Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 144 (7 milliseconds)
English
Persian
multi flame burner
اجاق چند شعله
Other Matches
lurid
شعله تیره شعله دودنما
luridly
شعله تیره شعله دودنما
flare
شعله زنی شعله
flares
شعله زنی شعله
fireplace
اجاق
fireplaces
اجاق
greyhounds
در اجاق
greyhound
در اجاق
hearths
اجاق
furnaces
اجاق
furnace
اجاق
hearth
اجاق
oven
اجاق
kiln
اجاق
kilns
اجاق
fire side
اجاق
fire place
اجاق
ovens
اجاق
cooking range
اجاق
hot plate
اجاق برقی
hot-plate
اجاق برقی
hot-plates
اجاق برقی
fire grate
اجاق دیواری
fire place opening
اتشخان اجاق
ovenman
کوره پز اجاق دار
ingle
اتش منقل یا اجاق
hearthstone
سنگ پهن کف اجاق
gasburner
اجاق گاز سوز
gas burner
اجاق گازسوز کوره گازی
hestia
الهه اجاق خانوادگی وشهرها
hearths
سکوی اجاق کوره کشتی
hearth
سکوی اجاق کوره کشتی
stirrer hot plate
اجاق برقی همزن دار
pilot burner
چراغ کوچک اجاق گاز وامثال ان
vesta
الهه رومی خدای اجاق وخانه داری
Are you going to light the stove?
آیا شما این اجاق گاز را روشن می کنید؟
afire
شعله ور
aphlogistic
بی شعله
flashproof
ضد شعله
flameless
بی شعله
flamy
شعله ور
flame proof
ضد شعله
flames
شعله
alight
شعله ور
inflammable
شعله ور
alighted
شعله ور
alighting
شعله ور
alights
شعله ور
bonefire
شعله
flaming
شعله ور
flaring
شعله ور
flameproof
ضد شعله
flame
شعله
heating flame
شعله
ingle
شعله
aflame
شعله ور
flame holder
شعله نگهدار
flame damper
شعله خفه کن
flame test
محک شعله
white flame
شعله سفید
lurid flame
شعله دودنما
flareback
پس زهنی شعله
flash suppressor
شعله پوش
twin jet blowpipe
مشعل دو شعله
gaslight
شعله گاز
neutral flame
شعله خنثی
oriflamme
شعله زرین
oxidizing flame
شعله اکساینده
positive glow
شعله اندی
positive glow
شعله مثبت
reducing flame
شعله احیاگر
flashproof
لباس ضد شعله
lurid flame
شعله تیره
torch cutting
[برشکاری شعله ای]
flashless charges
خرج بی شعله
flame thrower
شعله افکن
fire thrower
شعله افکن
backfires
پس زدن شعله
inflammation
شعله ور سازی
backfired
پس زدن شعله
flashbacks
پس زدن شعله
backfire
پس زدن شعله
flashbacks
برگشت شعله
anode glow
شعله اندی
flashback
برگشت شعله
flashback
پس زدن شعله
flamboyant
شعله دار
fire point
نقطه شعله
flamboyant
شعله مانند
falmethrower
شعله افکن
commissioning pennant
پرچم شعله
backfiring
پس زدن شعله
flamy
شعله مانند
calenture
شعله ور شدن
rate of flame propagation
سرعت انتشار شعله
flameproof
عایق شعله ضد اتش
to smother a flame
شعله ای را خاموش کردن
flame adjustment wheel
چرخ تنظیم شعله
inflammable
قابل شعله ورشدن
reducer
کم کننده شعله یا حرارت
powder cutting
برش توسط شعله
oxy hydrogen flame
شعله اکسی ئیدروژن
muzzle bell
شعله پوش شیپوری
multi jet blowpipe
بوری چند شعله
backblast
شعله عقب نشینی
flashback screen
توری مانع شعله
flash reducer
کم کننده شعله باروت
blind coal
زغال سنگ بی شعله
flashless charges
خرج کم کننده شعله
acetylene oxygen flame
شعله استیلن اکسیژن
flame scraf
با شعله پهن کردن
flame harden
با شعله سخت کردن
flame safety
ایمنی در مقابل شعله اتش
whiffle
نا بهنگام وزیدن جنبیدن شعله
blaze
شعله درخشان یا اتش مشتعل
flamboyant gothic
شیوه گوتیک شعله اسا
blazes
شعله درخشان یا اتش مشتعل
to burn blue
شعله یا نور ابی دادن
blazed
شعله درخشان یا اتش مشتعل
muzzle brake
شعله پوش لوله توپ
flames
شعله زدن زبانه کشیدن
flame
شعله زدن زبانه کشیدن
flashed
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashed
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
flash
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
flashes
ناگهان شعله ور شدن نور مختصر
garish
دارای زرق و برق زیاد شعله ور
flareback
اشتعال برخلاف مسیر عادی شعله
anode glow
شعله مثبت فضای روشن اند
flash
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
ignisfatuus
چیز گمراه کننده شعله کمرنگ
flash suppressor
خنثی کننده شعله دهانه توپ
flashes
برق زدن ناگهان شعله ور شدن
carburizing flame
شعله اکسی استیلن که مقداراستیلن در ان زیاد است
flame hardening
سخت گردانی سطح فلز توسط شعله
napalm
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalms
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalming
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
napalmed
ماده مخصوص تغلیظ بنزین وتهیه بمب اتش زا و پرتاب شعله
wet stowage
نوعی روش بارگیر مهمات درخودروها با غوطه ور کردن انها در مایعات ضد شعله
rate of flame propagation
سرعت پخش شدن شعله سرعت احتراق
pearl
مروارید
[طرح این سنگ قیمتی در فرش های چینی بکار رفته و یک نوع آن بنام مروارید شعله ور معروف می باشد.]
lanceolate leaves
برگ های اسلیمی
[شاه عباسی]
[نیزه ای]
[شعله]
[اغلب در یک یا دو سمت برگ بصورت کنگره بوده و در اغلب فرش های لچک ترنج و باغی بکار می رود.]
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com