Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 84 (1 milliseconds)
English
Persian
mountain climate
اقلیم کوهستانی
Other Matches
continent
اقلیم
continents
اقلیم
climate
اقلیم
land mass
اقلیم
land masses
اقلیم
hemisphere
اقلیم
climates
اقلیم
macroclimate
مه اقلیم
climograph
اقلیم نگار
climatologist
اقلیم شناس
climatograph
اقلیم نگاشت
climate diagram
اقلیم نگار
climagraph
اقلیم نگار
climagram
اقلیم نگار
climatograph
اقلیم نگار
climogram
اقلیم نگار
climatology
اقلیم شناسی
microclimate
خرد اقلیم
oceanic climate
اقلیم اقیانوسی
maritime climate
اقلیم اقیانوسی
marine climate
اقلیم اقیانوسی
macroclimate
کلان اقلیم
equatorial climate
اقلیم استوایی
continental climate
اقلیم قارهای
climoscope
اقلیم نما
climometer
اقلیم سنج
biome
اقلیم زیست
acclimatization
اقلیم پذیری
fauna
حیوانات یک اقلیم
title of territory
مالکیت اقلیم
temperate climate
اقلیم ملایم
temperate climate
اقلیم معتدل
tropical climate
اقلیم گرمسیری
acclimation
اقلیم پذیری
rangy
کوهستانی
rangey
کوهستانی
orestes
کوهستانی
mountainous
کوهستانی
mountaineer
کوهستانی
mountaineers
کوهستانی
highland
کوهستانی
hilariously
کوهستانی
montane
کوهستانی
mountains
کوهستانی
mountain
کوهستانی
submediterranean climate
اقلیم زیر مدیترانهای
bioclimatology
اقلیم شناسی زیستی
bioclimatology
زیست اقلیم شناسی
submediterranean climate
اقلیم نیمه مدیترانهای
tarn
دریاچه کوهستانی
transmontane
ماوراء کوهستانی
mountain troops
یکانهای کوهستانی
oread
حوری کوهستانی
transmountain
ماوراء کوهستانی
upper terminal
ایستگاه کوهستانی
high land
زمین کوهستانی
glen
دره کوهستانی
glens
دره کوهستانی
upland
زمین کوهستانی
uplands
زمین کوهستانی
bench
سکوی کوهستانی
benches
سکوی کوهستانی
shelf
سکوی کوهستانی
clachan
دهکده کوچک کوهستانی
mountaineer
یکان کوهستانی کوهنورد
greenwood
درخت راج کوهستانی
ghillie
نوکریکی از روسای کوهستانی
mountaineers
یکان کوهستانی کوهنورد
gilly
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
gillie
نوکر یکی ازروسای کوهستانی
tarn
دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی
gael
مردم کوهستانی اسکاتلند سلتهای اسکاتلندی
Sea
[mountain]
air makes you hungry.
هوای دریایی
[کوهستانی]
گشنگی می آورد.
sporran
چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
williwa
وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
bioclimatic
مربوط به اقلیم شناسی مربوط به اب و هوا و نحوه زندگی
yodeling
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelling
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodel
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodels
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeled
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelled
صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
pack artillery
توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com