Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 50 (4 milliseconds)
English
Persian
ended
پایان
ended
انتها
ended
اخر
ended
خاتمه فرجام
ended
سر
ended
نوک
ended
طرف بپایان رساندن
ended
تمام کردن خاتمه دادن
ended
خاتمه یافتن
ended
غایت
ended
میلههای تحت دفاع بازیگرمعین
ended
زمین حریف
ended
انداختن گوی جک وسایر گویها از نقطه شروع به انطرف چمن
ended
پایان یک دور
ended
حرکت داده به چپ یا راست درکلمه بیتهایی که از مرز کلمه بیرون قرار بگیرند نادیده گرفته می شوند و با صفر جانشین می شوند
ended
با ارزش ترین رقم که درکم ارزش ترین محل اضافه شود. در محاسبات BCD
ended
کد نشان دهنده آخرین پایت بلاک داده ارسالی از طریق خط ارتباطی
ended
کد ارسالی که نشانه دهنده داده آدرس ارسال شده است
ended
روی صفحه کلید IBM PC کلیدی که نشانه گر را به انتهای خط فعلی میبرد
ended
کد نشان دهنده انتهای فایل داده ذخیره شده
ended
توابعی که پیش از اتمام اجرای برنامه انجام می شوند تا توابع خاص سیستم را اعمال کنند
ended
در انتها یا پس از چندین مشکل
ended
نمایش گر پس از آخرین رکورد فایل
ended
کدی که در پردازش دستهای برای نشان دادن خاتمه کاری استفاده میشود
ended
کد نشان دهنده انتهای خط
ended
کد نشان دهنده انتهای رسانه فیزیکی قابل استفاده
ended
کد جداکننده آخرین حرف پیام از اولین حرف پیام دیگر
ended
کد نشان دهنده انتهای رکورد
ended
کد ارسالی پس از آخرین حرف متن
ended
ترتیب حروف برای بیان اینکه داده یک ترمینال یا وسیله جانبی ارسال شده است
ended
نشانهای در ماشین تایپ برای نمایش اینکه کاغذ به انتها رسیده است
ended
عبارت یا حرفی که آخرین کلمه فایل اصلی را نشان میدهد
ended
نقط ه آخر یا بخش آخر
ended
خاتمه دادن یا متوقف کردن چیزی
ended
خاتمه
ended
خاتمه دادن خاتمه یافتن
Other Matches
single ended
یکسو
single ended
یکطرفه
double ended
دوسر
double ended
دوطرفه
open-ended
بی انتها
open ended
بی انتها
open-ended spanner
آچاردوطرفه
single ended spanner
اچار یکسو
open ended system
سیستم بی انتها
open ended question
پرسش باز پاسخ
double ended machine
دستگاه برشکاری و منگنه کاری
double ended spanner
اچار رینگی دوسر
double ended box wrench
اچار رینگی دوسر
open-ended employment contract
[employment contract of unlimited duration]
قرارداد کار بدون مدت
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com