Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (14 milliseconds)
English
Persian
hand organ
ارگ دستی
Search result with all words
scanner
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners
وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
manual
دستی
manual
کتاب دستی نظامنامه
manual
دستور رزمی دستی سیستم دستی
portable
دستی
skill
چیره دستی
skill
استادی زبر دستی
snips
قیچی دستی برای بریدن ورقات فلزات
javelin
نیزه دستی سبک
puck
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
pucks
یک دستگاه ورودی گرافیمی دستی و کنترل شده با دست که برای قرار دادن مختصات روی یک لوح گرافیکی بکارمی رود
commode
چارپایه زیرمستراح دستی
commodes
چارپایه زیرمستراح دستی
handbill
اگهی دستی
handbills
اگهی دستی
handmade
دستی
barrow
چرخ دستی چرخ دوره گردها
barrows
چرخ دستی چرخ دوره گردها
smack
کف دستی زدن
smacked
کف دستی زدن
smacks
کف دستی زدن
manually
بصورت دستی
craft
کشتی وسیله سرگرمی هنر دستی قایق
crafts
کشتی وسیله سرگرمی هنر دستی قایق
handier
دستی
handiest
دستی
handy
دستی
mouse
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
mouses
وسیله ورودی کوچک دستی که روی سطح صاف حرکت میکند تا محل نشانه گر در صفحه را مشخص کند
paddle
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddled
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddles
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
paddling
وسیله دستی که نشانه گر یا گرافیک را در بازی کامپیوتر حرکت میدهد
circumvent
باحیله پیش دستی کردن
circumvented
باحیله پیش دستی کردن
circumventing
باحیله پیش دستی کردن
circumvents
باحیله پیش دستی کردن
cane
چوب دستی
caned
چوب دستی
canes
چوب دستی
caning
چوب دستی
wheelbarrow
چرخ دستی فرقان
wheelbarrow
با چرخ دستی یا چرخ خاک کشی حمل کردن
wheelbarrows
چرخ دستی فرقان
wheelbarrows
با چرخ دستی یا چرخ خاک کشی حمل کردن
trolley
چرخ دستی مامورتنظیف
trolleys
چرخ دستی مامورتنظیف
backhand
پشت دستی یا ضربه با پشت راکت
backhands
پشت دستی یا ضربه با پشت راکت
wand
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
wands
دستگاه نوری دستی که میتواند برچسبهای کدگذاری شده کدهای میلهای و کاراکتر را خوانده و معرفی کند
stave
بشکل چوب دستی یاچماق وغیره دراوردن
sideboard
میز دم دستی
sideboards
میز دم دستی
awkwardly
از روی خام دستی یا ناشی گری
pallet
چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
pallets
چرخ دستی حمل بار مقر حمل مهمات سکوی حمل بار
cramp
پیچ دستی درودگری
cramps
پیچ دستی درودگری
handbook
کتاب دستی
handbooks
کتاب دستی
handicraft
پیشه دستی
handicraft
صنعت دستی
handicraft
کار دستی
handicraft
هنر دستی
handicraft
صنعت دستی حرفه
handcart
ارابه دستی
handcart
چرخ دستی
handcarts
ارابه دستی
handcarts
چرخ دستی
organ grinder
نوازنده سیار ارگ دستی
organ-grinder
نوازنده سیار ارگ دستی
organ-grinders
نوازنده سیار ارگ دستی
single-handed
یک دستی
bungle
خام دستی
bungled
خام دستی
bungles
خام دستی
bungling
خام دستی
clumsiness
خام دستی
inexperience
خام دستی
naivety
بی ریایی خام دستی
bellows
دم دستی
handicrafts
صنایع دستی
Jim Crow
ریل خم کن دستی
pushcart
ارابه دستی
pushcarts
ارابه دستی
generosity
خیر خواهی گشاده دستی
miseries
تهی دستی نکبت
misery
تهی دستی نکبت
longbow
اغراق گویی کمان دستی
longbows
اغراق گویی کمان دستی
gimlet
مته دستی
gimlets
مته دستی
gun
تلمبه دستی
guns
تلمبه دستی
