English Persian Dictionary - Beta version
 
 
Home
 
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
English Persian
image format اندازه شیشه عکاسی
Other Matches
negative photo plane افق شیشه عکاسی
photogravure گراور سازی از روی شیشه عکاسی
negatives گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
negative گزارش منفی نسخه فیلم عکاسی یا شیشه عکس
image format اندازه فیلم عکاسی
imagery sortie پرواز مخصوص عکاسی هواپیمای عکاسی ماموریت عکاسی هوایی
denitometer وسیله اندازه گیری درجه تیرگی تصاویر عکاسی
spectrozonal photography عکاسی از اشیاء منتخب عکاسی از اشیای مخصوص
continuous strip imagery عکاسی متوالی از یک نوارزمین عکاسی مداوم از یک نوار
ink bottle شیشه مرکب شیشه جوهر
plate glass شیشه سنگ شیشه تختهای
glassman تاجر شیشه شیشه ساز
trimetrogon عکاسی هوایی با استفاده ازسه بعد یا صفحه سه بعدی عکاسی سه بعدی هوایی
flatbed وسیلهای با شیشه مسط ح که کار هنری روی آن قرار می گیرد نوک اسکن زیر شیشه حرکت میکند و تصویر را به فایل گرافیکی تبدیل میکند
country cover diagram دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
lens distortion خطای عدسی دوربین عکاسی انحراف عدسی دوربین عکاسی
vitrify بصورت شیشه در اوردن بصورت شیشه درامدن
angle اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it. <proverb> اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typeface اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typefaces اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
orifice meter روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
analog نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogues نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
glass wool پشم یا براده شیشه پشم شیشه
processor ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
gage اندازه وسیله اندازه گیری
gage اندازه گیر اندازه گرفتن
size 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes 1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
photogeny عکاسی
photography عکاسی
telephoto عکاسی رادیویی
photographic وابسته به عکاسی
photographic strip باند عکاسی
photographic scale مقیاس عکاسی
telephotography عکاسی رادیویی
photography لوازم عکاسی
line of collimation خط محور عکاسی
photoionization یونش عکاسی
facsimile عکاسی رادیویی
kodak دوربین عکاسی
photographic strip نوار عکاسی
facsimiles عکاسی رادیویی
heliochrome عکاسی رنگی
flash photography عکاسی شب بابرق
flashlights لامپ عکاسی
filmed فیلم عکاسی
faxing عکاسی رادیویی
photographic accessories لوازم عکاسی
wirephoto عکاسی رادیویی
shutterbug عاشق عکاسی
faxes عکاسی رادیویی
faxed عکاسی رادیویی
fax عکاسی رادیویی
flash فلاش عکاسی
flashed فلاش عکاسی
flashes فلاش عکاسی
brownie یکجوردوربین عکاسی
brownies یکجوردوربین عکاسی
imagery عکاسی هوایی
radiophoto عکاسی رادیویی
aerial photography عکاسی هوائی
phototelegraphy عکاسی رادیویی
photochromy عکاسی رنگی
film فیلم عکاسی
photographic chemistry شیمی عکاسی
photographic fixing ثبوت عکاسی
dark room تاریکخانه عکاسی
flashlight لامپ عکاسی
measure 1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
photoflash فشنگ منورمخصوص عکاسی در شب
camera nadir محورلولایی دوربین عکاسی
camera axis محور دوربین عکاسی
fan cameras دوربینهای عکاسی منظرهای
thermal imagery عکاسی مادون قرمز
camera دوربین یا جعبه عکاسی
exposure station ایستگاه عکاسی هوایی
flash lamp لامپ پر نور عکاسی
isocentre خط المرکزین دوربین عکاسی
telephotography عکاسی از راه دور
exposure scale جدول پرتوگیری [عکاسی]
Dont move . Hold it. Keep stI'll. بی حرکت ( در عکاسی وغیره )
photographically از روی علم عکاسی
to print out چاپ کردن در عکاسی
dicing photography عکاسی در ارتفاع کم باهواپیما
bombardment photography عکاسی از بمباران هوایی
vidicon لوله دوربین عکاسی
filmstrip فیلم عکاسی 53 میلمتری
flash bulb فلاش دوربین عکاسی
cameras دوربین یا جعبه عکاسی
heliocheomy عکاسی بارنگ طبیعی
iris دیافراگم [دوربین عکاسی]
(iris) diaphragm دیافراگم [دوربین عکاسی]
safelight چراغ تاریکخانه عکاسی
fixer دوای ثبوت عکاسی
flashbulbs لامپ پرنور فلاش عکاسی
