Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 211 (11 milliseconds)
English
Persian
corrigible
اصلاح پذیر
mendable
اصلاح پذیر
reformable
اصلاح پذیر
refornable
اصلاح پذیر
improvably
اصلاح پذیر
Search result with all words
alternate routing
مسیریابی اصلاح پذیر
alterable memory
حافظه اصلاح پذیر
corrigibly
چنانکه بتوان اصلاح کرد بطوراصلاح پذیر
repairable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
reparable
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
He is incorrigible.
این آدم چاره اش نمی شود ( اصلاح پذیر نیست )
Other Matches
revising
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revise
اصلاح کردن اصلاح نمودن
revises
اصلاح کردن اصلاح نمودن
modification kit
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
self correcting
خود بخود اصلاح شونده اصلاح کننده نفس خود
ascendible
تفوق پذیر فراز پذیر
ascendable
تفوق پذیر فراز پذیر
mixable
امیزش پذیر امتزاج پذیر
educatable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
educable
تربیت پذیر تعلیم پذیر
adaptable organism
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
adjustable wheel
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
reconciliation
اصلاح
modification
اصلاح
regeneration
اصلاح
adjustment
اصلاح
adjustments
اصلاح
atonement
اصلاح
betterment
اصلاح
improvements
اصلاح
reforming
اصلاح
amendments
اصلاح
amendment
اصلاح
improvement
اصلاح
reform
اصلاح
reforms
اصلاح
reparation
اصلاح
reclamation
اصلاح
shading
اصلاح
alternation
اصلاح
correction
اصلاح
shavind
اصلاح
reformation
اصلاح
repaired
اصلاح
repair
اصلاح
revision
اصلاح
arrangements
اصلاح
modifiation
اصلاح
revisions
اصلاح
reconcilement
اصلاح اصلاح
arrangement
اصلاح
rehabilitation
اصلاح
melioration
اصلاح
rectification
اصلاح
emendation
اصلاح
modifying
اصلاح کردن
redressed
اصلاح کردن
reclaim
اصلاح شدن
redress
اصلاح کردن
redresses
اصلاح کردن
amend
اصلاح کردن
accommodates
اصلاح کردن
accommodated
اصلاح کردن
accommodate
اصلاح کردن
emends
اصلاح کردن
emending
اصلاح کردن
emended
اصلاح کردن
corrigibility
اصلاح پذیری
mender
اصلاح کننده
irreconcilability
اصلاح ناپذیری
incorrigibility
اصلاح ناپذیری
repenting
اصلاح شدن
repented
اصلاح شدن
repent
اصلاح شدن
improver
اصلاح کننده
emendator
اصلاح کننده
revising
حک و اصلاح کردن
improvability
اصلاح شدنی
repents
اصلاح شدن
irreconcilableness
اصلاح ناپذیری
modify
اصلاح کردن
data modification
اصلاح داده ها
modifies
اصلاح کردن
reclaiming
اصلاح شدن
reclaimed
اصلاح شدن
meliorate
اصلاح کردن
emend
اصلاح کردن
address modification
اصلاح آدرس
modification
پیرایش اصلاح
self correcting code
کد خود اصلاح
self improvement
اصلاح خود
reformation
اصلاح اساسی
betterment
اصلاح بهبود
address modification
اصلاح نشانی
rectifier
وسیله اصلاح
incorrigible
اصلاح ناپذیر
correctives
اصلاح کننده
modification
اصلاح مدل
amender
اصلاح کننده
amendable
قابل اصلاح
accomodate
اصلاح کردن
regenarate
اصلاح شده
right itself
اصلاح شدن
reformism
اصلاح طلبی
modified
اصلاح شده
ameliorable
قابل اصلاح
corrective
اصلاح کننده
rectifier
اصلاح کننده
yates correction
اصلاح یتیس
reclaims
اصلاح شدن
corrector
اصلاح کننده
altering
اصلاح کردن
altered
اصلاح کردن
alter
اصلاح کردن
amending
اصلاح کردن
improvised
اصلاح شده
reformist
اصلاح طلب
reformist
اصلاح طلبانه
to sct aright
اصلاح کردن
rectify
اصلاح کردن
rectifies
اصلاح کردن
rectified
اصلاح کردن
reconcilability
اصلاح پذیری
reformists
اصلاح طلبانه
reformists
اصلاح طلب
amended
اصلاح کردن
accord
اصلاح کردن
arrangement
ترتیب اصلاح
reformatory
کانون اصلاح
reformatories
کانون اصلاح
alters
اصلاح کردن
renovation
اصلاح نوسازی
arrangements
ترتیب اصلاح
accords
اصلاح کردن
accorded
اصلاح کردن
filed
اصلاح کردن
file
اصلاح کردن
eugenics
اصلاح نژاد
revises
حک و اصلاح کردن
revise
حک و اصلاح کردن
linebreed
اصلاح نژادی کردن
gold worked steel
فولاد اصلاح شده
irrecocilably
بطور اصلاح ناپذیر
To get a haitcut.