forestall
پیش دستی کردن بر
forestalled
پیش دستی کردن بر
forestalls
پیش دستی کردن بر
semaphore
مخابره با پرچم دستی
Other Matches
craft revolving fund
حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
craft reimbursable supply
اماد قابل جایگزین مربوط به هنرهای دستی اماد مصرف شدنی هنرهای دستی
three handed
سه دستی
ready use
دم دستی
levorotation
چپ دستی
palmar
کف دستی
hand held
دستی
hand made
دستی
left handedness
چپ دستی
hand held computer
کامپیوتر دستی
hand operated chuck
سه نظام دستی
hand molding shop
قالبریزی دستی
hand molding
قالبریزی دستی
hand reamer
کوبه دستی
hand mill
اسیاب دستی
hand receipt
رسید دستی
hand roller
غلطک دستی
push cart
چرخ دستی
handsaw
اره دستی
handlist
فهرست دستی
handhold
گیره دستی
handbell
زنگ دستی
hand wheel
چرخ دستی
hand vise
گیره دستی
hand torch
مشعل دستی
hand tool
ابزار دستی
handwheel
چرخ دستی
hand saw
اره دستی
handwork
دستی دستکاری
hand grenade
نارنجک دستی
foozle
خام دستی
fly sheet
اعلانات دستی
fly bill
اگهی دستی
fly bill
اعلان دستی
eye glass
عینک دستی
end table
میزکوچک دم دستی
dump barrow
حرخ دستی
dug well
چاه دستی
string hand
دستی که زه را می کشد
drawing hand
دستی که زه را می کشد
door bundle
بارهای دستی
desk checking
بررسی دستی
gaucherie
خام دستی
go devil
ارابه دستی
portable drill
مته دستی
hand drill
مته دستی
hand crane
بارانگیز دستی
hand crane
جرثقیل دستی
hand compaction
تراکم دستی
hand compaction
توپرسازی دستی
hand cart
چرخ دستی
hand cart
ارابه دستی
hand power winch
جراثقال دستی
hand cable winch
جراثقال دستی
hand brake
ترمز دستی
hand augger
مته دستی
hand lade
پاتیل دستی
hang-gliding
گلایدر دستی
handbags
کیف دستی
handbag
کیف دستی
tommy gun
مسلسل دستی
tin snips
قیچی دستی
submachinegun
مسلسل دستی
staff gauge
اشل دستی
side board
میز دم دستی
right handedness
راست دستی
quern
اسیاب دستی
post hole auger
مته دستی
stick shift
دندهی دستی
stick shifts
دندهی دستی
hand knot
گره دستی
trial balloon
<idiom>
یک دستی زدن
manual focusing knob
دکمهزوم دستی
egg beater
همزن دستی
sub-machine guns
تیربار دستی
sub-machine guns
مسلسل دستی
sub-machine gun
تیربار دستی
sub-machine gun
مسلسل دستی
portable weir
سرریز دستی
portable receiver
رادیوی دستی
manual labour
امضای دستی
manual input
ورودی دستی
manual exchange
مرکز دستی
manual cutout
افتامات دستی
manual controller
نافم دستی
manual control
کنترل دستی
manual adjustment
تنطیم دستی
made ground
خاک دستی
long bow
کمان دستی
line hand
دستی که نخ را می کشد
light fingers
چابک دستی
manual operation
عمل دستی
manual operation
عملیات دستی
portable instrument
سنجه دستی
hand lever
اهرم دستی
paving beetle
تخماق دستی
nimble fingers
چابک دستی
nattiness
زبر دستی
mill file
سوهان دستی
manula shifting
اتصال دستی
manual skills
مهارتهای دستی
manual skill
مهارت دستی
manual ringing
زنگ دستی
manual pinion shift
استارت دستی
manual override
القای دستی
crank handle
اهرم دستی
concertina
ارغنون دستی
concertinaed
ارغنون دستی
concertinaing
ارغنون دستی
adeptly
زبر دستی
cold link
پیوند دستی
carpenter's clamp
پیچ دستی
attache case
کیف دستی
bull horn
بلندگوی دستی
bitstock
مته دستی
alggardness
کند دستی
adeptness
زبر دستی
concertinas
ارغنون دستی
close fistedness
خشک دستی
paracaisson
گاری مهمات کش دستی
largess
گشاده دستی بخشیدگی
