Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
English
Persian
accountable strength
استعداد قابل محاسبه
Other Matches
accountable strength
استعداد قابل توجه
incomputable
غیر قابل محاسبه
computable
آنچه قابل محاسبه است
conversion tables
جدول جستجو یا مجموعهای ازنتایج ذخیره شده که به سرعت با یک فرآیند قابل دستیابی هستند و نیازی به محاسبه نتیجه نیست
flopping
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flopped
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flop
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
flops
اندازه توان محاسبه در عملیات اعداد اعشاری که کامپیوتر هر ثانیه محاسبه میکند
mflops
اندازه سرعت محاسبه که به عنوان تعداد دستورات اعشاری که در ثانیه پردازش می شوند محاسبه میشود
translation tables
جدولهای جستجو یا مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت توسط پردازنده قابل دستیابی هستند بدون نیاز به محاسبه نتیجه
assemble capital stock
بقیه سرمایهای که به محض تقاضا قابل پرداخت است سرمایهای که بر مبنای ان مالیات محاسبه میشود
LUT
مجموعه نتایج ذخیره شده که به سرعت قابل دستیابی هستند توسط برنامه بدون نیاز به محاسبه هر نتیجه در صورت نیاز
computation of replacement factors
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
average strength
استعداد پرسنلی متوسط میانگین استعداد پرسنلی
simpleminded
کم استعداد
aptitudes
استعداد
geniuses
استعداد
ingenuity
استعداد
aptness
استعداد
genius
استعداد
amplitude
استعداد
gifted
با استعداد
capacity
استعداد
capacities
استعداد
liability to disease
استعداد
predispostion
استعداد
aptitude
استعداد
parted
با استعداد
susceptivity
استعداد
brilliance
استعداد
capability
استعداد
turn
استعداد
talents
استعداد
susceptibility
استعداد
potentialities
استعداد
endowment
استعداد
endowments
استعداد
talent
استعداد
gormless
کم استعداد
talented
استعداد
potentiality
استعداد
inapt
بی استعداد
turns
استعداد
cabiler
استعداد
ungifted
بی استعداد
verve
استعداد
talentless
بی استعداد
unintelligent
بی استعداد
property
استعداد
command strength
استعداد یکان
palooka
بوکسور بی استعداد
reproductivity
استعداد تولید
art
استعداد استادی
academic aptitude
استعداد تحصیلی
scholastic aptitude
استعداد تحصیلی
arts
استعداد استادی
division slice
استعداد لشگری
occupational aptitude
استعداد شغلی
end strength
استعداد نهایی
capacity
گنجایش استعداد
sconce
جمجمه استعداد
caliber
گنجایش استعداد
capability
استعداد پیشرفت
capacity
استعداد مقام
child prodigy
بچهبا استعداد
shifts
نوبتی استعداد
shifted
نوبتی استعداد
liabilities
بدهکاری استعداد
authorized strength
استعداد مجاز
capacities
گنجایش استعداد
capacities
استعداد مقام
liability
بدهکاری استعداد
reproductivity
استعداد هم اوری
resistibility
استعداد مقاومت
risible faculty
استعداد خنده
artistic aptitude
استعداد هنری
strength
استعداد رزمی
strengths
استعداد رزمی
capable
با استعداد صلاحیتدار
shift
نوبتی استعداد
mechanical aptitude
استعداد فنی
tendency
توجه استعداد
cleverer
باهوش با استعداد
aptitude tests
ازمون استعداد
cleverest
باهوش با استعداد
cleverness
هوشیاری استعداد
imitativeness
استعداد تقلید
tendencies
توجه استعداد
flair
استعداد خصیصه
aptitude test
ازمون استعداد
indisposedness
عدم استعداد
indispositions
عدم استعداد
frost susceptibility
استعداد یخزدگی
indisposition
عدم استعداد
clever
باهوش با استعداد
war strenght
استعداد جنگی
artistry
استعداد هنرپیشگی
scholastic aptitude test
ازمون استعداد تحصیلی
potentialize
دارای استعداد کردن
differential aptitude tests
