Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (2 milliseconds)
English
Persian
quantity surveyor
ارزیاب کمیت مواد
quantity surveyors
ارزیاب کمیت مواد
Other Matches
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
cost accountant
ارزیاب
valuator
ارزیاب
valuer
ارزیاب
surveyors
ارزیاب
surveyor
ارزیاب
prizer
ارزیاب
rater
ارزیاب
valuers
ارزیاب
assessor
ارزیاب
assersor
ارزیاب
appraisor
ارزیاب
appraiser or oppiser
ارزیاب
appraiser
ارزیاب
estimator
ارزیاب
ptomaine
مواد الی قلیایی سمی که دراثر پوسیدگی باکتریها برروی مواد ازتی تشکیل میگردد
custom assersor
گمرکچی ارزیاب گمرک
transudate
مواد فرانشت شده مواد مترشحه
durable material
مواد غیراستهلاکی مواد بادوام زیاد
dye-stuff
ماده رنگی در رنگرزی الیاف
[این رنگینه ها یا بصورت سنتی از مواد طبیعی مانند اکثر گیاهان و بعضی حیوانات و یا از مواد شیمیایی تهیه می شوند]
magnaflux
نام انحصاری تست غیرمخربی برای مواد مغناطیسی بااستفاده از میدانهای مغناطیسی و مواد فلورسان
enzymes
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
enzyme
مواد الی پیچیدهای که درموجود زنده باعث تبدیل مواد الی مرکب به موادساده تر وقابل جذب می گردد انزیم
scalar
کمیت
quant
کمیت
quantities
کمیت
shagreen
کمیت
quantum
کمیت
quantity
کمیت
slated items
مواد سوختی قوال و بسته بندی شده مواد سوختی یک جاو در بسته
quantity control
کنترل کمیت
sinusoidal quantity
کمیت سینوسی
vector quantity
کمیت برداری
scalar quantity
کمیت عددی
scalar quantity
کمیت نردهای
scalar quantity
کمیت اسکالر
quantifier
کمیت سنج
alternating quantity
کمیت متناوب
certificate of quantity
گواهی کمیت
certificating of quantity
گواهی کمیت
batch quantity
کمیت گروهی
oscillating quantity
کمیت نوسانی
peridic quantity
کمیت تناوبی
physical quantity
کمیت فیزیکی
pulsating quantity
کمیت ضربانی
quantification
کمیت پذیر کردن
mean value of periodic quantity
میانگین کمیت دورهای
evaluated
محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluates
محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluating
محاسبه یک مقدار یا کمیت
scalar quantity
کمیت غیر برداری
damped sinusoidal quantity
کمیت سینوسی میرنده
observable quantity
کمیت مشاهده پذیر
quantifies
کمیت را تعیین کردن
quantify
کمیت را تعیین کردن
phase of a sinusoidal quantity
فاز کمیت سینوسی
quantifying
کمیت را تعیین کردن
pseudoscalar quantity
کمیت شبه عددی
evaluate
محاسبه یک مقدار یا کمیت
quantified
کمیت را تعیین کردن
conserved quantity
کمیت پایسته
[فیزیک]
conserved quantity
کمیت ثابت
[فیزیک]
desiccant
مواد خشک کننده گیاهان مواد شیمیایی خشک کننده روییدنیها
evaluation
عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
measure
روش محاسبه اندازه یا کمیت
scalar quantity
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
scalar
کمیت نرده ای
[فیزیک]
[ریاضی]
telemetry
اندازه گیری یک کمیت یا کیفیت
time constant of an exponential quantity
ثابت زمانی یک کمیت نمایی
symmetrical alternating quantity
کمیت متناوب متقارن نامتوازن
evaluations
عمل محاسبه یک مقدار یا کمیت
even
کمیت یا عدد که ضریب دو است
quota
کمیت تعیین شده توسط دولت
quotas
کمیت تعیین شده توسط دولت
dimensionless quantity
کمیت بدون بعد
[فیزیک]
[شیمی]
[مهندسی]
levelled
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
charge
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
charges
1-کمیت الکتریسیته 2-مقدار کمبود الکترون در یک وسیله یا عنصر
levels
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
level
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
leveled
کمیت بیتها که باعث سیگنال دیجیتالی ارسالی شوند
custom's appraisor
مامور گمرک ارزیاب گمرک
relocation
کمیت افزوده شد به یک آدرس برای انتقال به محل دیگری ازحافظه
instantaneous readout
سیستمی بدون تاخیر بین گیرنده کمیت موردنظر ونشاندهنده ان
stakhnovism
افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