palmograph
خستگی نگار دستی
laptop computer
کامپیوتر دستی یا کیفی
pilot's trace
کالک دستی خلبان
portable appliance
وسیله برقی دستی
bear hug
دو دستی بغل کردن
hanging ladder
چوب بست دستی
lubber
خام دستی کردن
manual lever control
کنترل اهرم دستی
throttle hand lever
اهرم دستی گازی
manual recalculation
محاسبه مجدد دستی
swagger stick
چوب دستی کوچک
manipulatory
وابسته بکارهای دستی
manipular
وابسته بکارهای دستی
maulstick
زیر دستی دستگیره
mahlstick
زیر دستی دستگیره
trolly
چرخ دستی مامورتنظیف
spindling
چرخش دیسک دستی
foozle
باخام دستی زدن
rough draw
سر دستی طرح کردن
naivete
بی ریایی خام دستی
nattily
ازروی زبر دستی
wood auger
مته دستی چوب
portable electric tool
ابزار الکتریکی دستی
hand brake lever
اهرم ترمز دستی
go devil
ماشین بذرپاش دستی
hand calculator
ماشین حساب دستی
winch
دسته درآسیاب دستی
hand bag
کیف دستی خانم ها
hand advance
میزان کردن دستی
down hand welding
جوشکاری پایین دستی
equipment bag
ساک دستی بازیگر
bassinet
درشکه دستی بچگانه
free head grinding
سنگ زنی دستی
get round
پیش دستی کردن بر
arts and crafts
هنرهای تجسمی و دستی
hand operated molding machine
دستگاه قالبریزی دستی
hand plane
رنده کردن دستی
hand screw press
پرس پیحی دستی
hand selector switch
سوئیچ سلکتور دستی
handie talkie
فرستنده دستی کوچک
bear hugs
دو دستی بغل کردن
handy billy
پمپ دستی کوچک
hand lever operated grease gun
تلمبه دستی گریس
hand lead
بولت ژرفایاب دستی
hand loom
دستگاه بافندگی دستی
hand lead
عمق یاب دستی
pallet truck
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
lifting cart
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
pallet jack
جرثقیل دستی
[یا برقی]
با دو شاخه
staddle
چوب دستی تکیه گاه
tinner's snip
قیحی ورق بری دستی
score off a person
بر کسی پیش دستی کردن
In capital(block)letters.
با حرف بزرگ ؟( دستی یا چاپ؟ )
score a person
بر کسی پیش دستی کردن
handie talkie
رادیوی کوچک دستی ترانزیستوری
manual training
دوره اموزش هنرهای دستی
handbarrow
زنبه خاک کشی دستی
double keyway broach
مته دستی با جا خار دوبل
automatize
خودکار کردن یک وسیله دستی
melodion
یکجور ارگ دستی یا پایی
craftshop
کارگاه هنرهای دستی تفریحی
Where are the luggage trolleys?
چرخهای دستی حمل بار کجاست؟
artifici tooth
دندان مصنوعی یا ساختگی یاعملی یا دستی
graphic portfolio
نقشههای ترسیمی دستی زمینی یا دریایی
hand made brick
اجر ساخته شده با قالب دستی
rack control
نوعی کنترل پروازی غیر دستی
to pump somebody for information
<idiom>
یک دستی زدن به کسی
[اصطلاح روزمره]
to fish for information
<idiom>
یک دستی زدن به کسی
[اصطلاح روزمره]
melodeon
ارگ پایی یا دستی نوعی نی کوچک
Where are the luggage trolleys?
چرخ دستی حمل بار کجا هستند؟
Where are the luggage trolleys?
چرخ دستی اسباب و اثاثیه کجا هستند؟
jackhammer
مته دستی مخصوص سوراخ کردن سنگ
tenon saw
اره دستی با تیغه پهن و پشته باریک
without lifting a finger
بدون اینکه به چیزی دستی بزند
[اصطلاح روزمره]
aviation snips
قیچی دستی مرکبی برای بریدن ورقههای فلزی
land arm mode
سیستم کامپیوتری کنترل دستی و خودکار فرود هواپیما
to go one better
برکسی پیش دستی کردن روی دست کسی رفتن
dolly
سندان یا بلوکی که درپرچکاری دستی ورقات فلزی بکار می رود
serinette
ارغنوان کوچک دستی که برای سروداموزی به پرندگان بکار میرود
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com