Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (16 milliseconds)
English
Persian
bivouac
اردوگاه موقتی
bivouacked
اردوگاه موقتی
bivouacking
اردوگاه موقتی
bivouacs
اردوگاه موقتی
Other Matches
slumped
کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumping
کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slumps
کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
slump
کاهش موقتی در فعالیتهای اقتصادی رکود موقتی
bivouacs
اردوگاه
camped
اردوگاه
encampment
اردوگاه
camp
اردوگاه
bivouacking
اردوگاه
bivouacked
اردوگاه
camps
اردوگاه
bivouac
اردوگاه
encampments
اردوگاه
cantonment
اردوگاه
campound
اردوگاه
compounds
اردوگاه
compounded
اردوگاه
camping
اردوگاه
compound
اردوگاه
prison camp
اردوگاه زندانیان
prison camps
اردوگاه زندانیان
camp
اردوگاه نظامی
camped
اردوگاه نظامی
refugee camp
اردوگاه پناهندگان
campgrounds
محوطهی اردوگاه
camps
اردوگاه نظامی
encamp
مستقرشدن در اردوگاه
encamping
مستقرشدن در اردوگاه
encamps
مستقرشدن در اردوگاه
campoo
اردوگاه نظامیان
encamped
مستقرشدن در اردوگاه
labor camp
اردوگاه کار
picket guard
پاسبان اردوگاه
campground
محوطهی اردوگاه
concentration camp
اردوگاه کار اجباری
concentration camps
اردوگاه کار اجباری
campgrounds
محل گردهمآیی در اردوگاه
campground
محل گردهمآیی در اردوگاه
rehabilitation
اردوگاه استراحت تسلی دادن
Where is the location of this camp ?
محل این اردوگاه کجاست ؟
internment camp
بازداشتگاه غیر نظامیان اردوگاه پناهندگان
boot camp
اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
boot camps
اردوگاه تعلیمات نظامی نیروی دریایی
quarantining
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantined
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantines
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
quarantine
اردوگاه ضد عفونی کردن پرسنل از نظر امراض
interim
موقتی
intrim
موقتی
adinterim
موقتی
provisional
<adj.>
موقتی
jackleg
موقتی
temporary
<adj.>
موقتی
extemporaneous
موقتی
flying bridge
پل موقتی
provisionary
موقتی
makeshift
<adj.>
موقتی
treadway
پل موقتی
tentative
<adj.>
موقتی
pro forma
موقتی
provisory
<adj.>
موقتی
make-shift
<adj.>
موقتی
basted
کوک موقتی
floating bridge
پل متحرک موقتی
faddle
سرگرمی موقتی
baste
کوک موقتی
corners
انحصار موقتی
corner
انحصار موقتی
bastes
کوک موقتی
cornering
انحصار موقتی
temporary structures
ساختمانهای موقتی
funk hole
پناهگاه موقتی
house of d.
زندان موقتی
provisionality
جنبه موقتی
provisionality
موقتی بودن
scrip
رسید موقتی
sojoiurn
اقامت موقتی
phantom tumour
باد موقتی
phantom tumour
برامدگی موقتی
non resident
مقیم موقتی
sojourner
ساکن موقتی
temporariness
موقتی بودن
make do
چاره موقتی
make shift construction
طرح موقتی
temporary gauge
اشل موقتی
temporary income
درامد موقتی
temporary storage
انباره موقتی
scratch file
فایل موقتی
barricading
سنگربندی موقتی
temporary error
خطای موقتی
sojourns
اقامت موقتی
sojourn
اقامت موقتی
adjournments
تعطیل موقتی
palliatives
مسکن موقتی
palliative
مسکن موقتی
non-residents
مقیم موقتی
bivouacked
اردوی موقتی
dugout
پناهگاه موقتی
dugouts
پناهگاه موقتی
bivouacking
اردوی موقتی
adjournment
تعطیل موقتی
bivouac
اردوی موقتی
bivouacs
اردوی موقتی
temporal
موقتی زودگذرفانی
gleam
تظاهر موقتی
gleamed
تظاهر موقتی
barricade
سنگربندی موقتی
barricaded
سنگربندی موقتی
gleaming
تظاهر موقتی
gleams
تظاهر موقتی
barricades
سنگربندی موقتی
non-resident
مقیم موقتی
coalition
اتحاد موقتی
coalitions
اتحاد موقتی
interrex
رئیس حکومت موقتی
booths
پاسگاه یادکه موقتی
Band-Aids
چارهی سطحی و موقتی
Band-Aid
چارهی سطحی و موقتی
recesses
تعطیل موقتی تنفس
treadway bridge
پل عبور موقتی پیاده
booth
پاسگاه یادکه موقتی
brainstorm
اشفتگی فکری موقتی
stop gap
وسیله یا چاره موقتی
temporary data set
مجموعه داده موقتی
gasoline dump
مخزن موقتی بنزین
interregnum
دوره حکومت موقتی
interregnums
دوره حکومت موقتی
frame
هیکل حالت موقتی
interim dividend
سود سهام موقتی
jury sturt
پایه اضافی یا موقتی
recess
تعطیل موقتی تنفس
dump
انبار موقتی اشغالدان
casual uplift
بالا رفتن موقتی
interim certificates
سند قرضه موقتی
casual uplift
بالا بردن موقتی
brainstorms
اشفتگی فکری موقتی
interlocutory
موقتی غیر قطعی
interim dividend
سود موقتی سهام
interregna
دوره حکومت موقتی
put someone up
به کسی بطور موقتی جا دادن
hoardings
جمع اوری دیوار موقتی
hoarding
جمع اوری دیوار موقتی
casual water
تجمع موقتی اب روی زمین
epaulement
استحکام موقتی جناحی مترس
makeshift
چاره موقتی ادم رذل
radar silence
خاموش کردن موقتی رادارها
cornering
انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
blackout
فراموشی
[یا بیهوشی یا نابینایی]
موقتی
[پزشکی]
corner
انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
assembly of notables
مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
corners
انحصار موقتی ازطریق خرید کلی
retrench
دارای سنگر موقتی زیرزمینی کردن
barracking
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
to have a blackout
فراموشی
[یا بیهوشی یا نابینایی]
موقتی داشتن
[پزشکی]
barrack
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
surging
تغییر ناگهانی و موقتی ولتاژبا جریان در یک مدار
strip
نوار مین گذاری باند فرود موقتی
barracked
منزل کارگران کلبه یا اطاقک موقتی انبارکاه
glitches
خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
glitch
خرابی تصادفی یا موقتی در سخت افزار گیر در برنامه
jumper
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
jumpers
سیم هادی برای ایجاد انشعاب فرعی موقتی
breastwork
استحکام یاسنگر موقتی نرده بندی عرشه جلو کشتی
tack weld
وسیلهای برای سنجش ونمایش سرعت شفت گردنده جوش موقتی
logistics
شعبهای از فنون نظامی که درباره فن لشکرکشی و وسائط نقلیه وتهیه اردوگاه واذوقه ومهمات لازمه درطی لشکرکشی بحث میکند
full power
اختیاری است که دولتی به نماینده خود به طور موقتی میدهد تا درمورد بخصوصی مذاکره و اخذتصمیم کند
indeterminate change of station
انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
bridge finance
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
bridge loan
وام موقتی
[تا دریافت وام اصلی ]
dump
انبار موقتی زاغه مهمات انبار
kytoon
انتن گازی هلیومی انتن موقتی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com