radiation shield
وسیلهای برای جلوگیری ازتابشهای ناخواسته که دراندازه گیری کمیت موردنظرتاثیر میگدارند
foreign military sales
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
the quantity of a vowel
کوتاهی وبلندی حرف صدایی کمیت حرف مصوت
normalizes
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalises
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalised
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalising
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
normalize
تنظیم نما و کسر یک کمیت ممیز شناور به گونهای که کسر در یک محدوده معین شدهای باشد
material
مواد
materials
مواد
supplies
مواد
provisions
مواد
indirect materials
مواد غیرمستقیم
fertile meterial
مواد بارخیز
intromission
مواد الحاقی
balsamic materials
مواد بلسانی
fine aggregate
مواد ریز
fission products
مواد اتمی
fixed material
مواد پایدار
inorganic materials
مواد غیرالی
glacial drift
مواد یخرفته
backing material
مواد محافظ
feed stock
مواد اولیه
fatigue of material
فرسودگی مواد
explosive ordnance
مواد منفجره
cryptomaterial
مواد رمز
composite material
مواد مرکب
bill of material
فهرست مواد
cohesive material
مواد چسبا
cohesive materials
مواد چسبنده
defense articles
مواد پدافندی
coherent materials
مواد چسبنده
direct material
مواد مستقیم
dissolved solids
مواد محلول
bill of materials
فهرست مواد
excess stock
مواد اضافی
instruction material
مواد درسی
sealing compound
مواد ضد نشت
producer's goods
مواد تولیدی
printed matter
مواد چاپی
practice material
مواد تمرینی
overburden
مواد رویی
purview
مواد اساسی
substitute material
مواد جانشینی
supplies officer
مسئول مواد
suspended load
مواد غوطه ور
testing of materials
ازمایش مواد
radioactive material
مواد رادیواکتیو
colorant
مواد رنگی
organic compound
مواد آلی
organic compound
مواد شیمیایی
washing agent
مواد شوینده
qualifying clauses
مواد اصلاحی
organic materials
مواد الی
operating supplies
مواد کمکی
off the shelf
مواد در دسترس
maintenance materials
مواد تعمیرات
magnetic materials
مواد مغناطیسی
letter press
مواد چاپی
jointing material
مواد پرکننده
joint sealing material
مواد درزبندی
joint filling compound
مواد درزبندی
joint filler
مواد درزبندی
insulating material
مواد عایق
insulating compound
مواد عایق
material balance
موازنه مواد
material control
کنترل مواد
natural products
مواد طبیعی
narcotic drugs
مواد مخدر
muffling material
مواد میرایی
miscellaneous provisions
مواد متفرقه
materials transfer notes
دستورانتقال مواد
materials requisition
درخواست مواد
materials management
مدیریت مواد
materials handling
جابجایی مواد
material costs
هزینههای مواد
instructional material
مواد اموزشی
active material
مواد عامل
raw material
مواد خام
petroleum
مواد نفتی
printed
مواد چاپی
assets
مواد لازم
acetone bodies
مواد استونی
accessory substances
مواد فرعی
acaricide
مواد کنه کش
nutrition
مواد غذائی
print
مواد چاپی
stocks
مواد ذخیره
raw materials
مواد اولیه
mineral
مواد معدنی
lubricant
مواد روغنی
raw materials
مواد خام
alluvial deposit
مواد رسوبی
lubricants
مواد روغنی
fixes
مواد مخدره
fix
مواد مخدره
prints
مواد چاپی
oddments
مواد گوناگون
explosives
مواد سوزا
medics
مواد دارویی
protein
مواد سفیدهای
proteins
مواد سفیدهای
coagulation
تجمع مواد در یک ناحیه
carpet materials
مواد اولیه فرش
exudation
پخش یا پرتاب مواد
medicals
مواد دارویی و پزشکی
fissionable material
مواد شکافت پذیر
institute of materials management
موسسه مدیریت مواد
tightening material
مواد اب بندی کننده
inflammables
مواد قابل اشتعال
inflammable substances
مواد قابل اشتعال
herbicides
مواد ضد رویش گیاه
bunkers
مخزن مواد اولیه
tightening material
مواد عایق کننده
bin
مخزن مواد اولیه
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com