English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
English Persian
foretaste ازمایش قبلی پیش بینی کردن
Other Matches
presentiments عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
presentiment عقیده قبلی نسبت بچیزی احساس وقوع امری از پیش روشن بینی قبلی
prelibation ازمایش یانوشیدن قبلی
prefiguration پیش بینی احتساب قبلی
package shows نمایشات و برنامههای تفریحی پیش بینی شده قبلی
assays محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
assay محک زدن تحقیق و ازمایش کردن ازمایش فلز
flight test ازمایش هواپیما برای پرواز ازمایش پرواز کردن
use testing ازمایش عمر قانونی ازمایش مدت متوسط دوام وسایل
tryout ازمون برای گزیدن نامزدمسابقات یانمایش وغیره ازمایش درجه استعداد ازمایش
pilot method عمل ازمایش سیستم کامپیوتری در یک ناحیه بجای ازمایش ان در محدوده گستردهای از فعالیت ها
continous immersion test ازمایش فروبری دائمی ازمایش غوطه وری
test element دستگاه ازمایش کننده عنصر ازمایش مدار
flight test ازمایش پرواز یا ازمایش امادگی پرتاب موشک
provisional ball گویی که به علت گم شدن یاخروج گوی قبلی از محدوده مورد استفاده قرار میگیردگویی که هنگام پرتاب شدن پرتاب قبلی خطا یا مورداعتراض بوده
pre engage ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن
to wipe the slate clean <idiom> شروع تازه ای کردن [تخلفات قبلی را کاملا از پرونده پاک کردن] [اصطلاح]
premeditate قبلا فکر چیزی را کردن مطالعه قبلی کردن
prior admission اجازه پرواز قبلی هوایی اجازه عبور قبلی
soil examination بررسی و ازمایش زمین ازمایش خاک
insulation test ازمایش ایزولاسیون ازمایش عایق بندی
verifies مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
prevue قبلا رویت کردن اطلاع قبلی
cancels لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
cancel لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
cancelling لغو کردن دستور قبلی رالغو کنید
pug nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
snub-nosed دارای بینی کوتاه وسر بالا پهن بینی
service test ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
to try out خوب ازمایش کردن کاملاازمودن تصفیه کردن گداختن
to bring to the proof ازمایش کردن
approving ازمایش کردن
examined ازمایش کردن
tested ازمایش کردن
gauged ازمایش کردن
gage ازمایش کردن
test ازمایش کردن
gauge ازمایش کردن
approves ازمایش کردن
quizzes ازمایش کردن
quiz ازمایش کردن
examine ازمایش کردن
gauges ازمایش کردن
examining ازمایش کردن
examines ازمایش کردن
tests ازمایش کردن
approve ازمایش کردن
analyzed با تجزیه ازمایش کردن
tests ازمایش کردن امتحان
analyse با تجزیه ازمایش کردن
test ازمایش کردن امتحان
analyzes با تجزیه ازمایش کردن
analyzing با تجزیه ازمایش کردن
tested ازمایش کردن امتحان
to put to proof ازمایش کردن دراوردن
analysing با تجزیه ازمایش کردن
analyses با تجزیه ازمایش کردن
analysed با تجزیه ازمایش کردن
retry دوباره ازمایش کردن
test تست کردن ازمایش
essays ازمایش کردن ازمودن
tested تست کردن ازمایش
essay ازمایش کردن ازمودن
tests تست کردن ازمایش
trial ازمایش کردن ازمایشی
trials ازمایش کردن ازمایشی
bending test ازمایش خمش ازمون تا کردن
check up رسیدگی کامل کردن ازمایش کردن
analyze باتجزیه ازمایش کردن فرگشایی کردن
creep test ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
confident test ازمایش قابلیت اطمینان ازمایش اطمینان از عمل یکان
septum حفرههای بینی پره بینی
predictions از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
schedule برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
schedules برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
scheduled برنامه ریزی کردن پیش بینی کردن
prediction از قبل پیش بینی کردن محاسبه کردن
to read people's hands کف بینی کردن
experimenting تجربه کردن ازمایش کردن
experiments تجربه کردن ازمایش کردن
experimented تجربه کردن ازمایش کردن
experiment تجربه کردن ازمایش کردن
preparations پیش بینی کردن
second guess پیش بینی کردن
dopes پیش بینی کردن
augur پیش بینی کردن
augured پیش بینی کردن
auguring پیش بینی کردن
