English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (20 milliseconds)
English Persian
credit for an unlimited period اعتبار برای مدت نامحدود
Other Matches
open credit اعتبار نامحدود
blank credit اعتبار نامحدود
indefinitely برای یک مدت نامحدود
unlimited liability بدهیهای نامحدود مسئولیت نامحدود
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
go to sleep اصطلاحی برای توقف کامیپوتریا عدم امکان انجام عملی توسط کامپیوتر به دلیل گرفتار شدن در یک حلقه نامحدود
deferred payment credit اعتبار برای پرداختهای معوق
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
uncomfined نامحدود
unlimited نامحدود
ad infinitum نامحدود
extralimital نامحدود
ageless نامحدود
infinite نامحدود
infinity مقدار نامحدود
absolutes دایره نامحدود
widest نامحدود وسیع
cartle blanche اختیار نامحدود
absolute دایره نامحدود
cart blanche اختیار نامحدود
carte blanche اختیار نامحدود
indefinitely بطور نامحدود
open end contract قرارداد نامحدود
without limit بی حد بی اندازه نامحدود
wider نامحدود وسیع
wide نامحدود وسیع
unrestrained ازاد نامحدود
unlimited war جنگ نامحدود
infinitely بطور نامحدود
unlimited liability تعهدات نامحدود
infinite population جامعه نامحدود
infinite loop حلقه نامحدود
infinite series سری نامحدود
infinite نامحدود لایتناهی
Omnibenevolence خیرخواهی نامحدود
inane چرند فضای نامحدود
unqualified بیحدو حصر نامحدود
illimitable نامحدود محدود نشدنی
unlimited company شرکت با مسئولیت نامحدود
The courts have unlimited jurisdiction. دادگاهها اخنیارات نامحدود دارند
homunculus مدل بازگشتی نامحدود مغز
infinitely elastic demand curve منحنی تقاضا با کشش نامحدود
illimitably بطوریکه نتوان محدود کرد بطور نامحدود
This contract is of unlimited duration. طول مدت این قرارداد نامحدود است.
absolutist کسیکه معتقدبه قوای نامحدود الهی است
vortex sheet لایه نازک نامحدود سیال باحرکت حلقوی بینهایت
nobody can take work [abuse] indefinitely. هیچ کس نمی تواند کار [سو استفاده] را به طور نامحدود تحمل بکند.
restraint of trade قراردادی که ضمن ان تجارت یکی از طرفین قرارداد به طور نامحدود منع شود
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
kiosks فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
kiosk فضایی در صفحه نمایش برای داده کاربر و کامپیوتر برای تامین اطلاعات کلی برای عموم
invalids : بی اعتبار
void بی اعتبار
standing اعتبار
line of cerdit خط اعتبار
esteem اعتبار
credit اعتبار
estimate اعتبار
value اعتبار
values اعتبار
valuing اعتبار
influenced اعتبار
influence اعتبار
validation اعتبار
invalid : بی اعتبار
reputability اعتبار
influencing اعتبار
importance اعتبار
estimated اعتبار
estimates اعتبار
estimating اعتبار
budget اعتبار
budgeted اعتبار
budgets اعتبار
influences اعتبار
creditless بی اعتبار
reputations اعتبار
fund اعتبار
reputation اعتبار
appropriation symbol کد اعتبار
validity اعتبار
advances اعتبار
advance اعتبار
creditability اعتبار
prestige اعتبار
advancing اعتبار
authenticity اعتبار
credits اعتبار
crediting اعتبار
entitlements اعتبار
credited اعتبار
credit line حد اعتبار
credibility اعتبار
funded اعتبار
prestigious با اعتبار
entitlement اعتبار
cross validation وارسی اعتبار
l/c اعتبار نامه
stock funds اعتبار خریدنقدی
letter of credit اعتبار اسنادی
committment تامین اعتبار
insecure بی اعتبار متزلزل
letter of credit ورقه اعتبار
letter of credit برگه اعتبار
fund اعتبار مالی
cumulative credit اعتبار تراکمی
funded اعتبار مالی
countervailing credit اعتبار اتکائی
convergent validity اعتبار همگرا
tax credit اعتبار مالیاتی
credit sale اعتبار در معامله
test validity اعتبار ازمون
credit rating میزان اعتبار
issuing of the credit افتتاح اعتبار
issue a credit افتتاح اعتبار
issuance credit افتتاح اعتبار
counter credit اعتبار متقابل
discriminant validity اعتبار افتراقی
differential validity اعتبار افتراقی
countervailing credit اعتبار متقابل
in force دارای اعتبار
imprest fund اعتبار مساعده
credit expansion گسترش اعتبار
trade credit اعتبار تجاری
documentary credit اعتبار اسنادی
concurrent validity اعتبار همزمان
item validity اعتبار پرسش
consensual validity اعتبار وفاقی
creditably از روی اعتبار
construct validity اعتبار سازه
requirements of the credit شرایط اعتبار
consumption credit اعتبار مصرفی
content validity اعتبار محتوا
credit terms شرایط اعتبار
credit term مدت اعتبار
credit insurance بیمه اعتبار
appropriation title عنوان اعتبار
ex post به اعتبار گذشته
back to back credit اعتبار اتکایی
void result نتیجه بی اعتبار
expenditure credit اعتبار مصرف
expenditure credit اعتبار هزینه
advising of credit ابلاغ اعتبار
bank credit اعتبار بانکی
a company of good standing شرکتی با اعتبار
ervolving credit اعتبار گردان
invalidity عدم اعتبار
expired بدون اعتبار
apportionment واگذاری اعتبار
external validity اعتبار برونی
credited اعتبار مالی
crediting اعتبار مالی
credits اعتبار مالی
credit transfers انتقال اعتبار
on tick روی اعتبار
on trust بر مبنای اعتبار
appropriation reimbur sement تامین اعتبار
bad ناصحیح بی اعتبار
credit اعتبار مالی
credit transfer انتقال اعتبار
face validity اعتبار صوری
factorial validity اعتبار عاملی
agricultural credit اعتبار کشاورزی
factoring of credit نمایندگی اعتبار
validity صحت اعتبار
factoring of credit عاملیت اعتبار
authenticity of a document اعتبار سند
reliableness اعتبار موثقیت
line of cerdit میزان اعتبار
revolving credit اعتبار گردان
validity check مقابله اعتبار
validation of a model اعتبار یک الگو
validation of a hypothesis اعتبار یک فرضیه
roll over credit اعتبار گردان
budget credit اعتبار بودجه
trusts اعتقاد اعتبار
trusted اعتقاد اعتبار
trust اعتقاد اعتبار
credentials اعتبار نامه
revolving fund اعتبار در گردش
settlement of credit تسویه اعتبار
validity check بررسی اعتبار
bridging leon اعتبار موقت
validity criterion ملاک اعتبار
validity coefficient ضریب اعتبار
authority اجازه اعتبار
rehabilitation اعاده اعتبار
validity index شاخص اعتبار
under the credit تحت اعتبار
validity of a contract اعتبار قرارداد
military funds اعتبار نظامی
badminton بازی انفرادی یا دو نفره در زمین به طول 04/31 متر و عرض 01/6متر برای دونفره و 81/5متر در 01/6 متر برای انفرادی و شامل سه گیم وهر گیم 51 امتیاز برای مردان و 11 امتیاز برای زنان
legalized اعتبار قانونی دادن
appropriation receipt رسیدسپرده رسید اعتبار
appropriation limitation محدودیت تخصیص اعتبار
disreputable بی اعتبار مایه رسوایی
predictive validity اعتبار پیش بین
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com