Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (38 milliseconds)
English
Persian
unshackle
از زنجیر ازاد کردن
Other Matches
catenary
شکم دادگی زنجیر یا سیم انحنای زنجیر
sprocket
قاب زنجیر یاچرخ زنجیر
enchain
زنجیر کردن
enfetter
زنجیر کردن
unchain
از زنجیر و بندرها کردن
enfetter
گرفتارغل و زنجیر کردن
shorten in cable
کوتاه کردن زنجیر
keckle
زنجیر پیچ کردن
heave short
کوتاه کردن زنجیر
catenate
چون دانههای زنجیر مسلسل کردن
glide path
مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
unmew
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
cabled
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
cable
طناب یا زنجیر کلفت برای مهار کردن یا کشیدن قایق
discharge
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharges
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
liberating
ازاد کردن
uncage
ازاد کردن
let slip
ازاد کردن
unstring
ازاد کردن
emancipated
ازاد کردن
enfranchize
ازاد کردن
liberalization
ازاد کردن
cast loose
ازاد کردن
set free
ازاد کردن
set at large
ازاد کردن
emancipating
ازاد کردن
liberate
ازاد کردن
extrication
ازاد کردن
to let ship
ازاد کردن
liberates
ازاد کردن
enfranchises
ازاد کردن
enfranchise
ازاد کردن
enfranchised
ازاد کردن
emancipates
ازاد کردن
unwrapped
ازاد کردن
releases
ازاد کردن
discharge
ازاد کردن
to set at large
ازاد کردن
to set at liberty
ازاد کردن
affranchize
ازاد کردن
unfix
ازاد کردن
discharges
ازاد کردن
unloose
ازاد کردن
to let loose
ازاد کردن
deallocate
ازاد کردن
let go
ازاد کردن
let loose
ازاد کردن
released
ازاد کردن
emancipate
ازاد کردن
liberation
ازاد کردن
unwrap
ازاد کردن
enfranchising
ازاد کردن
release
ازاد کردن
unwrapping
ازاد کردن
unwraps
ازاد کردن
to discharge a guarantee
ضمانتی را ازاد کردن
emancipation
ازاد کردن برده
manumit
بنده را ازاد کردن
disencumber
ازقید ازاد کردن
freewheel
ازاد زندگی کردن
freewheeled
ازاد زندگی کردن
freewheels
ازاد زندگی کردن
manumission
ازاد کردن برده
untuck
از بند ازاد کردن
setting free
ازاد کردن برده
disentanglement
از بند ازاد کردن
tripped
ازاد کردن یاشکل کردن طناب
trips
ازاد کردن یاشکل کردن طناب
trip
ازاد کردن یاشکل کردن طناب
to release for a ransom
با گرفتن فدیه ازاد کردن
unyoke
از زیر یوغ ازاد کردن
bail
بقید کفیل ازاد کردن
release on bail
به قید کفیل ازاد کردن
to purify from sin
از قید گناه ازاد کردن
extricate
خلاصی بخشیدن ازاد کردن
extricating
خلاصی بخشیدن ازاد کردن
extricates
خلاصی بخشیدن ازاد کردن
back off
ازاد بریدن قطع کردن
extricated
خلاصی بخشیدن ازاد کردن
releases
برگ مرخصی ازاد کردن
bail out
به قید کفیل ازاد کردن
released
برگ مرخصی ازاد کردن
release
برگ مرخصی ازاد کردن
playing
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
play
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
plays
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
played
بازی کردن حرکت ازاد داشتن
space heater
بخاری مخصوص گرم کردن فضای ازاد
hang out the laundry
ازاد کردن چتر عقب پس ازعبور از خط پایان
free gyroscope
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
pick up
واگذار کردن مسئولیت مهاریک بازیگر ازاد به کسی
totake
شخص بست نشسته یاپناهنده را دستگیر یا ازاد کردن
assert
حمایت کردن ازاد کردن
asserting
حمایت کردن ازاد کردن
asserts
حمایت کردن ازاد کردن
unbrace
رها یا ازاد کردن شل کردن
asserted
حمایت کردن ازاد کردن
bail out
به قید کفیل ازاد کردن و شدن با پاراشوت از هواپیما پریدن
high sea
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
chain gang
هم زنجیر
chain
زنجیر
bond
زنجیر
fetter
زنجیر
barrel
زنجیر
fetters
زنجیر
chain
زنجیر
fettered
زنجیر
toll bar
زنجیر
manacled
زنجیر
curb
زنجیر
slinging
زنجیر
chainless
بی زنجیر
curbed
زنجیر
barrels
زنجیر
slings
زنجیر
gyve
غل و زنجیر پا
fettering
زنجیر
chains
زنجیر
chains
:زنجیر
catena
زنجیر
sling
زنجیر
linkwork
زنجیر
curbing
زنجیر
manacle
زنجیر
line of skirmishers
خط زنجیر
manacles
زنجیر
manacling
زنجیر
curbs
زنجیر
block and tackle
قرقره و زنجیر
bridled
زنجیر مهار
link chain
زنجیر اتصال
daughter chain
زنجیر فرعی
measuring chain
زنجیر مساحی
parent chain
زنجیر مادر
closed chain
زنجیر حلقهای
chain locker
چاله زنجیر
load chain
زنجیر بار
parent chain
زنجیر اصلی
chain pulley
قرقره زنجیر
chain hook
هوک زنجیر
endless chain
زنجیر مدور
markov chain
زنجیر مارکوف
chainlet
زنجیر کوچک
linkage
حلقههای زنجیر
bands
بند و زنجیر
band
بند و زنجیر
link
حلقه زنجیر
naval pipe
مجرای زنجیر
line of skirmishers
حمله به خط زنجیر
crane chain
زنجیر جرثقیل
chain wheel
چرخ زنجیر
creeper track
زنجیر خزشی
link chain
زنجیر رابط
chain track
مسیر زنجیر
linkages
حلقههای زنجیر
chain locker
انبار زنجیر
chain pipe
لوله زنجیر
bridle
زنجیر مهار
chain sprocket
چرخ زنجیر
link
زنجیر قلاب
tier
زنجیر لنگر
grow
راه زنجیر
idler pulley
قرقره زنجیر
band chain
زنجیر مساحی
grows
راه زنجیر
surveyor's chain
زنجیر مساحی
fob
زنجیر ساعت
chain
زنجیر مساحی
tow
زنجیر یدک کش
funiculars
زنجیر نیروها
sprocket wheel
چرخ زنجیر
carrick bend
گره زنجیر
tiers
زنجیر لنگر
hoisting chain
زنجیر بالابر
elevating chain
زنجیر بالابر
skid chain
زنجیر چرخ
sprocket
دنده زنجیر
side chain
زنجیر جانبی
sprocket
چرخ زنجیر
sprocket
تاج زنجیر
bridling
زنجیر مهار
cable holder
دوار زنجیر
windlasses
دوار زنجیر
chain case
جعبه زنجیر
print chain
زنجیر چاپ
tows
زنجیر یدک کش
tire chain
زنجیر چرخ
daughter chain
زنجیر نوزاد
tire chain
زنجیر یخ شکن
chain grab
زنجیر گیر
chains
زنجیر مساحی
full tracked
تمام زنجیر
bridles
زنجیر مهار
funicular
زنجیر نیروها
windlass
دوار زنجیر
chain cable
زنجیر لنگر
joining shackle
بخوی زنجیر
lugless joining shackle
بخوی زنجیر
cable locker
چاه زنجیر
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com