English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (12 milliseconds)
English Persian
credit transfer انتقال اعتبار
credit transfers انتقال اعتبار
Search result with all words
assignable credit اعتبار قابل انتقال
transferable credit اعتبار قابل انتقال
Other Matches
overdraft حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
overdrafts حواله بیش از اعتبار دریافتی اضافه بر اعتبار
unfinanced بدون اعتبار تضمین اعتبار نشده
craft revolving fund حساب اعتبار مربوط به امادهنرهای دستی اعتبار خریدوسایل صنایع دستی
indeterminate change of station انتقال اجباری و موقتی انتقال پیش بینی شده
electronic funds transfer انتقال الکترونیکی داده ها انتقال الکتریکی سرمایه ها
credit system of supply سیستم براورد اعتبار برای تهیه و اماد سیستم تعیین اعتبار خرید اماد
transfer انتقال دادن نقل کردن انتقال
transfers انتقال دادن نقل کردن انتقال
transferring انتقال دادن نقل کردن انتقال
baseband transmission روشی که برای بکارگیری انتقال سیگنالهای فرکانس پایین از میان کابل کواکسیال جهت انتقال داده در شبکه بامحلی با فاصله کوتاه
transfer processing امور اداری نقل و انتقال وتسویه حساب با یکان اولیه برای انتقال به یکان دیگر
upload انتقال یک کپی از یک برنامه انتقال داده از یک سیستم استفاده کننده به یک سیستم کامپیوتری راه دور
signalled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signaled 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
signal 1-حالت موج تولید شده آنالوگ یا دیجیتال برای انتقال اطلاعات .2-پیام کوتاه برای انتقال کدهای کنترلی
xmodem یک پروتکل انتقال فایل غیرهمزمان برای کامپیوترهای شخصی که انتقال سالم فایل ها را از طریق سیستم تلفن اسان تر می سازد
transfer rate نسبت انتقال سرعت انتقال
transfer ladle کفچه انتقال چمچمه انتقال
negative acknowledgement کاراکتر کنترلی که ترمینال گیرنده در انتقال اطلاعات برای ترمینال فرستنده صادرمیکند تا اعلام کند که یک اشتباه انتقال در اخرین بلوک اطلاعات ارسال شده وجوددارد
trans shipment انتقال بکشتی دیگر انتقال بنقلیه دیگر
request for discharge عرضحال اعاده اعتبار دادن عرضحال اعاده اعتبار
IrDA روش استاندارد برای انتقال اطلاعات از طریق اشعه نوری . برای انتقال اطلاعات در کامپیوترهای قابل حمل یا PDA به یک چاپگر یا صفحه تصویر. برای این منظور کامپیوتر و چاپگر باید پورت IrDA داشته باشند
credibility اعتبار
prestige اعتبار
prestigious با اعتبار
validity اعتبار
valuing اعتبار
advance اعتبار
advances اعتبار
advancing اعتبار
values اعتبار
authenticity اعتبار
line of cerdit خط اعتبار
influenced اعتبار
influences اعتبار
influencing اعتبار
validation اعتبار
standing اعتبار
reputation اعتبار
reputations اعتبار
importance اعتبار
entitlement اعتبار
entitlements اعتبار
influence اعتبار
invalid : بی اعتبار
creditless بی اعتبار
creditability اعتبار
funded اعتبار
esteem اعتبار
fund اعتبار
credit line حد اعتبار
appropriation symbol کد اعتبار
invalids : بی اعتبار
reputability اعتبار
estimated اعتبار
estimating اعتبار
crediting اعتبار
credited اعتبار
estimates اعتبار
estimate اعتبار
credits اعتبار
void بی اعتبار
credit اعتبار
value اعتبار
budget اعتبار
budgeted اعتبار
budgets اعتبار
a company of good standing شرکتی با اعتبار
consensual validity اعتبار وفاقی
construct validity اعتبار سازه
imprest fund اعتبار مساعده
validation of a hypothesis اعتبار یک فرضیه
committment تامین اعتبار
validation of a model اعتبار یک الگو
settlement of credit تسویه اعتبار
validity check مقابله اعتبار
bank credit اعتبار بانکی
appropriation title عنوان اعتبار
l/c اعتبار نامه
letter of credit ورقه اعتبار
bad ناصحیح بی اعتبار
letter of credit برگه اعتبار
trust اعتقاد اعتبار
reliableness اعتبار موثقیت
credentials اعتبار نامه
letter of credit اعتبار اسنادی
trusted اعتقاد اعتبار
