English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
inspect ازمایش دقیق بازبینی
inspected ازمایش دقیق بازبینی
inspecting ازمایش دقیق بازبینی
inspects ازمایش دقیق بازبینی
Other Matches
use testing ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
assay محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assays محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
soil examination بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
quartz clock بخش کوچکی از کریستال کواترنر که در فرکانس مشخص با اعمال ولتاژ مشخص مرتعش میشود و برای سیگنالهای ساعت بسیار دقیق کامپیوتر ها و سایر برنامههای زمانی بسیار دقیق به کار می رود
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
check-up بازبینی
check-ups بازبینی
resurvey بازبینی
verification بازبینی
audits بازبینی
auditing بازبینی
audited بازبینی
audit بازبینی
monitoring بازبینی
revise بازبینی
revising بازبینی
inspection بازبینی
revises بازبینی
inspection بازرسی و بازبینی
controls کنترل بازبینی
controlling کنترل بازبینی
control کنترل بازبینی
vertify بازبینی کردن
verifying بازبینی کردن
verifiable قابل بازبینی
verifier بازبینی کننده
card verification بازبینی کارت
data verification بازبینی داده
verifies بازبینی کردن
key verification بازبینی کلیدی
check-ups بازبینی کردن
parity checking بازبینی مقایسه
inspection hole روزنه بازبینی
verified بازبینی کردن
verify بازبینی کردن
check-up بازبینی کردن
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
creep test ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
Gun laws need to be revisited. قوانین تفنگ نیاز به بازبینی [تجدید نظر] دارند.
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
tenty دقیق
exquisite دقیق
intent دقیق
exacted دقیق
scholastic دقیق
stringently دقیق
punctual دقیق
astute دقیق
literal دقیق
advertent دقیق
exact دقیق
scrutinizer دقیق
scholastical دقیق
wistful دقیق
exacts دقیق
subtil دقیق
stringent دقیق
punctiliously دقیق
accurate دقیق
particular redemption دقیق
precision دقیق
exact solution حل دقیق
punctilious دقیق
precision sweep روبش دقیق
precision tool ابزار دقیق
precise صریح دقیق
perpend دقیق بودن
precisionist بسیار دقیق
exact location محل دقیق
precision spirit level ترازوی دقیق
precision scale مقیاس دقیق
precise خیلی دقیق
thorough paced دقیق گام
watchfulness دقیق هشیاری
precision fire تیر دقیق
precision instrument سنجه دقیق
fine setting تنظیم دقیق
precision levelling ترازیابی دقیق
imprecise غیر دقیق
watchful بی خواب دقیق
fine adjustment تنظیم دقیق
pryingly با نگاه دقیق
persnickety کاربسیار دقیق
arm of precision اسلحه دقیق
precisian خیلی دقیق
an a calculator محاسب دقیق
detailed analysis بررسی دقیق
micro pressure gage فشارسنج دقیق
strictly speaking دقیق شویم
correct دقیق یا درست
correcting دقیق یا درست
high accuracy measurement سنجش دقیق
queazy زیاد دقیق
controlling توپزن دقیق
particularization شرح دقیق
control توپزن دقیق
precision measurment سنجش دقیق
detailed analysis آنالیز دقیق
corrects دقیق یا درست
thoroughgoing بسیار دقیق
precise دقیق کردن
punctual باذکرجزئیات دقیق
precision adjustment تنظیم دقیق
sounds بی خطر دقیق
controls توپزن دقیق
instrument الات دقیق
setting up لجوج دقیق
sets لجوج دقیق
set لجوج دقیق
soundest بی خطر دقیق
sounded بی خطر دقیق
sound بی خطر دقیق
tenuous لطیف دقیق
instruments الات دقیق
precision tools الات دقیق
pernickety کاربسیار دقیق
queasy زیاد دقیق
in-depth دقیق و عمیق
fine spun دقیق خیالی
scrutiny بررسی دقیق
goings-over بررسی دقیق
precision balance ترازوی دقیق
going-over بررسی دقیق
subtlest دقیق لطیف
subtler دقیق لطیف
subtle دقیق لطیف
fine turning میزان سازی دقیق
measuring magnifier مسافت یاب دقیق
pores بمطالعه دقیق پرداختن
mirrored ایجاد کپی دقیق
pore بمطالعه دقیق پرداختن
edge sharpening دقیق کردن لبه
mirror ایجاد کپی دقیق
fine tuning میزان سازی دقیق
to pore [over; on] به مطالعه دقیق پرداختن
mirrors ایجاد کپی دقیق
fine sight تنظیم خط نشانه دقیق
stickler سمج خیلی دقیق
pin point تعیین دقیق نقاط
mind one's P's and Q's <idiom> خیلی دقیق به رفتاروگفتار
zero تنظیم دقیق دستگاه
zeroes تنظیم دقیق دستگاه
zeros تنظیم دقیق دستگاه
astringent سخت گیر دقیق
pick someone's brains <idiom> اطلاعات دقیق به کسی
off base <idiom> غیر دقیق ،نادرست
scrupulously <adv.> خیلی دقیق وسواسی
a true and accurate report گزارشی درست و دقیق
probity پیروی دقیق از اصول
tender دقیق ترد ونازک
tendered دقیق ترد ونازک
tenderest دقیق ترد ونازک
tendering دقیق ترد ونازک
precision adjustment تنظیم تیر دقیق
precision adjustment تنظیم دقیق تیر
fine adjustment knob دکمه تنظیم دقیق
meticulous خیلی دقیق وسواسی
precision lathe ماشین تراش دقیق
precision measuring equipment تجهیزات سنجش دقیق
chronometer ساعت شمار دقیق
precision engineering مهندسی ابزار دقیق
calibration تنظیم الات دقیق
facsimile کپی دقیق از یک متن
precision بسیار دقیق بودن
facsimiles کپی دقیق از یک متن
precision اندازه گیری دقیق
precision engineering تکنیک ابزار دقیق
particular دقیق نکته بین
altitude fine adjustment دستگاه تنظیم دقیق
precision bore سوراخ کردن دقیق
sticklers سمج خیلی دقیق
precision casting ریخته گری دقیق
precision drill مته کردن دقیق
theodolites زاویه یاب دقیق ثانیهای
theodolite زاویه یاب دقیق ثانیهای
format قواعد دقیق دستورات و آرگومان ها
formats قواعد دقیق دستورات و آرگومان ها
approximated نه دقیق ولی تقریبا درست
pinpoint target هدف دقیق تعیین شده
attenuating تقلیل دادن دقیق شدن
image کپی دقیق از فضایی از حافظه
approximate نه دقیق ولی تقریبا درست
an i calculation حساب نادرست یا غیر دقیق
approximates نه دقیق ولی تقریبا درست
zero hour <idiom> لحظه دقیق حمله درجنگ
images کپی دقیق از فضایی از حافظه
attenuate تقلیل دادن دقیق شدن
attenuated تقلیل دادن دقیق شدن
attenuates تقلیل دادن دقیق شدن
handle with kid gloves <idiom> باکسی همکاری دقیق داشتن
thread the needle پاس دقیق از بین مدافعان
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com