photocopy رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photomap نقشه برداری بوسیله عکاسی
folded optics وسیله عکاسی یا دیدبانی تاشونده
photocopies رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopied رونوشت برداری بوسیله عکاسی
photocopying رونوشت برداری بوسیله عکاسی
flashbulb لامپ پرنور فلاش عکاسی
radar imagery عکاسی به وسیله امواج رادار
imagery شبیه سازی عکاسی کردن
platinotype عکاسی بوسیله املاح پلاتین
camera magazine جعبه محتوی فیلم عکاسی
camera obscura اطاقک تاریک جعبه عکاسی
photoengraving گراور سازی بوسیله عکاسی
thermal crossover تقابل حرارتی در عکاسی مادون قرمز
photoengrave بوسیله عکاسی گراور سازی کردن
time exposure مدت بازماندن دیافراگم دوربین عکاسی
ground position نقطه تصویرزمینی هواپیمای در حال عکاسی
thermal imagery عکاسی با اشعه حرارتی مادون قرمز
telecamera دوربین مخصوص عکاسی ازفواصل دور
sortie plot شمای منطقه پرواز در عکاسی هوایی
cover search جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی
canadian , grid سیستم شبکه بندی عکاسی برجسته منشوری
panoramic دوربین منظره نما یا افق نمادر عکاسی
zoom lenses عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
zoom lens عدسی دوربین عکاسی دارای کانون متغیر
sonne photography روش عکاسی به طریقه عکسبرداری از یک نوار ممتدزمین
gauged اندازه اندازه گیر
gauge اندازه اندازه گیر
gauges اندازه اندازه گیر
coverage index کالک نمایش مناطق زیرپوشش شناسایی عکاسی هوایی
continuous strip photography عکاسی به طریق نوار مداوم عکسبرداری هوایی با نوارمداوم
infrared resolution تجزیه و تحلیل و کاوش هدف با عکاسی مادون قرمز
latensification تقویت عکس فاهر شده عکاسی بوسیله مواد شیمیایی
crab angle زاویه بین مسیر حرکت هواپیما و محور دوربین عکاسی
tip در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
tipping در عکاسی هوایی چرخش دوربین حول محور افقی هواپیما
box camera دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
box cameras دوربین عکاسی ساده و جعبه مانند که دستگاه میزان ندارد
pantoscope دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردوازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
images وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.
image [وسیله عکاسی الکترونیکی که سیگنالی تولید میکند به مجموعهای از نورها.]
pane شیشه
bottle شیشه
glass شیشه
glazier شیشه گر
glazier شیشه بر
panes شیشه
plate شیشه
glass cutter شیشه بر
glassblower شیشه گر
plates شیشه
bottles شیشه
water glass اب شیشه
glass blower شیشه گر
moment of momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
stream gaging اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
measuring converter مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
angular momentum اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
light trap اسبابی که حائل نور بوده ولوازم عکاسی دران حرکت کند
panoramic camera دوربین عکاسی که عدسی گردنده داردو ازدورنمای مسلسل عکس برمیدارد
camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن دیافراگم دوربین دوره تناوب عکاسی
silicate of soda شیشه مایع
opaline شیشه مات
glass شیشه الات
obscured glass شیشه مات
sodium metasilicate شیشه مایع
obsidian شیشه معدنی
bottle brush شیشه پاک کن
vial شیشه نمونه
sight glass شیشه مرئی
optic شیشه عینک
sheetglass ورق شیشه
obscured glass شیشه تار
sodium silicate شیشه مایع
vitrification تبدیل به شیشه
vitrification شیشه سازی
vitriform شیشه مانند
glass شیشه گرفتن
muscovy glass شیشه معدنی
sheetglass شیشه ورق
opalline شیشه مات
soluble glass شیشه مایع
glassware شیشه الات
sandiver ریم شیشه
spun glass شیشه ریسیده
glassy شیشه مانند
glazing شیشه کاری
plate glass شیشه لوحی
glasshouses شیشه گرخانه
glasshouse شیشه گرخانه
quartzite brick سنگ شیشه
tempered glass شیشه ابداده
safety glass شیشه ایمنی
stined glass شیشه رنگی
stock bottle شیشه ذخیره
brushes شیشه شور
brush شیشه شور
safety glass شیشه بی خطراتومبیل
safety glass شیشه نشکن
sandiver خلط شیشه
Recent search history
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Dictiornary-Farsi.com