the bus stop ?
تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
double decker
اتوبوس دوطبقه
[حمل و نقل]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com