English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 25 (3 milliseconds)
English Persian
rigid سخت
rigid سفت و محکم
rigid نرم نشو جدی
rigid جامد
rigid صلب
rigid محکم
rigid انعطاف ناپذیر
rigid سخت پا
rigid استوار
rigid سفت
rigid دیسک مغناطیسی محکم که داده بسیار بیشتری از فلاپی دیسک را میتواند ذخیره کند و از دیسک درایو حذف نمیشود
rigid یک چیز محکم که قبل خم شدن نباشد
Other Matches
rigid tube لولهسخت
rigid rotor چرخنده صلب
rigid rotor رتور صلب
rigid pavement روسازی شخ
rigid frames قابهای صلب
rigid cores هستههای مقاوم
rigid body جسم صلب
rigid disk دیسک سخت
rigid concrete pavements رویههای صلب بتنی
rigid metal conduit لوله حفاظ سخت
rigid adherence to a thing محکم گرفتن چیزی
rigid adherence to a thing سفت چسبیدن بچیزی
He is curt ( rigid , strict ) . آدم خشکی است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com