anticipating پیش بینی کردن
second-guessed پیش بینی کردن
preparation پیش بینی کردن
forecasted پیش بینی کردن
prevision پیش بینی کردن
previse پیش بینی کردن
second-guessing پیش بینی کردن
second-guesses پیش بینی کردن
forecasts پیش بینی کردن
plans پیش بینی کردن
to make provision پیش بینی کردن
plan پیش بینی کردن
second-guess پیش بینی کردن
forecast پیش بینی کردن
foreshow پیش بینی کردن
to blow one's nose بینی پاک کردن
dope پیش بینی کردن
augurs پیش بینی کردن
foresees پیش بینی کردن
anticipate پیش بینی کردن
foresee پیش بینی کردن
anticipated پیش بینی کردن
anticipates پیش بینی کردن
prognosticate پیش بینی کردن
nose-picking انگشت کردن در بینی
miscalculated بدپیش بینی کردن
miscalculate بدپیش بینی کردن
miscalculates بدپیش بینی کردن
miscalculating بدپیش بینی کردن
expect پیش بینی کردن
expecting پیش بینی کردن
expected پیش بینی کردن
expects پیش بینی کردن
to stand the racket ازعهده ازمایش برامدن تحمل سختی وامتحان کردن بردباری
predicts قبلا پیش بینی کردن
antedated پیش بینی کردن جلوانداختن
antedates پیش بینی کردن جلوانداختن
look forward to something <idiom> را لذت پیش بینی کردن
to provide for old age پیش بینی روزگارپیری را کردن
miscalculate پیش بینی غلط کردن
predicting قبلا پیش بینی کردن
preselect پیش بینی موضع کردن
miscalculated پیش بینی غلط کردن
miscalculates پیش بینی غلط کردن
antedate پیش بینی کردن جلوانداختن
provide for in the budget در بودجه پیش بینی کردن
miscalculating پیش بینی غلط کردن
predict قبلا پیش بینی کردن
tube tester دستگاه ازمایش لامپ ازمایش کننده لامپ
environmental test ازمایش محیط زیست ازمایش محیط فیزیکی
forecasts براورد کردن از قبل پیش بینی
forecasted براورد کردن از قبل پیش بینی
snuffled زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
forecast براورد کردن از قبل پیش بینی
to p for a sum in the budget مبلغی را بودجه پیش بینی کردن
snuffles زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffle زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
snuffling زهد فروشی کردن صدای خس خس بینی
extrapolated ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolate ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolating ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
extrapolates ازروی قرائن و امارات پیش بینی کردن
chain-smoke سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smoking سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smoked سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
chain-smokes سیگار را با سیگار قبلی روشن کردن
emunctory مربوط به پاک کردن بینی عضو دافع فضولات بدن
steeve خفت کردن میلهای که نوک ان قلابی داردوبرای ازمایش محتویات عدل پنبه وامثال ان بکار میرود سیخک
guided propagation تبلیغات پیش بینی شده انتشار امواج رادار در مسیرپیش بینی شده ردیابی هدایت شده رادار
vomer استخوان میانی بینی استخوان تیغه بینی
weather forecast پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
weather forecasts پیش بینی اوضاع جوی گزارش هواشناسی پیش بینی جوی
anaglyph عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
anticipated stock losses تلفات پیش بینی شده اماد ضایعات پیش بینی شده
predecessor قبلی
preceding قبلی
ex- قبلی
ex قبلی
one-time قبلی
foregone قبلی
predecessors قبلی
prior قبلی
fore قبلی
previous قبلی
aforetime قبلی
late war جنگ قبلی
background معلومات قبلی
backgrounds معلومات قبلی
at sight بی مطالعه قبلی
pre arrengement قرار قبلی
pre arrangement قرار قبلی
predispostion تمایل قبلی
forethought اندیشه قبلی
pregiurement احتساب قبلی
presupposition فرض قبلی
predilections تمایل قبلی
premeditatedly با اندیشه قبلی
forewarning اخطار قبلی
predesignation تعیین قبلی
premonition اخطار قبلی
premonitions اخطار قبلی
premeditated با قصد قبلی
previews اطلاع قبلی
preoccupations اشغال قبلی
pretreatment معالجه قبلی
previous work کارهای قبلی
chain از کلمه قبلی
prefiguration or prefigurement نمایش قبلی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com