English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
English Persian
to overcrow one's rival از پیروزی بر حریف شادی کردن
Other Matches
shut out مانع پیروزی حریف شدن
win by retirement پیروزی با کنار رفتن حریف
outruns منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrunning منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
outrun منطقه توقف در پایان مسابقه اسکی پیروزی بر حریف ویژه
jujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujutsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
jiujitsu مبارزه ژاپنی با استفاده ازنیروی حریف برای پیروزی براو
underhook گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
looped حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loop حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
side sweep and over under گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
joy شادی کردن
revelled شادی کردن
revelling شادی کردن
reveling شادی کردن
reveled شادی کردن
joys شادی کردن
revel شادی کردن
revels شادی کردن
exulting شادی کردن وجدکردن
exults شادی کردن وجدکردن
exult شادی کردن وجدکردن
exulted شادی کردن وجدکردن
jobilate شادی کردن از خوشی فریاد زدن
head and arm هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
gain ground ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
rejoices شادی کردن وجد کردن
rejoice شادی کردن وجد کردن
rejoiced شادی کردن وجد کردن
put the ball on the floor رد کردن توپ از حریف
dribbling رد کردن توپ از حریف
dribbles رد کردن توپ از حریف
dribbled رد کردن توپ از حریف
marks نشانه کردن حریف
dribble رد کردن توپ از حریف
clinching بغل کردن حریف
mark نشانه کردن حریف
clinch بغل کردن حریف
clinched بغل کردن حریف
clinches بغل کردن حریف
to triumph over the enemy برشکست دشمن شادی کردن بر دشمن پیروز شدن
hooking سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
squeezing سد کردن مدافع حریف با دونفر
simple leg ride شگک خراب کردن حریف
squeezed سد کردن مدافع حریف با دونفر
finger hold خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
parries دفع کردن حمله حریف
squeezes سد کردن مدافع حریف با دونفر
parrying دفع کردن حمله حریف
parry دفع کردن حمله حریف
parried دفع کردن حمله حریف
squeeze سد کردن مدافع حریف با دونفر
interference سد کردن غیرمجاز راه حریف
shoulder block سد کردن حریف با ضربه شانه
hip check سد کردن راه حریف با کمر وباسن
hook check سد کردن راه چوب حریف ازعقب
overplaying حریف را ناچار به تغییر محل کردن
sweat out بازحمت حریف را از میدان بدر کردن
overplayed حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplay حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays حریف را ناچار به تغییر محل کردن
near all نزدیک کردن شانههای حریف به تشک
to backtrack <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
to row back <idiom> <verb> نقض کردن [موضوعی در مقابل حریف]
change of engagement وادار کردن حریف به تغییرمسیر شمشیر
kneeing خطای سد کردن راه حریف بازانو
wraparound check سد کردن چوب حریف گوی دارباچوب
triple team سد یا مهار کردن حریف باسه بازیگر
hitting ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
disengages رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengage رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
jab بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabs بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbing بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
jabbed بلند کردن گوی با چوب از جلوچوب حریف
flea flicker پاس اشفته برای گیج کردن حریف
disengaging رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
angle block سد راه شدن از کنار برای منحرف کردن حریف
to turn the tables on any one وسائل بهبودوضع خودرانسبت به وضع حریف فراهم کردن
ceding parry کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
speared سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
straight arm حریف را با مشت جلو امده ازخود دور کردن
clippings سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clipped سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
clip سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
spear سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spears سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
spearing سد کردن راه حریف با کوفتن کلاه خود به سینه او
clips سد کردن راه حریف از پشت باانداختن خود به زمین
double leg pick up زیر و عوض کردن دست و افت کامل حریف کشتی
stunting حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
stunt حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
poke check فشار اوردن به گوی با چوب برای دور کردن ان از حریف
stunts حرکت و پرش مدافع برای گیج کردن حریف مهاجم
high leg attack and shoulder control زیر یک خم با گرفتن شانه حریف سرنگون کردن و افت کامل
victory پیروزی
score پیروزی
wins پیروزی
triumph پیروزی
scores پیروزی
scored پیروزی
triumphed پیروزی
achievement پیروزی
triumphing پیروزی
win پیروزی
triumphs پیروزی
victoriousness پیروزی
takes پیروزی
beats پیروزی
beat پیروزی
take پیروزی
victories پیروزی
conquests پیروزی
conquest پیروزی
victoriously با پیروزی
protection سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
conquer پیروزی یافتن بر
garrison finish پیروزی غیرمنتظره
successes پیروزی نتیجه
nike الهه پیروزی
steal پیروزی غیرمنتظره
trophies یادگاری پیروزی
trophy یادگاری پیروزی
wins پیروزی برد
trophies نشان پیروزی
win پیروزی برد
triumphal حاکی از پیروزی
trophy نشان پیروزی
paean پیروزی نامه
V-sign علامت پیروزی
V-signs علامت پیروزی
paeans پیروزی نامه
triumphal cloumn برج پیروزی
conquers پیروزی یافتن بر
victory day روز پیروزی
conquering پیروزی یافتن بر
steals پیروزی غیرمنتظره
secure of victory مطمئن به پیروزی
winnable شایسته پیروزی
v day روز پیروزی
win on points پیروزی با امتیاز
victory stele لوح پیروزی
success پیروزی نتیجه
skate off حرکت بطرف حریف و تماس بدنی با او برای دور کردن اواز گوی
gaiety شادی
pleasance شادی
jubilation شادی
joys شادی
airiness شادی
glee شادی
revelery شادی
galas شادی
gala شادی
capered شادی
capers شادی
joy شادی
curvet شادی
rejoicings شادی
joyless بی شادی
rejoicing شادی
joyance شادی
caper شادی
exultation شادی
paeans پیروزی نامه نوشتن
achievements پیروزی کار بزرگ
pull it out پیروزی در واپسین لحظات
sudden victory پیروزی در وقت اضافی
win by knockout پیروزی با ناک اوت
pewter جام پیروزی جایزه
paean پیروزی نامه نوشتن
triumphant فاتحانه فریاد پیروزی
triumphantly فاتحانه فریاد پیروزی
clinches نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinching نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinch نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
clinched نزدیک شدن شمشیرباز به حریف بگونه ایکه رد و بدل کردن ضربه ناممکن شود
jubilee روز شادی
f.mirth شادی جشن
jubilees روز شادی
mirthfulness شادی ونشاط
happiness شادی خوشنودی
acclamation تحسین و شادی
joyously از روی شادی
jubilate فریاد شادی
high jinks سروصدا و شادی
joie de vivre زیست شادی
merriment ابراز شادی
exultance وجد و شادی
effervescence طراوت و شادی
breezy شادی بخش
plaudit هلهله شادی
cock-a-hoop شادی کنان
fool's paradise شادی احمقانه
mirth نشاط شادی
banzai هلهله شادی
Recent search history
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com