English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 163 (8 milliseconds)
English Persian
nonmonetarists اقتصاددانان غیر پولی
Search result with all words
neo keynesians اقتصاددانان جدید کینزی گروهی که نظریات اقتصادی انها بر خلاف نظریات طرفداران مکتب پولی است
Other Matches
traditional economists اقتصاددانان سنتی اقتصاددانان کلاسیک
radical economists اقتصاددانان رادیکال
post keynesian economists اقتصاددانان پس از کینز
pre keynesian economists اقتصاددانان ما قبل کینز کلاسیکها
european monetary agreement موافقتنامه پولی اروپا موافقتنامه تنظیمی بین کشورهای عضو سازمان همکاری اقتصادی اروپا به منظور تسهیل و تنظیم روابط پولی متعاقدین
orthodox school مکتب اقتصادی سنتی که اقتصاددانان قبل ازکینز را نیزشامل میشود
monetarists طرفداران مکتب پولی گروهی که معتقدند که سیاست پولی در رابطه باایجاد ثبات اقتصادی و تثبیت اشتغال و درامد نقش موثرتری نسبت به سیاست مالی دارد . همچنین این عده اعتقاد دارند که اقتصاد بخودی خود تثبیت خواهد شد
physiocrats اقتصاددانان فرانسوی قرن هیجده که معتقد بودند زمین و طبیعت یگانه منبع ثروت است
mathematical school مکتبی که مسائل اقتصادی را از دیدگاه ریاضی مورد تجزیه و تحلیل قرار میدهد از جمله اقتصاددانان این مکتب میتوان از استانلی جونز و لئون والراس نام برد
quantity theory of money حاصلضرب حجم در سرعت گردش پول برابر است باحاصلضرب سطح عمومی قیمت و تولید واقعی نظریه مقداری پول که درحقیقت عقیده اقتصاددانان کلاسیک را درباره پول نشان میدهد را میتوان بصورت زیرنوشت : یعنی PQ = V
moneyed پولی
pecuniary پولی
mercenaly پولی
moneyary پولی
pockets پولی
monetary پولی
venal پولی
pocket پولی
impecuniosity بی پولی
impecuniousity بی پولی
grooved pulley پولی شیاردار
monetary unit واحد پولی
money matters امور پولی
money illusion توهم پولی
money illusion خطای پولی
monetary value ارزش پولی
money income درامد پولی
money capital سرمایه پولی
loose pulley پولی هرزگرد
monetary targets اهداف پولی
monetary base مبنای پولی
monetary reserves ذخائر پولی
monetary policy سیاست پولی
monetary sector بخش پولی
monetary incentive مشوق پولی
monetary expansion توسعه پولی
monetary economy اقتصاد پولی
monetary deflation محدودیت پولی
monetary school مکتب پولی
monetary convention اتحاد پولی
monetary control نظارت پولی
monetary control کنترل پولی
monetary base پایه پولی
monetary authorities مقامات پولی
monetary assets دارائیهای پولی
monetary system سیستم پولی
monetary inflation تورم پولی
monetary restriction محدودیت پولی
money wage مزد پولی
dealing for money معاملات پولی
polyethylene پولی اتیلن
real غیر پولی
polywag پولی واگ
polymyxin پولی میکسین
reconvert پولی را مجدداتسعیرکردن
pecuniary liability ضمانت پولی
backing پشتوانه پولی
pay patient مریض پولی
tight money کنترل پولی
money orders حواله پولی
monetary deflation انقباض پولی
money order حواله پولی
financial inventory ذخایر پولی
financial property اموال پولی
financial property داراییهای پولی
unit of currency واحد پولی
monetary instruments ابزارهای پولی
down and out <idiom> هیچ پولی نداشتند
not for the world <idiom> دراعضای هیچ پولی
feel the pinch <idiom> دچار بی پولی شدن
money well spent <idiom> پولی که هدر نرفته
nonmonetary assets دارائیهای غیر پولی
tools of monetary policy ابزار سیاست پولی
impecuniously از روی بی پولی یا افلاس
national money income درامد ملی پولی
nonmonetary income درامد غیر پولی
nonmonetary sector بخش غیر پولی
pecuniary externalities پی امدهای خارجی پولی
poly vinil chloride کلرور پولی وینیل
pure monetary policy سیاست پولی خالص
rate of money wage نرخ مزد پولی
strategic concentration by rail سیستم پولی فلزی
tight money سیاست پولی انقباضی
money rate of interest نرخ بهره پولی
european monetary system سیستم پولی اروپایی
gold standard نظام پولی طلا
gold currency system نظام پولی طلا
free capital سرمایه گذار پولی
expansionary monetary policy سیاست پولی انبساطی
financed تامین هزینه پولی
european monetary fund صندوق پولی اروپا
contractionary monetary policy سیاست پولی انقباضی
dollar area منطقه پولی دلار
finance تامین هزینه پولی
restrictive monetary policy سیاست پولی انقباضی
he is pressed for money از بی پولی در مضیقه است
hyperdeflation انقباض پولی شدید
i am pushed for money ازبی پولی درفشار
finances تامین هزینه پولی
price ارزش پولی کالا
