English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English Persian
Do not admit any outsiders. افراد غیره را راه ندهید
Other Matches
characterization مجسم کردن افراد ذکر خصوصیات افراد
Stop pushing! هل ندهید!
never mind اهمیت ندهید
let it go hang اهمیت ندهید
Please be unbiased(fair,objective). تعصب بخرج ندهید
privates رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
private رابط ه تلفن کوچک در شرکتها برای برقراری تماس بین افراد درون شرکت یا شماره گیری با افراد خارج از شرکت
Do not let this opportunity slip.Do not lose ( pass up ) this opportunity . این فرصت را از دست ندهید
Do not lean out! به پنجره تکیه ندهید! [در اتوبوس یا مترو]
levee en masse عبارت است از مسلح شدن افراد یک مملکت جهت مبارزه با دشمن پیش از رسیدن قوای خصم به خاک خودی این افراد که اشکارا سلاح حمل می کنندملزم به رعایت قوانین جنگ هستند
enlisted section قسمت مربوط به افراد یاسربازان قسمت اقدام افراد
Don't let making a living prevent you from making a life. اجازه ندهید تلاش برای پول درآوردن مانع زندگی شما شود.
battery of tests گروه ازمونهای کارایی افراد گروه ازمونهای خصوصیات پرسنلی افراد
personnel افراد
men افراد
trooping افراد
trooped افراد
troop افراد
enlisted personnel افراد
enlistedman افراد
enlisted personnel طبقه افراد
roll call نامیدن افراد
service club باشگاه افراد
category طبقه افراد
platoons جوخهء افراد
enlistee افراد داوطلب
platoon جوخهء افراد
equal status persons افراد همپایه
head count جمع افراد
packed out پر و مملو از افراد
cognoscenti افراد مطلعدربارهموضوعیخاص
head counts جمع افراد
top-level افراد عالیرتبه
withindoors افراد داخل
personnel status وضع افراد
liberty men افراد مرخصی
filler personnel افراد جایگزینی
grainer و غیره
whatnot غیره
etcetera و غیره
exoskeleton مو و غیره
family size تعداد افراد خانواده
transfer station محل اعزام افراد
transfer station محل انتقال افراد
billet slip کارت محلهای افراد
play the field <idiom> با افراد مختلفی قرارگذاشتن
cimmerian افراد کشور فلمات
billet slip لوحه اسکان افراد
dependents افراد تحت تکفل
top-level توسط افراد عالیرتبه
close station افراد بدو مرخص
characterization نوشتن بیوگرافی افراد
commando افراد نیروی مخصوص
commandos افراد نیروی مخصوص
coachload افراد سوار بر درشکه
posse comitatus دسته افراد پلیس
morale روحیه افراد مردم
condemning محکوم کردن افراد
swallow one's pride <idiom> متواضع کردن افراد
avast افراد به جای خود
army deposit fund پس انداز انفرادی افراد
rouse out بیدار کردن افراد
aptitude area حیطه قابلیت افراد
part owners افراد شریک المال
receptee افراد مورد پذیرش
personal error خطاهای انفرادی افراد
personnel monitoring بازرسی بدنی از افراد
noncombatant افراد غیر نظامی
the common wealth of learning افراد اهل علم
target audience افراد مورد نظر
favouritism افراد مورد توجه
condemn محکوم کردن افراد
bachelor quarters منازل افراد مجرد
condemns محکوم کردن افراد
troops افراد قسمتها سربازان
special olympics المپیک افراد استثنایی
etc مخفف و غیره
track and field دیسک و غیره
collective goods پارک و غیره
queueing صف اتوبوس و غیره
fallow غیره مزروع
queued صف اتوبوس و غیره
queue صف اتوبوس و غیره
queues صف اتوبوس و غیره
personal salute مراسم سلام افراد برجسته
personal salute تیر سلام برای افراد
charter بین افراد دلالت کند
huddling ازدحام اجتماع افراد یک تیم
huddles ازدحام اجتماع افراد یک تیم
whom it may concern برای اطلاع افراد ذیربط
huddled ازدحام اجتماع افراد یک تیم
troop housing کوی درجه داران یا افراد
rotation تعویض نوبتی یکانها یا افراد
chartered بین افراد دلالت کند
chartering بین افراد دلالت کند
charters بین افراد دلالت کند
assembly محل بسیج افراد احتیاط
roll call حاضر و غایب کردن افراد
Applicants flooded in. سیل افراد ( متقاضیان ) جاری شد
aptitude area حدودشایستگی افراد حیطه شایستگی
huddle ازدحام اجتماع افراد یک تیم
intransit strenth افراد در حال حرکت یا انتقال
leatherneck جزو افراد تفنگداران دریایی
sociometry سنجش روابط افراد جامعه
life line طناب اتصال افراد به یکدیگر
lockstep پیشروی افراد پشت سریکدیگر
people sniffer رادار کشف افراد دشمن
Certain notorious ( dubious ) characters . عده افراد معلوم الحال
biographical intelligence اطلاعات مربوط به بیوگرافی افراد
biographical information blank form فرم پر نشده بیوگرافی افراد
IMA قالب ها و خصوصیات افراد است
posse دسته افراد پلیس جماعت
