English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 91 (5 milliseconds)
English Persian
protection حفافت
protection محافظت
protection حراست حمایت
protection حفظ
protection نیکداشت
protection تامین نامه
protection حمایت
protection نگهداری
protection تیمارداری
protection سد کردن راه حریف نسبت به مهاجمی که در شرف پاس دادن است
protection پشتیبانی
protection خط امان
protection مانع کپی گرفتن شدن
protection کپی اضافی از فیلم یا نوار اصلی
protection سیگنال بررسی اینکه آیا بخشی از حافظه توسط برنامه قابل دستیابی است یا خیر
protection اطمینان از اینکه داده توسط کاربر نامجاز کپی نشده است
protection عملی که مانع کپی گرفتن از دادههای محرمانه افراد بدون اجازه میشود.
protection عمل حفافت
Other Matches
self protection دفاع از نفس
over protection تقویت
under protection تحت الحمایه
self protection برقراری تامین از خود
self protection حفافت از خود
self protection صیانت نفس حفافت از خود
protection level سطح حفافت
protection key کلید حفافت
protection hood کلاهک یا روپوش محافظ
protection from sin عصمت
password protection حفافت به کمک کلمه رمز
overvoltage protection حفافت فشار زیاد
overload protection حفافت بار زیاد
over voltage protection وسیلهای که باعث میشود منبع تغذیه حد مط لوب را داشته باشد
memory protection پشتیبانی ازحافظه
memory protection حفافت حافظه
protection ring حلقه حفافت
rust protection حفافت در برابر زنگ زدگی
ear protection محافظگوش
Under the protection of the law. درپناه قانون
head protection محافظسر
hand protection محافظدستی
feet protection محافظپا
eye protection محافظچشم
x ray protection حفافت رونتگن
toe protection پاشنه بندی
thermal protection محافظت حرارتی
storage protection حفافت حافظه
storage protection حفافت انباره
software protection حفافت نرم افزاری
environmental protection حفاظت محیط زیست
anticorrosive protection حفافت در برابر خوردگی
data protection حفافت داده ها
copy protection حفافت دربرابر کپی
copy protection محافظت از کپی
copy protection جلوگیری از اعمال کپی
consumer protection حمایت از مصرف کننده
collective protection حفافت جمعی
collective protection حفافت گروهی
cell protection حفافت سل
cathode protection حفافت کاتدی
block protection حفافت بلوک
bank protection ساحلبانی
bank protection ساحل داری
bank protection حفافت ساحل رودخانه درمقابل تخریبهای ناشی ازجریان
armor protection حفافت درمقابل ادوات زرهی پوشش زرهی
armor protection حفافت زرهی
degree of protection میزان حفافت
degree of protection میزان تامین درجه حفافت
lightning protection با خاموش کننده مغناطیسی
insulation protection حفافت عایق بندی
impedance protection حفافت امپدانس
flood protection حفافت در مقابل طغیان
anodic protection حفافت اندی
file protection حفافت پرونده
distance protection وسیله حفافت فاصله
environmetal protection حمایت محیط زیستی
file protection حفافت فایل
overflow protection switch کلیدحافظآبهایاضافی
anti skid protection حفافت از لغزش
The Physics of Radiation Protection فیزیک بهداشت
respiratory system protection حافظدستگاهتنفسی
The Physics of Radiation Protection بهداشت پرتوی
The Physics of Radiation Protection فیزیک محافظت از پرتو
rust protection paint رنگ ضد زنگ
high tension protection حفافت فشار قوی
protection and indemnity club باشگاه حفظ منافع و جبران خسارت
power system protection حفافت سیستم قدرت
positional protection device دستگاه حفافت درگاه
frost protection preparation ضدیخ
indirect bank protection کناره بندی غیر مستقیم
line differential protection حفافت دیفرانسیلی خط
Protection money. Racket money. باج سبیل
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com