Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
English
Persian
by acceptance
از طریق قبولی نویسی
Other Matches
acceeptance
قبولی نویسی
acceptance duty
الزام به قبولی نویسی
documents aganist acceptance
تحویل اسناد در مقابل قبولی نویسی
acceptance credit
اعتبار قابل استفاده به وسیله قبولی نویسی
d/a
acceptance documentagainst تحویل اسناد درمقابل قبولی نویسی
presentment
ارائه برات از دارنده ان به محال علیه جهت قبولی نویسی یا محیل جهت پرداخت
Windows API
مجموعه توابع و دستورات استاندارد که توسط ماکروسافت معرفی شده اند و به برنامه نویس امکان کنترل سیستم عامل ویندوز را از طریق زبان برنامه نویسی میدهد
approbation
قبولی
adoption
قبولی
acceptances
قبولی
acceeptance
قبولی
acceptance
قبولی
implausibility
غیرقابل قبولی
perfecting bail
قبولی کفالت
ratification
قبول قبولی
acceptance of offer
قبولی پیشنهاد
nonacceptance
عدم قبولی
trade acceptance
برات قبولی
bank acceptance
قبولی بانکی
acceptance date
تاریخ قبولی
acceptance
قبولی حواله
acceptances
قبولی حواله
acceptor
قبولی نویس
accepting bank
بانک قبولی نویس
O level
نمرهی قبولی در این امتحانات
O levels
نمرهی قبولی در این امتحانات
final acceptance
آزمایش قبولی نهایی ناو
pascal
زبان برنامه نویسی ساخت یافته سطح بالا که برای میکروها و آموزش برنامه نویسی به کار می رود
procedure
زبان برنامه نویسی سطح بالا که امکان برنامه نویسی تابعی را فراهم میکند
stenography
مختصر نویسی کوتاه نویسی
modula
زمان برنامه نویسی سطح بالا مشتق شده از پاسکال که از روشهای برنامه نویسی تابعی و انتزاع داده استفاده میکند
structured programming
برنامه نویسی ساختار یافته برنامه نویسی ساختاری برنامه نویسی ساخت یافته
goods on approval
تحویل کالا به شرط قبولی کالاهای مشروط
forth
نوعی برنامه نویسی جهت استفاده در برنامه نویسی وفیفهای
special acceptance of a bill of
قبولی براتی که فقط در محلی خاص قابل پرداخت است
c
رقمی در سیستم عدد نویسی مبنای شانزده که متنافر باعدد 21 در سیستم دهدهی است نام یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که مناسب برای حل مسائل است
modular programming
برنامه نویسی پیمانهای برنامه نویسی واحدی
per procurationem
به نمایندگی قبولی برات به نمایندگی دیگری نوشتن
acceptance sampling
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
tao
طریق
how
از چه طریق
way
طریق
via
از طریق
vi'a prep
از طریق
to what extent
<adv.>
به چه طریق
how far
<adv.>
به چه طریق
in what way
<adv.>
به چه طریق
apl
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا زبان برنامه نویسی رویه گرای سطح بالا برای محاسبات علمی و ریاضی
in no wise
بهیچ طریق
similite
بهمان طریق
dy drawing lots
به طریق قرعه
noway
به هیچ طریق
road
طریق خیابان
just as well
<adv.>
به همان طریق
roads
طریق خیابان
equally
<adv.>
به همان طریق
officially
از طریق اداری
hereditarily
به طریق ارث
available by
در دسترس از طریق .....
