English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (10 milliseconds)
English Persian
incorrigible اصلاح ناپذیر
Search result with all words
incorrigibly بطور اصلاح ناپذیر
irrecocilably بطور اصلاح ناپذیر
scapegrace ادم بی پروا وبی ملاحظه اصلاح ناپذیر
Other Matches
immedicable درمان ناپذیر بهبود ناپذیر
invulnerable زخم ناپذیر اسیب ناپذیر
revising اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
irrevocably بطور تغییر ناپذیر بطور چاره ناپذیر
watertight اب ناپذیر
waterproofed نم ناپذیر
inappeasable ناپذیر
waterproofs نم ناپذیر
imperviable نم ناپذیر
unchallenged بحث ناپذیر
waterproof نم ناپذیر
reconcilement اصلاح اصلاح
reform اصلاح
reformation اصلاح
rectification اصلاح
reforms اصلاح
atonement اصلاح
adjustment اصلاح
adjustments اصلاح
reparation اصلاح
amendments اصلاح
amendment اصلاح
emendation اصلاح
shavind اصلاح
reforming اصلاح
alternation اصلاح
correction اصلاح
improvement اصلاح
regeneration اصلاح
modification اصلاح
arrangement اصلاح
arrangements اصلاح
revisions اصلاح
modifiation اصلاح
revision اصلاح
improvements اصلاح
betterment اصلاح
melioration اصلاح
repair اصلاح
rehabilitation اصلاح
reclamation اصلاح
repaired اصلاح
reconciliation اصلاح
shading اصلاح
unchangeable تغییر ناپذیر
immutable تغییر ناپذیر
unobjectionable اعتراض ناپذیر
uninflammable اشتعال ناپذیر
impartible بخش ناپذیر
unexceptionable استثناء ناپذیر
immiscible امیزش ناپذیر
undecidable تصمیم ناپذیر
inexcitable هیجان ناپذیر
unconquerable تسخیر ناپذیر
immitigable تخفیف ناپذیر
immiscible امتزاج ناپذیر
irreparable جبران ناپذیر
uncomputable محاسبه ناپذیر
inexhaustibly بطورپایان ناپذیر
unsearchable کاوش ناپذیر
untouchability لمس ناپذیر
water proof رطوبت ناپذیر
inseparable تفکیک ناپذیر
inalienable بیع ناپذیر
invincible شکست ناپذیر
insoluble انحلال ناپذیر
indestructible فنا ناپذیر
indisributable بخش ناپذیر
irriversible برگشت ناپذیر
indubious تردید ناپذیر
ireversible تغییر ناپذیر
unalterable تغییر ناپذیر
impenitent توبه ناپذیر
ineludible گریز ناپذیر
invariable تغییر ناپذیر
infallible لغزش ناپذیر
indescribable وصف ناپذیر
waterproof wire سیم نم ناپذیر
indefatigable خستگی ناپذیر
unappeasable استمالت ناپذیر
irresistable مقاومت ناپذیر
unchallenged انکار ناپذیر
irrecocilably بطوروفق ناپذیر
achromatic رنگ ناپذیر
nonsuperimposable انطباق ناپذیر
unassailable یورش ناپذیر
remediless درمان ناپذیر
sateless سیری ناپذیر
joiner door دربهای اب ناپذیر
irrecoverable جبران ناپذیر
irrecoverably بطوراصلاح ناپذیر
beyond bearing تحمل ناپذیر
nondescript وصف ناپذیر
indefectible خلل ناپذیر
raintight باران ناپذیر
atomic تجزیه ناپذیر
achromic رنگ ناپذیر
irredeemable پایان ناپذیر
air proof هوا ناپذیر
irremissible اغماض ناپذیر
invariant تغییر ناپذیر
intangibly بطورلمس ناپذیر
inirritable تحریک ناپذیر
exhautless خستگی ناپذیر
unappealabe پژوهش ناپذیر
unwearying خستگی ناپذیر
infrangible تجزیه ناپذیر
non descript وصف ناپذیر
nanoaddressable نشانی ناپذیر
inextinguishably بطورتسکین ناپذیر
inscrvtable تفحص ناپذیر
engrained چاره ناپذیر
non descript تشریح ناپذیر
irresolvable تجزیه ناپذیر
deathless فنا ناپذیر
insusceptible تایید ناپذیر
drainless خستگی ناپذیر
insol انحلال ناپذیر
spanless پیمایش ناپذیر
stainless زنگ ناپذیر
ego alien خود ناپذیر
inexplorable کاوش ناپذیر
interminable پایان ناپذیر
inexecutable <adj.> انجام ناپذیر
impracticable <adj.> انجام ناپذیر
absolute <adj.> اجتناب ناپذیر
inalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
fatigueless خستگی ناپذیر
incorruptibly بطورفساد ناپذیر
passives اثر ناپذیر
passive اثر ناپذیر
indecomposable فساد ناپذیر
indisciplinable انظباط ناپذیر
indefeasible فسخ ناپذیر
unfeasible <adj.> انجام ناپذیر
impassive تالم ناپذیر
inscrutable نفوذ ناپذیر
unaccountably توضیح ناپذیر
unaccountable توضیح ناپذیر
incommutable تخفیف ناپذیر
immortal فنا ناپذیر
incommutably تبدیل ناپذیر
unerring خطا ناپذیر
incompressible تراکم ناپذیر
incompressible فشار ناپذیر
inconvertible مبادله ناپذیر
irremediable چاره ناپذیر
indispensable <adj.> اجتناب ناپذیر
inconsolably دلداری ناپذیر
rigid انعطاف ناپذیر
indefeasible بطلان ناپذیر
irrefutable انکار ناپذیر
irrefutable تکذیب ناپذیر
inestimable تخمین ناپذیر
indiminishable کاهش ناپذیر
impossible [colloquial] <adj.> تحمل ناپذیر
inevitable <adj.> اجتناب ناپذیر
inconsolable دلداری ناپذیر
unalienable <adj.> اجتناب ناپذیر
intolerable تحمل ناپذیر
insupportable تحمل ناپذیر
imperturbable تزلزل ناپذیر
uncontrollably کنترل ناپذیر
uncontrollable کنترل ناپذیر
insufferable تحمل ناپذیر
unalterable <adj.> اجتناب ناپذیر
integral جدایی ناپذیر
unbeatable باخت ناپذیر
indispansably بطورچاره ناپذیر
irrevocably بطورفسخ ناپذیر
imperviable سرایت ناپذیر
inalterable تغییر ناپذیر
adamantly تزلزل ناپذیر
adamant تزلزل ناپذیر
inconceivable تصور ناپذیر
undeniably انکار ناپذیر
undeniable انکار ناپذیر
immobile جنبش ناپذیر
inappealable پژوهش ناپذیر
impregnable رسوخ ناپذیر
inflexible انحناء ناپذیر
overpowering مقاومت ناپذیر
irreversible برگشت ناپذیر
irreversible واگشت ناپذیر
incurable علاج ناپذیر
unavoidable چاره ناپذیر
unavoidable اجتناب ناپذیر
disconsolate تسلی ناپذیر
irreconcilable اشتی ناپذیر
irreconcilable وفق ناپذیر
voracious سیری ناپذیر
uncompromisingly مصالحه ناپذیر
uncompromising مصالحه ناپذیر
indeterminable تعیین ناپذیر
sure-fire شکست ناپذیر
unceasing پایان ناپذیر
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com