English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 29 (3 milliseconds)
English Persian
privileges and immunities امتیازات
Other Matches
regalia امتیازات سلطنتی
board تابلوی امتیازات
boarded تابلوی امتیازات
scoreboards تابلوی امتیازات
scoreboard تابلوی امتیازات
diplomatic privileges امتیازات سیاسی
diplomatic privileges امتیازات دیپلماتیک
apanage امتیازات و اموالی که بفرزندارشد
rehabilitating دارای امتیازات اولیه کردن
evil favoured طرف توجه دارای امتیازات
rehabilitates دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitated دارای امتیازات اولیه کردن
rehabilitate دارای امتیازات اولیه کردن
score امتیاز گرفتن حساب امتیازات
scored امتیاز گرفتن حساب امتیازات
scores امتیاز گرفتن حساب امتیازات
count palatine قلمرو خود امتیازات شاهانه داشت
assert oneself حقوق و امتیازات خود را بزوربدیگران قبولاندن
royalty حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
royalties حق تالیف امتیازات و مزایای مخصوص پادشاه
occupation حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
occupations حقوق و امتیازات ناشیه از تصرف اعیان غیرمنقول
palating مجلل امیری که دارای امتیازات سلطنتی بوده
postliminy or minium حق دوباره یدست اوردن امتیازات و حقوق کشوری
preferentialism اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
capitulation تسلیم شدن به دشمن قرارداد کاپیتولاسیون قراردادی که به موجب ان امتیازات خاصی به یک دولت خارجی و اتباع ان داده میشود
strike اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
strikes اعتصاب کردن متوقف ساختن کار از جانب کارگران کارگاه یا کارخانه به طور دسته جمعی و به منظور تحصیل امتیازات بیشتر از کارفرما یا اعاده وضع مناسب سابق که از بین رفته است
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com