Dictiornary-Farsi.com
English Persian Dictionary - Beta version
Home
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (4 milliseconds)
English
Persian
nominal size
اندازه اسمی
Other Matches
angle
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it.
<proverb>
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typefaces
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analog
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analogue
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
rated
اسمی
nounal
اسمی
trinomial
سه اسمی
onomastic
اسمی
denominative
اسمی
substantival
اسمی
nominal
اسمی
nominal pitch
گام اسمی
at par
بقیمت اسمی
at par
به قیمت اسمی
nominal value
ارزش اسمی
nominal value
بهای اسمی
nominal diameter
قطر اسمی
nominal data
داده اسمی
nominal value
مقدار اسمی
nominal rating
کار اسمی
nominal partner
شریک اسمی
nominal load
بار اسمی
nominal price
قیمت اسمی
nominal cost
هزینه اسمی
nominal capital
سرمایه اسمی
nominal income
درامد اسمی
nominal price
بهای اسمی
nominal scale
مقیاس اسمی
par value
ارزش اسمی
rated duty
کار اسمی
nominal value
قیمت اسمی
rated quantity
مقدار اسمی
rated voltage
ولتاژ اسمی
face value
ارزش اسمی
nominal voltage
ولتاژ اسمی
rated current
جریان اسمی
call price
ارزش اسمی
rating
رژیم اسمی
smee battery
پیل اسمی
nominal wage
مزد اسمی
face value
بهای اسمی
ostensible
شریک اسمی
ratings
رژیم اسمی
rated candlepower
شمع اسمی
below par
کمتر از بهای اسمی
intermittent rating
کار اسمی متناوب
below par
کمتر از ارزش اسمی
full load
بار خارجی اسمی
nominal load
بار خارجی اسمی
at par
قیمت اسمی سند
voltage rating of a condenser
ولتاژ اسمی خازن
it answers to its name
اسمی است بامسمی
continuous rating
کار پیوسته اسمی
gerunds
اسمی که از اضافه کردن
gerund
اسمی که از اضافه کردن
n.h.p.
توان اسمی دستگاه
above par
بالاتر از بهای اسمی
nominal interest rate
نرخ بهره اسمی
nominal value
قیمت اسمی سهمی
abjectival use of a noun
استعمال اسمی به طور صفت
nominative indepdent
اسمی که درحالت نداواقع شود
asthmatics
دچار تنگی نفس اسمی
indicated horsepower
توان اسب اسمی دستگاه
nominal gross national product
محصول ناخالص ملی اسمی
nominal horsepower
توان اسب اسمی دستگاه
at par
بقیمت اصلی برابرقیمت اسمی
asthmatic
دچار تنگی نفس اسمی
processor
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage
اندازه وسیله اندازه گیری
gage
اندازه گیر اندازه گرفتن
sizes
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
size
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
bond discount
تنزل مبلغ اسمی اوراق قرضه
pentaptote
اسمی که دارای پنج حالت باشد
write down
تنزل دادن بهای اسمی سهام
His name is never mentioned anywhere .
اسمی ازاو درجایی برده نمی شود
depreciation of currency
کاهش قیمت اسمی سکه طلای استاندارد
at par
قیمت ثابت انتقال ارز به بهای اسمی
debt discount
تفاوت ارزش اسمی بدهی واصل مبلغ
write down
یادداشت کردن تنزل دادن بهای اسمی سهام
premiums
مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
premium
مبلغی که اضافه برقیمت اسمی سهام پرداخت میشود
measure
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
nominative appositive
اسمی که بعلت بدل شدن حالت فاعلیت پیدا کند
cation
یونی با بار مثبت که در جهت اسمی جریان حرکت میکند
tolerance
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
tolerances
بیشترین اختلاف مجاز بین ابعاد واقعی و اسمی یک قطعه
imparisyllabic
دردستوریونانی اسمی که حالت اضافه هجاهای بیشتری داردتادرحالت فاعلیت
callable bond
نوعی قرضه که صادر کننده حق بازخرید ان را قبل ازموعد اسمی ندارد
face value
مبلغ اسمی مبلغی که روی سکه اسکناس و یا سهام نوشته شده است
gauge
اندازه اندازه گیر
gauged
اندازه اندازه گیر
gauges
اندازه اندازه گیر
stream gaging
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
angular momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
moment of momentum
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
measuring converter
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
oblique case
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
adobe type manager
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
nominal scale
شاخص مقیاس اسمی مقیاس غیر واقعی مقیاس تقریبی
declinating station
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
moving iron instrument
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
degree
اندازه
bulk
اندازه
to what extent
<adv.>
تا چه اندازه ای
in what way
<adv.>
تا چه اندازه ای
tract
اندازه
degrees
اندازه
deals
اندازه
floor length
اندازه کف
what
چه اندازه
measurement
اندازه
to size up
اندازه
deal
اندازه
immeasurable
بی اندازه
tracts
اندازه
measurements
اندازه
attack size
اندازه تک
quantum
اندازه
equal
: هم اندازه
equaled
: هم اندازه
equaling
: هم اندازه
equalled
: هم اندازه
equalling
: هم اندازه
equals
: هم اندازه
metre
اندازه
screamingly
بی اندازه
beyond measure
بی اندازه
metres
اندازه
what is your size?
اندازه
dealt
اندازه
To some extent. Within limits.
تا اندازه ای
indefinite
بی اندازه
inordinate
بی اندازه
immoderately
بی اندازه
isometric
هم اندازه
isometrics
هم اندازه
in part
<idiom>
تا یک اندازه
gauge
اندازه
immense
بی اندازه
extent
اندازه
gauged
اندازه
gauges
اندازه
immensely
بی اندازه
fitted
اندازه
how far
<adv.>
تا چه اندازه ای
magnitude
اندازه
infintesimal
بی اندازه
dimensions
اندازه
isodiametric
هم اندازه
meter
اندازه
sizes
اندازه
size
اندازه
symmetric
هم اندازه
inordinately
بی اندازه
soupcon
اندازه کم
so far forth
تا ان اندازه
measurer
اندازه
rather
تا یک اندازه
hecatompet
[اندازه صد پا]
gauge=gage
اندازه
dimension
اندازه
meters
اندازه
measure
اندازه
without limit
بی حد بی اندازه نامحدود
wire guage
اندازه سیم
screen size
اندازه صفحه
neat size
اندازه خالص
size effect
تاثیر اندازه
as well
بهمان اندازه
basic size
اندازه اولیه
area of conductor
اندازه سیم
atomic size
اندازه اتم
much as
بهر اندازه که
size constancy
ثبات اندازه
fitted
هم اندازه شده
middle sized
میان اندازه
minimum size
اندازه حداقل
size control
کنترل اندازه
basic size
اندازه اصلی
atomic size
اندازه اتمی
nominal size
اندازه نامی
scale factor
ضریب اندازه
salinity
اندازه شوری
gauging
اندازه گیری
measuring
اندازه گیر
modules
اندازه میزان
modules
اندازه گیری
module
اندازه میزان
out of proportion
خارج از اندازه
over size
بزرگتر از اندازه
remedial measure
اندازه کمکی
partially true
تا یک اندازه راست
Recent search history
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Dictiornary-Farsi.com