اصلاح کردن (موی سر )
reformer
مصلح اصلاح طلب
do-gooders
اصلاح طلب سادهلوح
modifiable
قابل اصلاح وتعدیل
grades
اصلاح نژادکردن هموارکردن
recension
چاپ اصلاح شده
reconciliation of two parties
اصلاح ذات البین
modificatory
اصلاح امیز اصلاحی
corrected score
نمره اصلاح شده
correction for attenuation
اصلاح برای کاهش
correction for guessing
اصلاح برای حدس
recoverable error
اشتباه قابل اصلاح
correctional custudy
روش اصلاح رفتار
grade
اصلاح نژادکردن هموارکردن
correctional institution
کانون اصلاح و تربیت
revised drawing
رسم اصلاح شده
interbreed
اصلاح نژاد کردن
house of correction
کانون اصلاح وتربیت
solicitorship
اصلاح فیما بین
touch up
<idiom>
اصلاح کردن تغییرات
do-gooder
اصلاح طلب سادهلوح
repentance
اصلاح مسیر زندگی
euthenics
اصلاح نژاد محیطی
eugenics
علم اصلاح نژادانسان
improvement in stock breading
اصلاح نژاد چارپایان
shaveling
ادم اصلاح کرده
tax reforms
اصلاح امور مالیاتی
revised edition
چاپ اصلاح شده
revisional
چاپ اصلاح شده
reformers
مصلح اصلاح طلب
shaving
اصلاح صورت تراشی
She is constantly correcting me.
او
[زن]
دائما من را اصلاح می کند.
incorrigibly
بطور اصلاح ناپذیر
amended
ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
proctor modified compaction test
ازمایش تراکم اصلاح شده
amending
ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
reforms
اصلاح اساسی کردن یا شدن
orthopaedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی
amend
ماده یاقانونی را اصلاح و تجدیدکردن
reform
اصلاح اساسی کردن یا شدن
master file maintenance
تغییردادن یا اصلاح فایلهای اصلی
orthoptic
وابسته به اصلاح نقص بینایی
I cut my face shaving.
هنگام اصلاح صورتم را بریدم
it is past reclaim
دیگر قابل اصلاح یااستردادنیست
He is incorrigible.
آدم اصلاح پذیری نیست
I'd like a shave.
میخواهم صورتم را اصلاح کنم.
To get a shave.
اصلاح کردن ( ریش تراشیدن )
revised version
ترجمه اصلاح شده کتاب مقدس
stud
حیوانی که برای اصلاح نژادنگهداری میشود
eugenic
از نژاد یانسب خوب اصلاح نژادی
He latherd his chin before shaving.
قبل از اصلاح صورتش را کف صابون مالید
I'd like a haircut, please.
لطفا میخواهم موهایم را اصلاح کنم.
selected breed
[گوسفند یا چهارپای اصلاح نژاد شده]
file maintenaee
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
conciliation
مصالحه حل اختلاف اصلاح ذات البین
retrieved
اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
retrieve
اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
orthodontics
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
orthodontia
مبحث اصلاح دندانهای کج و معوج دردندانپزشکی
retrieves
اصلاح یا تهذیب کردن حصول مجدد
orthopedics
اصلاح و ترمیم عیوب استخوانی استخوانپزشکی
orthogenesis
اصلاح و پرورش نژاد درطی زمان
cross fertile
اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل
correctional treatment
روش معالجه از راه اصلاح رفتار
unrevised edition
چاپ تازه
[از نسخه اصلی بدون اصلاح]
utopian
تصوری شخصی که درصدد اصلاح جهان است
an incorrigible person
کسیکه اخلاقش اصلاح نپذیردیا بهبودی نیابد
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com