ازمونهای تشخیص استعداد دی ا تی
manpower cieling
سطح استعداد پرسنل
vocational aptitude test
ازمون استعداد شغلی
reduced strenght
حداقل استعداد جنگی
fabllibility
استعداد خطا کردن
the talnet of the country
مردم با استعداد کشور
habiliment
جامه استعداد فکری
natural
مسلم استعداد ذاتی
naturals
مسلم استعداد ذاتی
allotropy
استعداد تغییر و تبدیل
level of strength
سطح استعداد رزمی
gifted
موید شخص با استعداد
effective strength
استعداد رزمی موثر
level of strength
میزان استعداد رزمی
talent for musics
استعداد یا ذوق موسیقی
gifts
استعداد پیشکش کردن
versatile
دارای استعداد و ذوق
physical aptitude test
ازمون استعداد جسمانی
able
با استعداد صلاحیت دار
gift
استعداد پیشکش کردن
peak strenght
حداکثر استعداد مجاز
gift
دارای استعداد کردن
flatlander
موج سوار کم استعداد
attack size
استعداد وسایل درگیر در تک
knack
صدای شلاق استعداد
potentially
با داشتن استعداد نهانی
gifts
دارای استعداد کردن
analysis
محاسبه
predictions
محاسبه
prediction
محاسبه
slide rule
خط کش محاسبه
calculation
محاسبه
slide rules
خط کش محاسبه
computations
محاسبه
computing
محاسبه
computation
محاسبه
strength
قدرت رزمی استعداد نفری
rhymester
شاعربی استعداد وکم مایه
battle bill
فهرست استعداد رزمی ناو
self rating
تعیین میزان استعداد خود
faculties
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
potential
دارای استعداد نهانی پتانسیل
means end capacity
استعداد درک وسیله- هدف
edacity
استعداد خوردن شکم پرستی
personnel ceiling
سقف استعداد مجاز پرسنلی
potentiality
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
Iranians have a gift of tongues.
ایرانیها استعداد زبان دارند
peace time complement
استعداد مجاز زمان صلح
potentialities
عاملیت بالفعل استعداد نهانی
strengths
قدرت رزمی استعداد نفری
faculty
استادان دانشکده یا دانشگاه استعداد
computational
مربوط به یک محاسبه
calculated field
فیلد محاسبه
approximation
محاسبه ملایم
arithmetic unit
واحد محاسبه
miscalculations
محاسبه اشتباه
computations
نتیجه محاسبه
computational
اشتباه در محاسبه
compute
محاسبه کردن
predicted
محاسبه شده
computes
محاسبه کردن
calculating factor
ضریب محاسبه
calculating machine
ماشین محاسبه
calculation sheet
برگ محاسبه
computable
محاسبه پذیر
nautical slide rule
خط کش محاسبه دریایی
account
محاسبه نمودن
computed
محاسبه کردن
computability
قابلیت محاسبه
approximations
محاسبه ملایم
computation
نتیجه محاسبه
dyscalculia
محاسبه پریشی
cam calculation
محاسبه کرو
recalculation
تجدید محاسبه
unit of account
واحد محاسبه
miscalculation
محاسبه اشتباه
uncomputable
محاسبه ناپذیر
accounting price
قیمت محاسبه
calk
محاسبه کردن
engineer's scale
خط کش محاسبه مهندسی
designs
طرح و محاسبه
design
طرح و محاسبه
double counting
محاسبه مضاعف
design load
بارمبنای محاسبه
seashore musical ability tests
آزمون های استعداد موسیقی سیشور
peace time establishment
جدول استعداد مجاز زمان صلح
calculated altitude
ارتفاع محاسبه شده
tally
محاسبه چوب خط زدن
collapse design
محاسبه در محیط خمیری
column wise recalculation
محاسبه مجدد ستونی
evaluated
محاسبه یک مقدار یا کمیت
evaluate
محاسبه یک مقدار یا کمیت
tallying
محاسبه چوب خط زدن
computed price
قیمت محاسبه شده
miscalculating
اشتباه محاسبه کردن
integral calculus
محاسبه انتگرال
[ریاضی]
miscalculates
اشتباه محاسبه کردن
miscalculated
اشتباه محاسبه کردن
computable function
تابع محاسبه پذیر
miscalculate
اشتباه محاسبه کردن
tallies
محاسبه چوب خط زدن
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com