English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 301 (16 milliseconds)
English Persian
nitrification ازت گیری
Search result with all words
avoidance کناره گیری احتراز
dipstick میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipstick میله اندازه گیری روغن موتور
dipsticks میله یا چوبی که برای اندازه گیری عمق چیزی بکار می رود
dipsticks میله اندازه گیری روغن موتور
detachment کناره گیری
detachments کناره گیری
molded قالب گیری
molds قالب گیری
mould قالب گیری
moulded قالب گیری
moulds قالب گیری
sounding اندازه گیری عمق اب
extraction عصاره گیری
barn واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
barns واحد سطح برای اندازه گیری سطح مقطع هسته اتم ها
carat معیار اندازه گیری کیفیت طلا
carats معیار اندازه گیری کیفیت طلا
isolationism سیاست مبتنی برکناره گیری و دوری جستن ازجریانات سیاسی جهان و نیزقطع رابطه اقتصادی با سایرکشورها
sound اندازه گیری عمق اب
sounded اندازه گیری عمق اب
soundest اندازه گیری عمق اب
sounds اندازه گیری عمق اب
poll حوزه رای گیری
polled حوزه رای گیری
polls حوزه رای گیری
dimension اندازه گیری
dimensions اندازه گیری
phone شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoned شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phones شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
phoning شماره گیری یا تلاش برای صحبت کردن با کسی در تلفن
word روش اندازه گیری سرعت چاپگر
worded روش اندازه گیری سرعت چاپگر
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
shoot زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoots زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
throughput نرخ تولید ماشین یا سیستم که به عنوان کل اطلاعات مفید که در یک زمان پردازش میشود اندازه گیری میشود
logic عمل کامپیوتری یا تابعی که تصمیم گیری میکند. قط عات کامپیوتر یا سیستم دیجیتال
correct تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
correcting تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
corrects تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
detector گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detectors گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
layer لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
layers لایهای که درباره مسیرهای استفاده شونده و هزینه و... تصمیم گیری میکند
orientation جهت گیری
area اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
areas اندازه گیری فضای گرفته شده برای کاری
survey نمونه گیری
surveyed نمونه گیری
surveys نمونه گیری
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
precision اندازه گیری دقیق
listing لیست گیری
listings لیست گیری
meter وسیله اندازه گیری
meter بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meter اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meters وسیله اندازه گیری
meters بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
circuit وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
circuits وسیلهای که ولتاژ یا جریان یا امیدانس یا سیگنال یک مدار را اندازه گیری میکند
measure اندازه گیری کردن
measure اندازه گیری
blank ممانعت از امتیاز گیری حریف
blankest ممانعت از امتیاز گیری حریف
syntheses نتیجه گیری
synthesis نتیجه گیری
SE خطای معیار اندازه گیری
restriction جلو گیری
restrictions جلو گیری
polygamy تعدد زوجات چند زن گیری
tax سخت گیری مالیات بستن
taxed سخت گیری مالیات بستن
taxes سخت گیری مالیات بستن
intelligence طراحی برنامههای کامپیوتری که ازهوش انسان و توابع تصمیم گیری تقلید میکند و ارائه کننده دلایل پایه و خصوصیات انسان است
fuel تقویت سوخت گیری کردن
fuel سوخت گیری کردن
fueled تقویت سوخت گیری کردن
fueled سوخت گیری کردن
fuelled تقویت سوخت گیری کردن
fuelled سوخت گیری کردن
fuelling تقویت سوخت گیری کردن
fuelling سوخت گیری کردن
fuels تقویت سوخت گیری کردن
fuels سوخت گیری کردن
intensity اندازه گیری قدرت سیگنال یا شدت نور منبع نور
time آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
time اندازه گیری زمان یک عملیات
timed آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
timed اندازه گیری زمان یک عملیات
times آزمایشی که خرابی کابل را با ارسال سیگنال روی کابل و اندازه گیری زمان برگشتن آن می سنجند
times اندازه گیری زمان یک عملیات
severity سخت گیری دقت
petrol بنزین گیری کردن
sponsorship عهده گیری اعانت
Other Matches
He's a wet blanket. او [مرد] آدم روح گیری [نا امید کننده ای یا ذوق گیری] است.
