English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
English Persian
turbostarter استارتر موتوراصلی که توسط توربینی میچرخد که خودتوسط خروج گاز به حرکت درامده
Other Matches
turbopump پمشی که توسط توربینی که بوسیله گازهای حاصل ازسوختن سوختهای راکت به چرخش درامده به حرکت درمی اید
air impingment starter نوعی استارتر در موتورهای توربینی کوچک
air turbine starter استارتری در موتورهای توربینی که توسط هوای فشرده توربین کوچکی را که توسط چرخدنده هایی باکمپرسور درگیراست میچرخاند
inductive coupling شفت مکانیکی که توسط اتصالات مغناطیسی میچرخد
supercharger شارژری که توسط میل لنگ وچرخدنده افزاینده و یاتوربینی که در مجرای اگزوزقرارگرفته میچرخد و دانسیته هوا را افزایش میدهد
gas trubine توربینی که توسط گاز کار وحرکت میکند
turbocharger شارژری در موتورهای پیستونی که توسط توربینی درمسیر گازهای خروجی کارمیکند
turbosupercharger سوپر شارژی در موتورهای پیستونی که توسط توربینی درمسیر گازهای خروجی کارمیکند
cam ring رینوی داخل پوسته موتور که توسط میل لنگ به چرخش درامده و باز و بسته شدن سوپاپها را کنترل میکند
motoring گرداندن موتور اصلی توسط استارتر بمنظوری جزاستارت موتور
digital read out نمایش داده ها توسط الات دقیق بصورت دیجیتالی و نه توسط حرکت عقربه روی صفحه مدرج
blowdown خروج باقیمانده سوخت توسط فشار گاز
self propulsion حرکت توسط نیروی خود پیشروی توسط نیروی خویش
cyclotron دستگاه شتاب دهندهای که دران ذرات باردار بعد از خروج از منبع توسط میدانهای الکتریکی شتاب میگیرند
beams حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
beam حرکت اشعههای الکترون توسط CRT در صفحه نمایش
autogyro هواپیمایی سنگین که توسط چند رتور حرکت میکند
actuating horns اهرمهایی که کابلهای کنترل به انهامتصل شده و توسط انها سطوح فرامین را حرکت میدهند
pointing device وسیله ورودی که محل نشانه گر را روی صفحه کنترل میکند طبق حرکت آن توسط کاربر
stroboscope وسیلهای برای بی حرکت کردن فاهری جسم دوار یانوسان دار توسط پرتوافکنی متناوب
source مجموعه کدهای نوشته شده توسط برنامه نویس که مستقیماگ توسط کامپیوتر اجرا نمیشوند و باید به برنامه که هدف ترجمه شوند توسط کامپایلر یا منر
turbojet جت توربینی
vortex separation جداکردن ذرات مختلف از یک سیال توسط نیروهای گریز ازمرکزی مختلف در حرکت حلقوی یا گردابی
starter استارتر
starters استارتر
turboblower دمنده توربینی
turboblower بادبزن توربینی
turbine pump پمپ توربینی
foot starter استارتر پایی
key starter shaft محور استارتر
foot operated starting switch استارتر پایی
fly wheel starter استارتر فلایول
starter switch سوئیچ استارتر
starter dynamo دینام - استارتر
starter cable کابل استارتر
starter/generator استارتر ژنراتور
starter gear ring چرخ دنده استارتر
burner cans محفظه احتراق موتورهای توربینی
bore hole pump تلمبه توربینی چاه عمیق
turboprop ملخ توربینی ناو یا هواپیما
outed از زیرچاپ درامده
impassioned به جنبش درامده
pin feather پرتازه درامده
shaped بشکل درامده
out از زیرچاپ درامده
spent از پا درامده کوفته
out- از زیرچاپ درامده
update به روز درامده
updates به روز درامده
vibrant به تپش درامده
updated به روز درامده
wrought به شکل درامده
spinning wheel چرخ ریسندگی [این وسیله از یک چرخ چوبی شکل بزرگ و چند قطعه چوب بوجود آمده و توسط دست یا پا به حرکت در می آید.]
