Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (9 milliseconds)
English
Persian
word of mouth
<idiom>
از منبع موثق
Search result with all words
authority
منبع صحیح و موثق
authority
منبع موثق
Other Matches
ups
منبع تغذیه که حاوی منبع متناوب است به قط عات ,حتی پس از یک خرابی اساسی
uninterruptable power supply
منبع تغذیه که میتواند یک منبع متناوب برای قطعه تولید کند حتی پس از یک خرابی اصلی
authoritative
موثق
credible
موثق
reliable
موثق
reliant
موثق
authentical
موثق
faithworthy
موثق
genuine
موثق
authentic
موثق
deadlock
موقعیتی که دو کاربر می خواهند به دو منبع در یک زمان دستیابی داشته باشند به هر کار یک منبع اخصای داده میشود ولی نمیتوانند ازمنابع همدیگر استفاده کنند
official
موثق و رسمی
genuinely
بطور موثق
trustworthy
موثق درست
line source
منبع خطی منبع شبکه
phonies
غیر موثق غلط
phoneys
غیر موثق غلط
authentic
موثق قابل اعتماد
phoney
غیر موثق غلط
source code
کد منبع
small reservoir at well top
منبع
hotbeds
منبع
hotbed
منبع
pool
منبع
pooled
منبع
reference
منبع
resourc
منبع
references
منبع
rootstock
منبع
origin
منبع
water supplies
منبع اب
fount
منبع
resource
منبع
fountains
منبع
fountain
منبع
origins
منبع
receptacle
منبع
cisterns
منبع اب
cisterns
منبع
cistern
منبع اب
cistern
منبع
head spring
منبع
water supply
منبع اب
pools
منبع
supplied
منبع
wellspring
منبع
receptacles
منبع
supplying
منبع
supply
منبع
source
منبع
water system
منبع اب
grid bias supply
منبع ولتاژشبکه
fountainhead
منبع خبر
wellhead
منبع چشمه
elevator boot
منبع بالابر
heat supply
منبع حرارتی
magnetic storage
منبع مغناطیسی
resource management
مدیریت منبع
lighting source
منبع روشنایی
light source
منبع نور
light point
منبع روشنایی
isogenous
دارای یک منبع
information source
منبع اطلاعات
incandescent source
منبع ملتهب
image source
منبع تصویر
illuminant
منبع نور
excitation source
منبع برانگیختگی
energy supply
منبع انرژی
attack origine
محل یا منبع تک
mines
منبع مامن
mined
منبع مامن
mine
منبع مامن
cooling water supply
منبع اب سرد
aliunde
از منبع دیگر
agency of communications
منبع ارتباط
resource
منبع ممر
store of value
منبع ارزش
cold body
منبع سرد
original
منبع سرچشمه
energizer
منبع انرژی
elevated tanke
منبع اب هوائی
electron emitter
منبع الکترون
data source
منبع داده
current supply
منبع جریان
cold water supply
منبع ابسرد
originals
منبع سرچشمه
source
منبع برق
resource allocation
اختصاص منبع
power supply
منبع انرژی
power supply
منبع تغذیه
power supplay
منبع قدرت
voltage source
منبع ولتاژ
source program
برنامه منبع
voltage source
منبع قدرت
source of power
منبع انرژی
resource sharing
اشتراک منبع
source routine
روال منبع
source
منبع منشاء
resource file
فایل منبع
radiation source
منبع تشعشع
source register
ثبات منبع
thermal reservoir
منبع گرمایی
thermal reservoir
منبع گرما
source of power
منبع قدرت
voltage source
منبع الکتریسیته
power source
منبع قدرت
source document
سند منبع
message source
منبع پیام
source data
دادههای منبع
mains supply
منبع شبکه
system resource
منبع سیستم
source language
زبان منبع
source computer
کامپیوتر منبع
neutron source
منبع نوترون
power supplay
منبع تغذیه
second source
منبع دوم
source listing
لیست منبع
noises
منبع تغذیه
noise
منبع تغذیه
bonanza
منبع عایدی مهم
candlepower
شدت نور یک منبع
source data automation
خودکاری داده منبع
bonanzas
منبع عایدی مهم
archeological site
منبع
