Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 53 (4 milliseconds)
English
Persian
shifted
تغییر مکان
shifted
انتقال
shifted
تغییرجهت
shifted
بوش
shifted
تناوب
shifted
نوبت تعویض
shifted
نوبت کار
shifted
نوبتی استعداد
shifted
ابتکار
shifted
تعبیه
shifted
نقشه خائنانه
shifted
حقه
shifted
توط ئه
shifted
پخش کردن
shifted
تعویض کردن
shifted
تغییرمکان دادن
shifted
انتقال دادن
shifted
تغییرمسیر دادن
shifted
تغییرمکان
shifted
مبدله
shifted
تغییردادن
shifted
جابجائی
shifted
حرکت
shifted
جابه جایی
shifted
نوبت کاری
shifted
شیفت کار
shifted
انتقال دادن اتش تغییرمکان دادن اتشها و یایکانها
shifted
حرکت دادن
shifted
انتقال تیر دادن
shifted
گروهکار
shifted
نوبتکار
shifted
تغییرمحل شعاعی
shifted
جابجایی شعاعی
shifted
جابجایی مرکزقوس
shifted
تغییر محل برای مهار بازیگرخطرناکتر
shifted
تغییر دادن
shifted
تغییر مکان انتقال
shifted
تغییر جهت
shifted
تعویض
shifted
نوبتکاری
shifted
روش افزایش کل ترکیب بیتهای ممکن با استفاده از تعدادی بیت برای بیان اینکه آیا کد بعدی باید جای شود یا میز
shifted
کد حروف ارسالی که نشان میدهد که کد بعدی باید جابجا شود
shifted
جابجایی ریاضی راست داده در کلمه
shifted
محل ذخیره سازی موقت که در آن داده قابل جابجایی است
shifted
جابجایی ریاضی چپ داده در کلمه
shifted
دستور کامپیوتر برای جابجایی محتوای ثبات به چپ یا راست
shifted
در یک ثبات کلمه یا داده که یک بیت به چپ یا راست منتقل میشود و بیت انتها از بین می رود
shifted
چرخش بیتها در یک کلمه به طوری که آخرین بیت در محل اولین بیت درج خواهد شد
shifted
جابجایی داده به چپ یا راست در یک کلمه , بیتهایی که از مرز کلمه خارج می شوند نادیده گرفته می شوند محلهای خالی با صفر پر می شوند
shifted
تغییر از یک مجموعه حروف به دیگر , که امکان استفاده از حروف دیگر
shifted
جابجایی معین بیتهای کلمه به چپ یا راست .
shifted
کلیدمبدل
shifted
انتقال جابجا کردن
Partial phrase not found.
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com