English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
English Persian
nonerasable storage انباره پاک نشدنی
Other Matches
storage location مکان انباره محل انباره
inconsumable سوخته نشدنی تمام نشدنی
incondensable خلاصه نشدنی تغلیظ نشدنی
unappeasable اقناع نشدنی راضی نشدنی
incorrodible خورده نشدنی سائیده نشدنی
insupressive پامال نشدنی موقوف نشدنی
storage battery انباره
capacitor انباره
store انباره
storage device انباره
storing انباره
storage انباره
accumulator انباره
mass storage تل انباره
regenerative storage انباره باززا
cesspool انباره فاضلاب
backing store انباره پشتیبان
circulating storage انباره گردشی
reserve accumulator انباره کمکی
capacitor store انباره خازنی
real storage انباره واقعی
bulk storage انباره پرگنجایش
bulk storage انباره پر گنجایش
buffer storage انباره میانگیر
backing storage انباره پشتیبان
auxiliary storage انباره کمکی
associative storage انباره انجمنی
associative stopage انباره انجمنی
control store انباره کنترل
core storage انباره چنبرهای
core storage انباره هستهای
permanent store انباره دائمی
permanent storage انباره دائمی
parallel storage انباره موازی
nesting storage انباره پشتهای
nesting storage انباره تودرتو
matrix storage انباره ماتریسی
main storage انباره اصلی
magnetic storage انباره مغناطیسی
local storage انباره محلی
internal storage انباره داخلی
high storage انباره بالا
heat sink انباره حرارتی
fixed storage انباره ثابت
protected storage انباره محفوظ
disk storage انباره گردهای
dynamic storage انباره پویا
primary storage انباره اولیه
electrostatic storage انباره الکترواستاتیکی
energy storage انباره ی انرژی
external storage انباره خارجی
external store انباره خارجی
file storage انباره فایل
intermediate storage انباره واسط
storage register ثبات انباره
storage protection حفافت انباره
storage location موقعیت انباره
store انباره کردن
storing انباره کردن
storage location مکان انباره
storage device دستگاه انباره
storage cycle سیکل انباره
storage cycle چرخه انباره
storage unit واحد انباره
switch storage انباره گزینهای
ws انباره دایر
working storage انباره کاری
volatile storage انباره فرار
virtual storage انباره مجازی
two level store انباره دو سطحی
temporary storage انباره موقتی
temporary storage انباره موقت
stock انباشته انباره
stocked انباشته انباره
tape storage انباره نواری
storage cell سلول انباره
storage cell یاخته انباره
secondary storage انباره ثانویه
storage allocation تخصیص انباره
static storage انباره ایستا
serial storage انباره سری
serial storage انباره نوبتی
program storage انباره برنامه
sequential storage انباره ترکیبی
secondary storage انباره ثانوی
storage capacity گنجایش انباره
storage capacity فرفیت انباره
storage array ارایه انباره
storage buffer میانگیر انباره
storage compaction فشردگی انباره
nondestructive storage انباره غیر مخرب
central mass storage انباره انبوه مرکزی
pushdown store انباره پایین فشردنی
secondary storage medium رسانه انباره ثانوی
static storage allocation تخصیص انباره ایستا
magnetic tape storage انباره نوار مغناطیسی
online storage انباره درون خطی
offline storage انباره برون خطی
parallel search storage انباره جستجوی موازی
common storage area ناحیه اشتراکی انباره
sequential storage device دستگاه انباره ترتیبی
protected storage انباره محافظت شده
double accumulator switch کلید انباره دوبل
pushup storage انباره بالا فشردنی
erasable storage انباره پاک شدنی
read only storage انباره فقط خواندنی
removable mass storage انباره انبوه قابل انتقال
storage interleaving درمیان انباره جای دادن
reloadable control storage انباره با کنترل بارگیری مجدد
virtual storage access method روش دستیابی انباره مجازی
insolvable حل نشدنی
inductile خم نشدنی
infeasible نشدنی
indiminishable کم نشدنی
unfeasible <adj.> نشدنی
inexecutable <adj.> نشدنی
impracticable <adj.> نشدنی
irresolvable حل نشدنی
irresoluble اب نشدنی
impalpability حس نشدنی
insoluble حل نشدنی
indissoluble اب نشدنی
inextricable حل نشدنی
indissoluble حل نشدنی
impractical نشدنی
insuppresible موقوف نشدنی
impracticable <adj.> انجام نشدنی
inexecutable <adj.> انجام نشدنی
intractile کشیده نشدنی
non-starter کار نشدنی
quenchless خاموش نشدنی
insolubly بطور حل نشدنی
insolubility حل نشدنی ناگذاری
insatiability اقناع نشدنی
infusible گداخته نشدنی
infrangible خرد نشدنی
infintesimal جزخرد نشدنی
invictive مغلوب نشدنی
irradicable ریشه کن نشدنی
non-starters کار نشدنی
unflappable مایوس نشدنی
haunting فراموش نشدنی
never say die رام نشدنی
never to be forgotten فراموش نشدنی
next to impossible تقریبا نشدنی
nonrecurring تجدید نشدنی
irretractile جمع نشدنی
of proof سوراخ نشدنی
irresoluble رها نشدنی ول
irremovable معزول نشدنی
irrelievable رها نشدنی
irrefragable تسلیم نشدنی
unfeasible <adj.> انجام نشدنی
inextinguishable خاموش نشدنی
inapproachable نزدیک نشدنی
illegibility خوانده نشدنی
inseparable جدا نشدنی
invisible دیده نشدنی
an inflexible rod of iron میل خم نشدنی
an impossible act کار نشدنی
impenetrable داخل نشدنی
impenetrable سوراخ نشدنی
impracticable اجراء نشدنی
irresuscitable زنده نشدنی
immiscible مخلوط نشدنی
immiscible امیخته نشدنی
impregnability تسخیر نشدنی
implacability ارام نشدنی
implacability نرم نشدنی
impierceable سوراخ نشدنی
imperforable سوراخ نشدنی
impalpable لمس نشدنی
indomitable رام نشدنی
ineligible شامل نشدنی
insurmountable بر طرف نشدنی
insoluble ماده حل نشدنی
tameless رام نشدنی
insatiate سیر نشدنی
insatiably سیر نشدنی
insatiable سیر نشدنی
unforgettable فراموش نشدنی
imperishable فاسد نشدنی
inapplicable اجرا نشدنی
incalculable شمرده نشدنی
unmanageable رام نشدنی
intractable رام نشدنی
inexorable نرم نشدنی
incorruptible فاسد نشدنی
indefinably توصیف نشدنی
indefinable توصیف نشدنی
indefatigable خسته نشدنی
ineradicable قلع نشدنی
ineradicable ریشه کن نشدنی
unrelenting تسلیم نشدنی
inexorable تسلیم نشدنی
unprintable چاپ نشدنی
inburnt پاک نشدنی
indigestive هضم نشدنی
inviolate غصب نشدنی
unerring اشتباه نشدنی
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com