his severity relaxed از سخت گیری خود کاست سخت گیری وی کمتر شد
digamy دو زن گیری دو شوهر گیری
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
with the utmost rigour با کمال سخت گیری با سخت گیری هر چه بیشتر
point voting system سیستم رای گیری عددی سیستم رای گیری امتیازی
compression molding process فرایند قالب گیری تراکمی طریقه قالب گیری تراکمی
declinating station ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
scorification کف گیری
dewatering اب گیری
skimmed کف گیری
retractaion پس گیری
monogyny یک زن گیری
recature پس گیری
luting گل گیری
catch بل گیری
skims کف گیری
lutation گل گیری
skim کف گیری
recapture پس گیری
exorcisms جن گیری
exorcism جن گیری
bias سو گیری
recaptures پس گیری
biases سو گیری
recaptured پس گیری
recapturing پس گیری
resumption از سر گیری
refuels سوخت گیری
halieutics ماهی گیری
stricture سخت گیری
rigorousness سخت گیری
samplery نمونه گیری
cavils خرده گیری
retired ness کناره گیری
river capture رود گیری
interpolation درون گیری
renouncement کناره گیری
refuel سوخت گیری
caviled خرده گیری
ablactation از شیر گیری
caviling خرده گیری
cavilled خرده گیری
refueling سوخت گیری
removal of cinder تفاله گیری
punctiliousness نکته گیری
refuelled سوخت گیری
embrasures دراغوش گیری
embrasure دراغوش گیری
removal of phosphorus فسفر گیری
refuelling سوخت گیری
cavil خرده گیری
removal of slag شلاکه گیری
refueled سوخت گیری
strictures سخت گیری
extracts عصاره گیری
extracting عصاره گیری
extracted عصاره گیری
extract عصاره گیری
timing زمان گیری
sound absorbing صدا گیری
spile سوراخ گیری
measurer اندازه گیری
standardization معیار گیری
subsumption نتیجه گیری
takeovers تحویل گیری
takeover تحویل گیری
module اندازه گیری
stripping رنگ گیری
acceleration lane خط سرعت گیری
threctia کناره گیری
biases سمت گیری
follow up پی گیری کردن
creels تورماهی گیری
silting up لای گیری
garth سد یا بندماهی گیری
gaging اندازه گیری
levying سرباز گیری
levying باج گیری
levy سرباز گیری
levy باج گیری
levies سرباز گیری
levies باج گیری
levied سرباز گیری
levied باج گیری
scorification تفاله گیری
creel تورماهی گیری
inquiry خبر گیری
inquiries خبر گیری
scotomization نادیده گیری
sedimentation لای گیری
separatism کناره گیری
bias سمت گیری
paralysis زمین گیری
luting درز گیری
lodgment or lodge منزل گیری
lodgment موضع گیری
gauging اندازه گیری
lodgement موضع گیری
insuperability دشوار گیری
dialing شماره گیری
ingurgtation فرا گیری
measuring bridge پل اندازه گیری
modules اندازه گیری
churning کره گیری
abdication کناره گیری
sampling نمونه گیری
stamping قالب گیری
moulding قالب گیری
laxity اسان گیری
forming شکل گیری
vendetta انتقام گیری
vendettas انتقام گیری
permissiveness اسان گیری
knoit تغ تغ خرده گیری
invalidism زمین گیری
intussusception در خود گیری
derivation مشتق گیری
derivations مشتق گیری
fueling سوخت گیری
crackdown سخت گیری
crackdowns سخت گیری
conscription سرباز گیری
loading capacity بار گیری
introsusception در خود گیری
voting رای گیری
limit of inflammability حد اتش گیری
nitrification نیتروژن گیری
monogyny یک جفت گیری
i am in a bad f. بد گیری امدم
i. and evdevolution ریشه گیری
attrition کناره گیری
renunciation کناره گیری
noise suppression پارازیت گیری
recruitment توان گیری
paralytic disability زمین گیری
originationu سرچشمه گیری
palsy زمین گیری
number dialling شماره گیری
ensue پی گیری کردن
ensued پی گیری کردن
ensues پی گیری کردن
recruitment سرباز گیری
implantation لانه گیری
impressmeat باز گیری
integration انتگرال گیری
extrapolation قیاس گیری
modeling سرمشق گیری
measurement اندازه گیری
measurements اندازه گیری
sternly با سخت گیری
interpolations درون گیری
wrestling کشتی گیری
inarm در اغوش گیری
mensuration اندازه گیری
inarm در بغل گیری
mechanical disadvantage نیرو گیری
measurment اندازه گیری
piscatology فن ماهی گیری
chronicity دامن گیری
decalcification کلسیم گیری
extrapolations قیاس گیری
censoriousness خرده گیری
damage control اسیب گیری
crabber خرچنگ گیری
commensurateness اندازه گیری
criticalness خرده گیری
collier ذغال گیری
coring مغزه گیری
blank experiment ازمایش مچ گیری
resignation کناره گیری
calk درز گیری
resignations کناره گیری
conclusion نتیجه گیری
decarburization کربن گیری
catch trial کوشش مچ گیری
cased قالب گیری
decision making تصمیم گیری
calk درز گیری
conclusions نتیجه گیری
coppering مس گیری لوله
complementation متمم گیری
corf سبدماهی گیری
coring نمونه گیری
declipping لکه گیری
differentiation مشتق گیری
amphimixis جفت گیری
dust removal گرد گیری
nitpicking بهانه گیری
metering اندازه گیری
stake-out زیرنظر گیری
stake-outs زیرنظر گیری
nagging خرده گیری
dial up شماره گیری
embracery دراغوش گیری
formation شکل گیری
sewed up <idiom> تصمیم گیری
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com