[باستان شناسی]
adscititious
دارای منبع خارجی
site of the find
منبع
[باستان شناسی]
resource sharing
اشتراک گذاشتن منبع
source listing
لیست برداری منبع
cash cow
<idiom>
منبع خوبی از پول
non renewable resource
منبع تجدید ناپذیر
magnetic store
حافظه یا منبع مغناطیسی
information resource management
مدیریت منبع اطلاعات
internal power supply
منبع تغذیه داخلی
mechanical energy reservoir
منبع انرژی الکتریکی
line source
منبع خطی شکل
magnetic tape store
منبع یا حافظه نوارمغناطیسی
low frequency source
منبع فرکانس پایین
low voltage supply
منبع فشار ضعیف
welding source
منبع جریان جوش
non renewable resource
منبع بازگشت ناپذیر
voltage source
منبع فشار الکتریکی
electronic power supply
منبع تغذیه الکترونیکی
radix
پایه منبع اصلی
power supply switch
کلید منبع تغذیه
power supply cable
کابل منبع قدرت
light source colour
رنگ منبع نور
emergency power supply
منبع قدرت اضطراری
power supply cable
کابل منبع تغذیه
goldmines
منبع در آمد سرشار
goldmine
منبع در آمد سرشار
x ray source
منبع اشعه رونتگن
magnetic energy storage
منبع انرژی مغناطیسی
provenance
منبع
[باستان شناسی]
gravy trains
منبع در امد نامشروع
switch
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
motors
منبع نیروی مکانیکی
switches
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
motored
منبع نیروی مکانیکی
switched
قط ع منبع تغذیه از یک وسیله
motor
منبع نیروی مکانیکی
motor-
منبع نیروی مکانیکی
cisterns
حوضچه ارامش منبع
gravy train
منبع در امد نامشروع
turn off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-off
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
turn-offs
قط ع منبع تغذیه یک ماشین
cistern
حوضچه ارامش منبع
uninterruptable power supply
منبع تغذیه وقفه ناپذیر
gravy train
منبع درامد بدون زحمت
powered
توقف منبع تغذیه الکتریکی
gravy trains
منبع درامد بدون زحمت
power
توقف منبع تغذیه الکتریکی
mains electricity
منبع الکتریسیته محلی مشتریان
mains power supply unit
واحد منبع تغذیه شبکه
powers
توقف منبع تغذیه الکتریکی
r f power supply
منبع توان بسامد رادیویی
symbolically
نوشتن برنامه به زبان منبع
aircraft battery
منبع الکتریکی برای هواپیما
symbolic
نوشتن برنامه به زبان منبع
powering
توقف منبع تغذیه الکتریکی
lay in
<idiom>
ذخیره منبع وموجودی چیزی
ghost signals
علایم راداری بدون منبع
source data automation
کنترل خودکار داده منبع
source
کامپیوتری که میتواند منبع را کامپایل کند
turn on
وصل کردن منبع تغذیه یک ماشین
switched
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
switch
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
data packet
منبع ارسال سری داده در یک بسته
switches
یچ برای اتصال خط وط منبع تغذیه به مدار
powers
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sagged
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
powering
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
sags
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
sag
کاهش ناچیز سطح ولتاژاز منبع تغذیه
read in
ارسالی داده از منبع خارجی به کامپیوتر اصلی
powered
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
power
خاموش کردن یا قط ع یک وسیله الکتریکی از منبع تغذیه اش
output
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
outputs
عمل ارسال اطلاع یا داده از منبع به کاربر
bare base
فرودگاهی دارای خط اتومبیل و تاکسی و منبع اب اشامیدنی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com