English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 109 (6 milliseconds)
English Persian
assembly همگذاری
assembly مجمع
assembly اجتماع انجمن
assembly مجلس
assembly گروه
assembly هیئت قانون گذاری
assembly شیپور جمع
assembly تجمع
assembly مجمع نشست
assembly نقطه الحاق هوایی
assembly بستن و سوار کردن قطعات اسلحه اجتماع یکانها
assembly شیپور خاموشی دستگاه مرکب
assembly محل بسیج افراد احتیاط
assembly مجموعه یک واحد کامل ازچندین قطعه
assembly مونتاژ
assembly تولید
assembly محفل
assembly نصب ساخت
assembly گردایش
assembly تعدادی دستورات کد اسمبلی که یک کار را تشکیل می دهند
assembly کارخانهای که واحدهای آن از قط عاتی از کارخانه هایی دیگر و در کنار هم جمع شده اند
assembly نشانه هایی که برای نمایش دستورات کد ماشین در برنامه اسمبلی به کار می روند
assembly نمایش یک برنامه اسمبلی که به ترتیب مکانهای حافظه مرتب شده است
assembly 1-زمانی که طول می کشد تا برنامه اسمبلی یک برنامه را ترجمه کند. 2-زمانی که اسمبلر برنامه را از زبان اسمبلی به کد ماشین تبدیل میکند
assembly زبان برنامه سازی ای که اطلاعاتی که به زبان ماشین تبدیل می کنند
assembly قرار دادن یک موضوع از بخشهای مختلف در کنار هم
assembly تبدیل برنامه به کد ماشین
assembly اسمبلی گردهمایی
Other Matches
general assembly مجلس عوام
general assembly مجمع عمومی
guard assembly محفظه
guard assembly الات محافظ روپوش جنگ افزار مجموعه روپوش
house of assembly مجلس درجه دوم قانون گذاری
instruction for assembly مقررات نصب
legislative assembly مجلس قانونگذاری
house of assembly مجلس ایالتی
gear assembly مجموعه چرخ دنده ها
final assembly نصب نهایی
cable assembly کابل
cell assembly مجتمع یاختهای
consmtituent assembly مجلس موسسان
constituent assembly مجلس موسسان
consultative assembly مجلس شورا
critical assembly ترتیب بحرانی
duplexing assembly دستگاه دو راهه
final assembly مونتاژ نهایی
legislative assembly مجلس شورای ملی
legislative assembly هیات مقننه
unlawful assembly در CL سه نفر یا بیشتر را گویند که به قصد ارتکاب اعمالی که مخل اسایش و امنیت جامعه است گرد هم ایند
paragraph assembly جمع اوری پاراگراف
pre assembly نصب اولیه
ready for assembly اماده جهت نصب
riotous assembly اجتماع و مواضعه اشوبگرانه
unit assembly یک قطعه مجزا
unit assembly یک قسمت مجزا و مستقل از یک دستگاه یا وسیله
unlawful assembly مجمع غیر قانونی
unlawful assembly تجمع غیر قانونی
ball assembly توپمجمع
bridle assembly کنترلوزنه
needle assembly مجمعسوزنی
spout assembly سرشیرآب
tail assembly قسمتهایدم
bridge assembly برآمدگیسیمها
major assembly قسمت عمده دستگاه
major assembly قطعه عمده
national assembly مجلس ملی
cable assembly مجموعه کابل و پیچ مجموعه کابل
assembly line خط مونتاژ
assembly line تیمار خط
assembly area گمگاه
assembly area منطقه تجمع
assembly bench میز مونتاژ
assembly fixture تجهیزات مونتاژ
assembly lines خط تولید
assembly lines خط کلی
assembly line خط کلی
assembly line خط تولید
assembly lines تیمار خط
assembly lines دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly lines خط مونتاژ
assembly instrudactions مقررات یا دستورات نصب
assembly language زبان همگذاری
assembly language زبان اسمبلی
assembly order دستورتعمیر دستور جمع شدن درنقطه تجمع
assembly tools ابزار مونتاژ
assembly program برنامه همگذاری
assembly program assembler
assembly line دستگاهی که اشیاء یا مصنوعاتی را پشت سرهم ردیف میکند تا بمحل بسته بندی برسد
assembly program برنامه اسمبلی
assembly shop کارگاه مونتاژ
assembly order دستور مونتاژ وسایل
assembly listing صورت برداری همگذاری لیست اسمبلی
assembly of notables مجلس بزرگان یا اعیان پارلمانی موقتی
assembly list سیاهه همگذاری
convoy assembly port بندر محل تجمع ستون موتوری
assembly language instruction دستورالعمل زبان اسمبلی
legislative body or assembly هیئت مققنه
convoy assembly port بندر محل تجمع کاروان دریایی
object assembly test ازمون الحاق قطعات
membership of legislative assembly عضویت مجلس مقننه
interchangeable end assembly مجمعانتهاییمتحرک
national consulative assembly مجلس شورای ملی
the national consultative assembly مجلس شورای ملی
outline assembly drawing نقشه کلی ساختمان نقشه ایکه تصویر کلی ساختمان را نشان میدهد وجزئیات ساختمان روی ان پیاده نشده است
clandestine assembly area منطقه تجمع قوای زیرزمینی منطقه تجمع نیروی پنهانی
assembly order control number شماره کنترل تعمیراتی
assembly order control number شماره کنترل دستور کارتعمیر
basic unit assembly group گروه ساختمانی
breechblock operating lever assembly سطحبازکنندهگلنگدنتفنگ
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com