posses دسته افراد پلیس جماعت
to draw up نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
to make out نوشتن [چک یا نسخه و غیره]
infrastucture راه اهن و غیره
odometer کیلومتر شماراتومبیل و غیره
kymograph انقباض عضلات و غیره
unexpected غیره مترقبه غیرمنتظره
smudgiest پوشیده از کثافت یا گل و غیره
webby پر ازتار عنکبوت و غیره
niece دختربرادر یا خواهر و غیره
nieces دختربرادر یا خواهر و غیره
pitter-patter چک چک باران و غیره ضربان
smudgier پوشیده از کثافت یا گل و غیره
pitter patter چک چک باران و غیره ضربان
smudgy پوشیده از کثافت یا گل و غیره
preference blank دستگاه کشف علایق وسرگرمیهای افراد
atomistic evalution ارزیابی نظرات افراد در موردتبلیغات یک محصول
army standard score نمرات استاندارد و اندازههای بدنی افراد
lunatic fringe افراد افراطی وتندرو گروههای حزبی
oral trade test ازمون شفاهی از اطلاعات عمومی افراد
character guidance راهنمایی و مشاوره با افراد سخنرانی مذهبی
CSE آزمونیدر بریتانیا کهاز افراد 51 یا 61 سالهبعملمیاید
intermarriage ازدواج افراد ملل یا نژادهای مختلف
human machine interface حدی که در ان افراد با ماشین ها محاوره می کنند
split ticket <idiom> انتخاب افراد سیاسی برای رای
dialled گرفتن تلفن یارادیو و غیره
inner tube لاستیک تویی اتومبیل و غیره
exofficio از لحاظ تصدی مقام و غیره
wheal ورم جای شلاق و غیره
whippletree تیر مال بنددرشکه و غیره
eviscerate روده یا چشم و غیره رادراوردن
dTbGcles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
dial گرفتن تلفن یارادیو و غیره
inner tubes لاستیک تویی اتومبیل و غیره
silo مخزن زیرزمینی غلات و غیره
dialed گرفتن تلفن یارادیو و غیره
keratosis شاخی شدن پوست و غیره
dials گرفتن تلفن یارادیو و غیره
debacles سقوط ناگهانی حکومت و غیره
ushers راهنمایا کنترل سینماو غیره
clogging گرفتگی [سوراخ یا لوله و غیره ]
debacle سقوط ناگهانی حکومت و غیره
needle سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
upholsterer خیاط رومبلی و پرده و غیره
take-home pay مزد پس از کسر مالیات و غیره
needling سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
bake پختن [نان و کیک غیره]
venom زهر مار و عقرب و غیره
ushering راهنمایا کنترل سینماو غیره
needled سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
ushered راهنمایا کنترل سینماو غیره
usher راهنمایا کنترل سینماو غیره
needles سوزن سرنگ وگرامافون و غیره
intermarrying ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
enlisted داوطلب خدمت سربازی سرباز وفیفه افراد
longtour area منطقه استراحت خارج ازکشور افراد نظامی
queue صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
intermarry ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
intermarries ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
conference ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
intermarried ازدواج کردن با افراد ملل یانژادهای مختلف
conferences ملاقات با افراد برای بحث در مورد یک مشکل
an infinite verb فعلی که محدود به شخص و افراد جمع نیست
pit crew افراد مامور کمک به هرراننده در منطقه خود او
zouave یکی از افراد پیاده نظام فرانسوی در الجزایر
queues صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queueing صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
queued صف افراد که یکی پشت سر دیگر منتظر هستند
oligopoly تولید کالا توسط افراد یا شرکتهای معدودی
buzzword کلمهای که بین گروهی از افراد معروف است
oligrachy حکومتی که قدرت ان در دست افراد معدود باشد
grillage زمینه و طرح مشبک توری و غیره
vol-au-vent نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
wheeler-dealers دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
malfunction [ اندام یا ماشین و غیره ] درست کار نکردن
gigot ران گوسفند و غیره که پخته باشد
main motion [at a party conference etc.] دادخواست اصلی [در همایش حزبی و غیره]
wheeler-dealer دست اندرکار معاملات سیاسی و غیره
vol-au-vents نان پر شده از گوشت مرغ و غیره
wreckage piece تکه کالای بازیافتی از کشتی و غیره
cellulose الیاف سلولز [در پنبه کنف و غیره]
reest دود زدن ماهی و غیره پوسیدن
blimey حرف ندا به نشان تعجب و غیره
subsidized accommodation منزل با کمک هزینه [کرایه و غیره]
ghosts چون روح بر خانه ها و غیره سرزدن
canvasser پروپاکاندچی انتخابات و غیره رای جمع کن
play نواختن ساز و غیره سرگرمی مخصوص
emergence امر فوق العاده و غیره منتظره
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com