turbos پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
turbo پیشوندی بمعنی توربینی ووابسته به توربین
extatic بوجد درامده وجداور
enteringthe room he silmed باطاق درامده لبخندزد
dislocated جابجاشده ازمفصل درامده
corporate بصورت شرکت درامده
orinasal از دهان و بینی درامده
starter راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starting motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
starter motor راه انداز [استارتر] [اتومبیل رانی ]
scanner وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیلهای با صفحه مسط ح شیشهای که روی آن شکل یا عکس یا متن قرار دارد. نوک اسکن پایین شیشه حرکت میکند وتصویر را به داده که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
jet a سوخت موتور توربینی که دردمای 04 درجه منجمدمیشود
scanner وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
scanners وسیله دستی که حاوی یک ردیف از سلولهای نوری- الکتریکی است و وقتی روی تصویر حرکت میکند آنرا به داده تبدیل میکند که توسط کامپیوتر قابل تغییراست
out of pocket expenses هزینهای که از جیب شخص درامده باشد
lycanthrope ادمی که بشکل گرگ درامده باشد
succubus جن یا دیو مادهای که بصورت زن درامده وبامردان همخواب میشود
knight hospitaller کسیک که درسلکهای راهبهای نظامی که درسال .....گردیده درامده باشد
processor وارد کردن داده توسط اپراتور که توسط کامپیوتر اجرا میشود
readable آنچه توسط کسی یا توسط یک وسیله الکترونیکی قابل خواندن و فهمیدن باشد
differential ailerons ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
pull down menu فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
carbon seal وسیلهای مقاوم در برابرگرما که در موتورهای توربینی برای جلوگیری ازخروج یا نشت روغن ازمحفظه یاتاقان بکار میرود
compressor bleed air هوایی که از قسمت کمپرسورموتور توربینی برای جلوگیری از واماندگی و یابرای بکار اندازی بعضی متعلقات گرفته میشود
gas discharge display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
gas plasma display صفحه نمایش سطح و سبک که از دو قطعه شیشهای پوشیده شده از هادی تشکیل شده است و توسط یک لایه توسط یک لایه نازک گاز نورانی جدا شده است که یک نقط ه صفحه توسط دو سیگنال الکتریکی انتخاب شده است
real stagnation point نقطهای که در ان سیال روی سطح جسم بحالت سکون درامده وازانجا جریان خطی شروع میشود
environments متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
environment متغیر تنظیم شده توسط سیستم یا کاربر در دستورات سیستم که توسط هر برنامهای قابل استفاده است
menu برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
menus برنامهای که دستورات آن از منو انتخاب می شوند توسط اپراتور و نه به صورت دستورات تایپی توسط کاربر
virtual که موجود نیست ولی توسط کامپیوتر شبیه سازی شده است و توسط کاربر به صورت مجازی قابل استفاده است
capital stock عنصر مالکیت شرکت که بصورت سهام وگواهی نامه سهام درامده
wave حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
exhaust خروج
exodus خروج
egression خروج
emersion خروج
exhausts خروج
exits خروج
exit خروج
outgo خروج
egress خروج
prolapsus خروج
emissions خروج
propulsion خروج
leakage or breakage خروج
emission خروج
trackball وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
cruise سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
fish tailing حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
tape وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tapes وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruised سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroke حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
strokes حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
exhaust valve شیر خروج
out flow of capital خروج سرمایه
defecation خروج مدفوع
electron affinity انرژی خروج
outages راه خروج
prolapse of the uterus خروج سیبک
debouchment خروج ازتنگنا
ejaculate خروج منی
ejaculates خروج منی
exhaust velosity سرعت خروج
exit point نقطه خروج
transpiration خروج نفوذ
blow out خروج ناگهانی
spermatism خروج منی
outage راه خروج
ejaculated خروج منی
debouch راه خروج
ejaculating خروج منی
capital outflow خروج سرمایه
dump valve شیر خروج
work function انرژی خروج
eccentricities خروج از مرکزیت
eccentricities خروج از مرکز
eccentricity خروج از مرکز
eccentricity خروج از مرکزیت
order off the field حکم خروج
logout خروج از سیستم
outlet مجرای خروج
outlets مجرای خروج
emergency exit خروج اضطراری
angle of emergence زاویه خروج
emission صدور خروج
exeat اجازهء خروج
emissions صدور خروج
emergency exit در خروج اضطراری
order off حکم خروج
log off خروج از سیستم
light spill خروج نور
spurts خروج ناگهانی
spurting خروج ناگهانی
spurted خروج ناگهانی
spurt خروج ناگهانی
log out خروج از سیستم
ingress and egress دخول و خروج
shells برنامه خروج موقت
shelling برنامه خروج موقت
outer work function انرژی خروج بیرونی
undoubling خروج از دوبلگی شطرنج
Where is the emergency exit? در خروج اضطراری کجاست؟
freedom of entry and exit ازادی ورود و خروج
clearing outwards اعلامیه خروج کشتی
fifo خروج به ترتیب ورود
primer leak خروج گازاز ته چاشنی
shell برنامه خروج موقت
exhaust خروج گاز یابخار
exhaust تخلیه کردن خروج
eccentricities گریز یا خروج از مرکز
exhausts خروج گاز یابخار
clearance outwards مجوز خروج کشتی
gas tight مانع خروج گاز
out flow of labor خروج نیروی کار
exhausts تخلیه کردن خروج
exophthalmos خروج تخم چشم
eccentricity of the load خروج از مرکزیت بار
eccentricity گریز یا خروج از مرکز
steam tight مانع خروج بخار
inner work function انرژی خروج درونی
infinite حلقهای که خروج ندارد.
groupware نرم افزاری که توسط گروهی از افراد استفاده میشود که به شبکه وصل اند و به آنها کمک میکند تا کار خاصی را انجام دهند. حاوی توابع مفید مثل پست الکترونیکی است که توسط تمام کاربران قابل دستیابی است
transfer حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transferring حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com