authenticity of a document اعتبار سند
under the credit تحت اعتبار
in force دارای اعتبار
item validity اعتبار پرسش
counter credit اعتبار متقابل
countervailing credit اعتبار متقابل
validity check بررسی اعتبار
insecure بی اعتبار متزلزل
bridging leon اعتبار موقت
validity index شاخص اعتبار
validity of a contract اعتبار قرارداد
issuing of the credit افتتاح اعتبار
back to back credit اعتبار اتکایی
issue a credit افتتاح اعتبار
budget credit اعتبار بودجه
validity criterion ملاک اعتبار
countervailing credit اعتبار اتکائی
blank credit اعتبار نامحدود
consumption credit اعتبار مصرفی
roll over credit اعتبار گردان
content validity اعتبار محتوا
revolving fund اعتبار در گردش
issuance credit افتتاح اعتبار
convergent validity اعتبار همگرا
validity coefficient ضریب اعتبار
revolving credit اعتبار گردان
void result نتیجه بی اعتبار
expenditure credit اعتبار مصرف
ex post به اعتبار گذشته
ervolving credit اعتبار گردان
authority اجازه اعتبار
on tick روی اعتبار
rehabilitation اعاده اعتبار
stock funds اعتبار خریدنقدی
military funds اعتبار نظامی
tax credit اعتبار مالیاتی
validity صحت اعتبار
credited اعتبار مالی
on trust بر مبنای اعتبار
expenditure credit اعتبار هزینه
test validity اعتبار ازمون
external validity اعتبار برونی
line of cerdit میزان اعتبار
trade credit اعتبار تجاری
expired بدون اعتبار
credits اعتبار مالی
concurrent validity اعتبار همزمان
factoring of credit عاملیت اعتبار
factoring of credit نمایندگی اعتبار
factorial validity اعتبار عاملی
face validity اعتبار صوری
trusts اعتقاد اعتبار
documentary credit اعتبار اسنادی
discriminant validity اعتبار افتراقی
appropriation reimbur sement تامین اعتبار
cross validation وارسی اعتبار
creditably از روی اعتبار
requirements of the credit شرایط اعتبار
credit insurance بیمه اعتبار
apportionment واگذاری اعتبار
credit term مدت اعتبار
funded اعتبار مالی
fund اعتبار مالی
invalidity عدم اعتبار
credit sale اعتبار در معامله
credit rating میزان اعتبار
credit expansion گسترش اعتبار
credit terms شرایط اعتبار
credit اعتبار مالی
open credit اعتبار نامحدود
differential validity اعتبار افتراقی
advising of credit ابلاغ اعتبار
agricultural credit اعتبار کشاورزی
crediting اعتبار مالی
cumulative credit اعتبار تراکمی
bail credit اعتبار تحت ضمانتنامه
chaplain activities fund اعتبار امور مذهبی
appropriation receipt رسیدسپرده رسید اعتبار
to legalize a signature اعتبار قانونی دادن
short credit اعتبار کوتاه مدت
status symbol نشانهی شان و اعتبار
status symbols نشانهی شان و اعتبار
appropriation limitation محدودیت تخصیص اعتبار
revolving credit اعتبار قابل تجدید
rehabilitating اعاده اعتبار کردن
revocable credit اعتبار قابل برگشت
sundry funds اعتبار اموررفاهی متفرقه
terms and conditions of the credit ضوابط و شرایط اعتبار
disreputable بی اعتبار مایه رسوایی
revocable letter of credit اعتبار قابل برگشت
rehabilitated اعاده اعتبار کردن
rehabilitate اعاده اعتبار کردن
rehabilitates اعاده اعتبار کردن
wild cat بی اعتبار بی پشتوانه نادرست
revalidate تجدید اعتبار کردن
stock funds اعتبار نقدی اماد
secret service money اعتبار سری دولت
legalised اعتبار قانونی دادن
credit squeeze کاهش حجم اعتبار
credit squeeze کاهش مقدار اعتبار
credit squeeze سیاست انقباض اعتبار
credit rating درجه بندی اعتبار
credit insurance بیمه نمودن اعتبار
letter of credit اعتبار نامه بانکی
reliability قابلیت اطمینان اعتبار
valid دارای اعتبار موثر
what is the limit on my account? حد اعتبار حساب من چقدراست؟
credit available اعتبار قابل استفاده
issuing bank بانک گشاینده اعتبار
overdraw بیش از اعتبار کشیدن
investment credit اعتبار طویل المدت
legalising اعتبار قانونی دادن
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com