prices ارزش پولی کالا
bimetallic standard پایه پولی دو فلزی
it was a خوب پولی بود
bimetallism نظام پولی دو فلزی
deflation انقباض پولی رکود
i owe some money to you یک پولی به شما بدهکارم
financing تامین هزینه پولی
poundage مقدار پولی برحسب لیره
polyester الیاف یاپارچه پولی استر
Monetary systems. سیستم های پولی ( مالی )
strapped for cash <idiom> هیچ پولی دربساط نداشتن
international monetary reserves ذخائر پولی بین المللی
ring up <idiom> اضافه کردن آمار پولی
easy money پولی که براحتی بدست اید
i have no money about me با خود هیچ پولی ندارم
Money entrusted to my care . پولی که با مانت نزد من سپرده شد
burn a hole in one's pocket <idiom> پولی که تومیخواهی سریعا خرج کنی
e p u 591 منحل و "e-m-a" یاموافقتنامه پولی اروپاجایگزین ان شد
To put some money aside . پولی را کنا رگذاشتن ( ذخیره ساختن )
the proceeds of the sale پولی که از محل فروش بدست می اید
apportionment تقسیم پولی بین اشخاص ذی نفع
army deposit fund سپرده پولی پرسنل نیروی زمینی
monetrarist keynesian debate بحث طرفداران مکتب پولی وکینزی
transfer payment پرداخت پولی که هیچ کارتولیدی را باعث نشود
devaluation تنزل نرخ برابری پول تضعیف پولی
chantry پولی که وقف کشیشان میشودتابرای مردگان بخوانند
to give پولی برای پیشکشی جمع اوری کردن
prize money پولی که از فروش غنیمت دریایی بدست می اید
cash on the barrelhead <idiom> پولی که برای خرید چیزی پرداخت می شود
commodity money پولی که در تهاتر بجای کالابه کار رود
contributions پولی که برای مصارف عام المنفعه بدهندشرکت
accountability ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
contribution پولی که برای مصارف عام المنفعه بدهندشرکت
convertibles پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
make it up to someone <idiom> انجام کاری برای کسی درعوض وعده پولی
convertible پولی که با نرخ معین قابل تبدیل به طلا باشد
deat benefit وفیفه یا پولی که کارفرمابعیال و اولاد کارگر متوفی میدهد
To play for love . عشقی بازی کردن ( بدون شرط بندی پولی )
disposable personal income پولی که اماده خرج کردن یاپس انداز باشد
blockade currency پولی که تبدیل ان به پول دیگرقانونا " منع شده باشد
royalty پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
royalties پولی که در مقابل استفاده از اختراع به صاحب ان پرداخت میگردد
corkage پولی که درمهمانخانه ازکسی میگیرندتابادهای راکه مال خودمهمان
countershaft pulley محور با پولی یا چرخ دندانه دار که به یک ماشین وصل میشود
smart money غرامت پولی که دولت بسربازان وملوانان زخمی ومصدوم میدهد
slush fund پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
appearance money پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
pewage پولی که بابت نشستن درجاهای خانوادگی یانیمکتهای چندنفری درکلیسامیدهند
slush funds پولی که از فروش مواد زاید آشپزخانهی کشتی به دست میآمد
accrued benefit پولی که شرکت به یکی از کارمندان بدهکار است بخصوص بابت بازنشستگی
luck money پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
luck penny پولی که بطور دست لاف هنگام خرید و فروش بکسی بدهند
haulage پولی که راه اهن بابت حمل ونقل قطارهای بیگانه در مسیر خود میگیرد
accumulated depreciation کل مقدار پولی که شرکت یا سازمان می تواند از ارزش ماشین یا تجهیزات به دلیل مستهلک شدن کسر کند
accumulated profit پولی که شرکت یا شخصی در سال های قبل به دست آورده و استفاده نکرده یا به خریداران سهام نداده است
monetary school مکتب اقتصادی تحت رهبری میلتون فریدمن که معتقد به کارائی بیشترسیاست پولی نسبت به سیاست مالی در اقتصاد است
monetrarist keynesian debate اینکه ایا سیاست پولی موثر است یا سیاست مالی
special drawing rights این اصطلاحات شامل افزودن قدرت وام دهی صندوق وافزایش میعان پولی جهان در این زمینه بوده است
mixed capitalism نظام اقتصادی که در ان بیشتروسایل و ابزار تولید درمالکیت خصوصی قرار داشته و بازار چگونگی تعیین قیمت و تولید را به عهده دارد ولی با وجود این دولت نیز ازطریق سیاستهای پولی مالی و قوانین مختلف درفعالیتهای اقتصادی تاثیرمیگذارد
retention money مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
quantity equation of exchange یعنی حاصلضرب حجم پول در سرعت گردش پول باارزش پولی کلیه تولیدات برابر است معادله مقداری مبادله که براساس نظریه مقداری پول است و اولین بار توسط ایروینگ فیشر عنوان شد .این معادله بصورت زیراست :PQ = V
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com