Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
English
Persian
internal storage
انباره داخلی
Other Matches
storage location
مکان انباره محل انباره
incretion
ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
squawk
مخابره داخلی ارتباط داخلی
internal structure
ساختمان داخلی سازه داخلی
internal defense
پدافند داخلی پایداری داخلی
squawked
مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawks
مخابره داخلی ارتباط داخلی
exchanged stabilization fund
مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
storage
1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
capacitor
انباره
mass storage
تل انباره
storage battery
انباره
storing
انباره
store
انباره
accumulator
انباره
storage
انباره
storage device
انباره
parallel storage
انباره موازی
storage cell
یاخته انباره
storage protection
حفافت انباره
storage cell
سلول انباره
stocked
انباشته انباره
storage device
دستگاه انباره
temporary storage
انباره موقتی
storage compaction
فشردگی انباره
storage unit
واحد انباره
storage register
ثبات انباره
storage location
موقعیت انباره
tape storage
انباره نواری
storage location
مکان انباره
auxiliary storage
انباره کمکی
switch storage
انباره گزینهای
storage cycle
سیکل انباره
temporary storage
انباره موقت
storage cycle
چرخه انباره
associative storage
انباره انجمنی
storage capacity
گنجایش انباره
primary storage
انباره اولیه
program storage
انباره برنامه
serial storage
انباره نوبتی
sequential storage
انباره ترکیبی
real storage
انباره واقعی
secondary storage
انباره ثانوی
secondary storage
انباره ثانویه
protected storage
انباره محفوظ
reserve accumulator
انباره کمکی
permanent store
انباره دائمی
serial storage
انباره سری
storage buffer
میانگیر انباره
associative stopage
انباره انجمنی
permanent storage
انباره دائمی
store
انباره کردن
storing
انباره کردن
storage array
ارایه انباره
storage allocation
تخصیص انباره
regenerative storage
انباره باززا
stock
انباشته انباره
storage capacity
فرفیت انباره
electrostatic storage
انباره الکترواستاتیکی
dynamic storage
انباره پویا
main storage
انباره اصلی
matrix storage
انباره ماتریسی
disk storage
انباره گردهای
nesting storage
انباره تودرتو
core storage
انباره هستهای
core storage
انباره چنبرهای
control store
انباره کنترل
magnetic storage
انباره مغناطیسی
local storage
انباره محلی
intermediate storage
انباره واسط
high storage
انباره بالا
heat sink
انباره حرارتی
fixed storage
انباره ثابت
file storage
انباره فایل
external store
انباره خارجی
external storage
انباره خارجی
static storage
انباره ایستا
energy storage
انباره ی انرژی
nesting storage
انباره پشتهای
working storage
انباره کاری
buffer storage
انباره میانگیر
ws
انباره دایر
bulk storage
انباره پرگنجایش
capacitor store
انباره خازنی
backing store
انباره پشتیبان
volatile storage
انباره فرار
bulk storage
انباره پر گنجایش
backing storage
انباره پشتیبان
cesspool
انباره فاضلاب
two level store
انباره دو سطحی
circulating storage
انباره گردشی
virtual storage
انباره مجازی
secondary storage medium
رسانه انباره ثانوی
sequential storage device
دستگاه انباره ترتیبی
pushup storage
انباره بالا فشردنی
offline storage
انباره برون خطی
online storage
انباره درون خطی
protected storage
انباره محافظت شده
parallel search storage
انباره جستجوی موازی
pushdown store
انباره پایین فشردنی
nonerasable storage
انباره پاک نشدنی
read only storage
انباره فقط خواندنی
erasable storage
انباره پاک شدنی
nondestructive storage
انباره غیر مخرب
central mass storage
انباره انبوه مرکزی
common storage area
ناحیه اشتراکی انباره
static storage allocation
تخصیص انباره ایستا
double accumulator switch
کلید انباره دوبل
magnetic tape storage
انباره نوار مغناطیسی
storage interleaving
درمیان انباره جای دادن
removable mass storage
انباره انبوه قابل انتقال
reloadable control storage
انباره با کنترل بارگیری مجدد
virtual storage access method
روش دستیابی انباره مجازی
mailboxes
انباره پیغام های پستی صندوق پست
mailbox
انباره پیغام های پستی صندوق پست
vsam
Access Storage Virtual روش دستیابی انباره مجازی ethod
nibble
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbled
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbling
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
nibbles
به واحدی از انباره که شامل نیم بایت یا عموما" چهار بیت است گفته میشود
endogenous
داخلی
internal medicine
طب داخلی
internal door
در داخلی
indoor
داخلی
intramural
داخلی
domestic
داخلی
anie
داخلی
ben
داخلی
municipal
داخلی
in
داخلی
interior
داخلی
esoteric
داخلی
innate
داخلی
inner
داخلی
in-
داخلی
inside
داخلی
internal
داخلی
territorial
داخلی
insides
داخلی
interiors
داخلی
dasd
Device Storage DirectAccess اسباب حافظه بادستیابی مستقیم دستگاه انباره دستیابی مستقیم
interior span
دهانه داخلی
internal security
تامین داخلی
inside wing
بال داخلی
internal ruling
نظامنامه داخلی
intercommunication
ارتباط داخلی
inside thread
مارپیچ داخلی
inside micrometer
میکرومتر داخلی
interior guard
نگهبان داخلی
interior ballistics
بالیستیک داخلی
internal reflector
رفلکتور داخلی
internal connection
اتصال داخلی
interior affairs
امور داخلی
interference drag
پسای داخلی
internal report
گزارش داخلی
interconnection
اتصالی داخلی
interior architecture
معماری داخلی
internal resistance
مقاومت داخلی
inside hinge
لولای داخلی
inside draft
شیب داخلی
inland rules
قوانین داخلی
inferior conjunction
مقارنه داخلی
inland duty
گمرک داخلی
internal stress
تنش داخلی
inferior planets
سیارههای داخلی
internal structure
ساختار داخلی
indoor antenna
انتن داخلی
inboard aileron
شهپر داخلی
imside dimension
اندازه داخلی
internal supercharger
سوپرشارژر داخلی
internal storage
حافظه داخلی
inland waterway
ابراه داخلی
inner bottom
جدار داخلی
inside diameter
قطر داخلی
inside caliper
کولیس داخلی
internal security
امنیت داخلی
inner zone
منطقه داخلی
internal shield
غلاف داخلی
internal short circuit
کوتهمداری داخلی
internal storage
حافظه ی داخلی
inner product
ضرب داخلی
inner planets
سیارات داخلی
inner loop
حلقه داخلی
inner liner
روکش داخلی
inner harbor
بندر داخلی
internal trade
بازرگانی داخلی
interior wall
دیوار داخلی
internal impedance
امپدانس داخلی
internal electrode
الکترود داخلی
internal memory
حافظه داخلی
internal efficiency
راندمان داخلی
internal ear
گوش داخلی
internal modem
مدم داخلی
internal diseconomies
زیانهای داخلی
internal modulation
مدولاسیون داخلی
internal discharge
تخلیه داخلی
internal development
توسعه داخلی
internal development
رشد داخلی
internal electrolysis
الکترولیز داخلی
internal energy
انرژی داخلی
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com