by payment
از طریق پرداخت
automatic programming
روندی که طی ان کامپیوتر به صورت خودکار برنامه مبدابه زبان برنامه نویسی را به برنامه مقصد به کد ماشین ترجمه میکند برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه سازی خودکار
query by example
سئوال از طریق مثال
keyed in
<past-p.>
وارده از طریق کلید
by tender
از طریق مزایده یا مناقصه
request mast
از طریق سلسله مراتب
c
آموزش از طریق کامپیوتر
road haulage
حمل از طریق جاده
in what manner
چطور بچه طریق
in or after this manner
بدینسان
[بدین طریق]
volatility separation
جداسازی از طریق فراریت
not even by
[not even through]
[not even by means of ]
نه حتی به وسیله
[به طریق]
prescriptive right
حق مالکیت از طریق مرورزمان
illegaly
از طریق غیر قانونی
noise
که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
trunk calls
مکالمه مشترکین از طریق ترانک
administrative shippings
ارسال اماد به طریق اداری
cdc
جهت دهی خودکارپیام از طریق کد
trunk call
مکالمه مشترکین از طریق ترانک
interface
وصل کردن از طریق رابط
metabolize
دگرگون کردن از طریق متابولیزم
noises
که از طریق میدان الکتریکی یا مغناطیسی
interfaces
وصل کردن از طریق رابط
door step selling
فروش از طریق مراجعه به خانوارها
unearned
از طریق کار به دست نیامده
air movement of patients
ترابری بیماران از طریق هوا
to direct traffic through
ترافیک را از طریق...هدایت کردن
inch
پیمودن مسیر
[به طریق آهسته]
gradationally
به ترتیب درجه به طریق تصاعد
trunk connection
اتصال مشترکین از طریق ترانک
administrative storage
انبار کردن به طریق اداری
request mast
گزارش از طریق سلسله مراتب
phones
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
continuous strip camera
دوربین عکسبرداری به طریق نوار مداوم
haulage
حمل و نقل کالااز طریق جاده
phoning
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
unix
از طریق اتصال سری به کامپیوتر دیگر
By hook or by crook. somehow.
هر جوری شده ( بهر طریق ممکن )
mail order
سفارش از طریق پست فروش مکاتبهای
crossfertilize
پیوستن دونوع متفاوت از طریق لقاح
phoned
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
acoustic minehunting
روش اکتشاف مین به طریق صوتی
road haulier
حمل کننده کالا از طریق خشکی
monetization
پرداخت بدهی دولت از طریق انتشارپول
phone
صحبت کردن با کسی از طریق تلفن
typed
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
distributions
عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
PGP
یات پرداخت از طریق اینترنت انجام میشود
active mine
مین منفجر شونده از طریق انعکاس امواج
types
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
keyboarding
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
distribution
عمل ارسال داده بویژه از طریق شبکه
type
وارد کردن اطلاعات از طریق صفحه کلید
inland waterway consignment note
صورت ارسال بار از طریق ابراه داخلی
pulse dialling
شماره گیری تلفن از طریق ارسال پالسهایی روی خط
key
وارد کردن متن یا دستورات از طریق صفحه کلید
extensive cultivation
بالا بردن مقدارمحصول کشاورزی از طریق استفاده از زمین
illumination by reflection
روشن کردن منطقه از طریق انعکاس یا شکست نور
continuous strip photography
عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
automatic coding
برنامه نویسی به صورت خودکار برنامه نویسی خودکار
DDE
دستیابی مستقیم از طریق کلید به داده دیسک یا نوار مغناطیسی
speculum
اینه طبی یاسپکولوم وسیله معاینه از طریق سوراخهای بدن
circulating
ثبات حرکتی که خروجی آن از طریق یک حلقه بسته به ورودی آن بر می گردد
stakhnovism
افزایش تولیداز طریق بالا بردن کمیت تولیدهر کارگر
indicted
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicting
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indict
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
indicts
تعقیب متهم از طریق صدور کیفرخواست به وسیله دادگاه جنایی
end
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
modem
مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
ends
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
daisy chain interrupt
یک سیستم وقفه که در ان دستگاههای جانبی از طریق گذرگاه به کامپیوتر وصل می شوند
protect home judustry
حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
property in action
مال قابل مطالبه از طریق قانونی مالکیت مورد حمایت قانون
null
مدار یا کابلی که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال میدهد
ended
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
irrationlism
اصول عقایدکسانی که رسیدن به مرحله یقین را از طریق اشراق والهام ممکن می دانستند
acupressure
روش تسکین درد و درمان بیماری از طریق فشار نقاط خاصی از بدن
polarized
ورودی ای که خصوصیتی دارد که باعث میشود فقط به یک طریق وارد سوکت شود
burn in
فرایندازمایش مدارها و مولفههای الکتریکی از طریق قراردادن انها در دمای زیاد یک کوره
budding
تولید مثل غیرجنسی از طریق ایجاد قلمبه شدگی در بخشی از بدن جاندار
hacker
فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
hackers
فردی که علاقه بکار کامپیوترندارد اما از طریق سعی وخطا می خواهد ان را فراگیردهواخواه
trade restrictions
جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
false
فایلهای ناخواسته بازیاب شده از پایگاه داده از طریق استفاده از کدهای جستجوی غلط
handing
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
menu display
روش محاورهای ارتباط باسیستم کامپیوتری از طریق سوال و جواب یا انتخابهای چند گانه
hand
سیستم جاری که عملوند عملیات را با اجرای دستورات از طریق صفحه کلید کنترل میکند
debt finance
افزایش سرمایه از طریق فروش سهام تامین محل برای پرداخت قروض و دیون
airborne alert
اماده باش به طریق هوابرد وسایل اعلام خطر نصب شده روی هواپیما
DLL
در ویندوز ماکروسافت و OS/2 کتابخانه برنامههای کاربردی که از طریق برنامه اصلی قابل فراخوانی اند
modem
کابل یا وسیلهای که به دو کامپیوتر امکان ارتباط از طریق پورت سریال بدون استفاده از مودم میدهد
expandsionism
اعتقاد به لزوم بسط اراضی کشور از طریق اعمال قدرت نظامی یااقتصادی یا هر وسیله دیگر
wide area network
شبکهای که ترمینالهای مختلف آن دور هستند و از طریق رادیو , ماهواره و کابل بهم وصل اند
scientific socialism
بررسی سوسیالیسم از طریق امار وارقام و شواهد و مدارک و برمبنای اصول اقتصاد و جامعه شناسی
Apple filing protocol
روش ذخیره سازی فایل ها روی سرور شبکه که از طریق یک کامپیوتر Macintosh Apple قابل دستیابی است
chirography
خط نویسی
internal modem
مودم روی کارت اضافی که به اتصال وصل میشود و اطلاعات را به پردازنده منتقل میکند از طریق باس و نه پورت سریال
intensive cultivation
اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
things in action
اموالی که بالفعل در تصرف شخصی نیستند ولی نسبت به ان ها حقی دارد ومیتواند از طریق طرح دعوی ان ها را مطالبه کند
Eudora
برنامه نرم افزاری تجاری معروف برای ارسال و دریافت مدیریت پیام های پست الکترونیکی از طریق اینترنت
callings
خوش نویسی
calligraphy
خوش نویسی
dramaturgy
فن درام نویسی
rewrote
دوباره نویسی
allegorization
تمثیل نویسی
rewritten
دوباره نویسی
enlistments
نام نویسی
rewriting
دوباره نویسی
rewrites
دوباره نویسی
enrollment
اسم نویسی
enlistment
نام نویسی
rewrite
دوباره نویسی
automatic writing
ناهشیار نویسی
endorsements
پشت نویسی
endorsements
فهر نویسی
subscription
پذیره نویسی
coding
برنامه نویسی
lexicography
فرهنگ نویسی
lexicography
لغت نویسی
commentation
تقریظ نویسی
countersigns
فهر نویسی
countersigning
فهر نویسی
countersigned
فهر نویسی
countersign
فهر نویسی
shorthand
مختصر نویسی
shorthand
تند نویسی
brachygraphy
مختصر نویسی
brachygraphy
تند نویسی
subscriptions
پذیره نویسی
dactyliography
نگین نویسی
endorsement
پشت نویسی
endorsement
فهر نویسی
annotation
حاشیه نویسی
annotation
فهر نویسی
annotations
حاشیه نویسی
annotations
فهر نویسی
cryptography
رمز نویسی
codification
قانون نویسی
graphorrhea
بی ربط نویسی
prosaism
نثر نویسی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com